تبلیغات
khademineasheghaneabasaleh - استفتائات مقام معظم رهبری ادامه(احکام نماز)
 
khademineasheghaneabasaleh
به امید فرج مهدی منتظر همچنان منتظریم
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : morteza taghavi
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وب سایت؟







برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

قصد اقامت و مسافت شرعى‏

س 675 : من در جا یى كار مى‏كنم كه كمتر از مسافت شرعى با شهر مجاور فاصله دارد و چون هیچیك از دو مكان، وطن من نیست، لذا در محل كارم قصد اقامت ده روز مى‏كنم تا نمازم را تمام خوانده و بتوانم روزه بگیرم، و هنگامى كه در محل كارم قصد اقامت ده روز مى‏كنم در خلال آن مدت

و بعد از آن قصد رفتن به شهر مجاور نمى‏كنم، حكم شرعى من در حالتهاى زیر چیست؟
1- اگر قبل از پایان ده روز بخاطر حادثه‏اى یا كارى به آن شهر بروم و بعد از تقریباً دو ساعت، به محل كارم برگردم؟
2- اگر بعد از پایان ده روز به قصد رفتن به محله معینى به آن شهر بروم و از مقدار مسافت شرعى تجاوز نكنم و بعد از یك شب توقف، به محل اقامتم برگردم؟
3- بعد از پایان ده روز به قصد رفتن به محله معینى به آن شهر بروم ولى بعد از رسیدن به آن محله، تصمیم به رفتن به محله دیگرى كه با محل اقامت من بیشتر از مسافت شرعى فاصله دارد، بگیرم؟
ج: 1 - 2: بعد از استقرار حكم تمام بودن نماز در محل اقامت هر چند با خواندن حداقل یك نماز چهار ركعتى در آنجا باشد، خارج شدن از آنجا به مقدار كمتر از مسافت شرعى، به مدت یك ساعت یا دو ساعت یا بیشتر در یك یا چند روز، به قصد اقامت ضرر نمى‏رساند، و در این صورت فرقى نمى‏كند كه خروج قبل از پایان ده روز باشد یا بعد از آن، و تا مسافرت جدیدى انجام نشده نماز تمام و روزه صحیح است.
3- رفتن به محله‏هاى دیگر شهر محل اقامت هر چند با محله قصد اقامت به مقدار مسافت شرعى فاصله داشته باشد به قصد اقامت و حكم آن ضرر نمى‏رساند، ولى اگر پس از قصد اقامت در شهرى به شهر دیگرى كه با شهر محل اقامت به مقدار مسافت شرعى فاصله دارد برود، قصد اقامت قبلى وى به هم مى‏خورد و بعد از برگشت به محل اقامت، باید دوباره قصد نماید.

س 676 : اگر مسافر بعد از خروج از وطن، از راهى عبور كند كه صداى اذان وطن اصلى خود را بشنود و یا دیوار خانه‏هاى آن را ببیند، آیا به مسافت شرعى ضرر مى‏رساند؟
ج: تا از وطن خود عبور نكرده، ضررى به مسافت شرعى نمى‏رساند و مسافرتش قطع نمى‏شود، ولى تا در داخل محدوده ما بین وطن و حد ترخص آن هست، حكم مسافر بر او جارى نمى‏شود.

س 677 : محل كار من كه در آنجا سكونت هم دارم، غیر از وطن اصلى ام است و با آن بیش از مسافت شرعى فاصله دارد، و محل كارم را هم وطن خود قرار نداده‏ام و امكان دارد فقط براى چندین سال در آنجا بمانم. گاهى از آنجا براى انجام ماموریت ادارى به مدت دو یا سه روز در ماه خارج مى‏شوم، آیا هنگامى كه از شهرى كه در آن سكونت دارم به مقدارى بیش از مسافت شرعى خارج شده و بر مى‏گردم، واجب است در بازگشت قصد اقامت ده روز كنم یا خیر؟ و اگر قصد اقامت ده روز واجب است، تا چه مسافتى، مى‏توانم به اطراف شهر بروم؟
ج: اگر از شهرى كه در آن سكونت دارید، به مقدار مسافت شرعى خارج شوید، هنگام مراجعت باید دوباره قصد اقامت ده روز نمایید، و در صورتى كه قصد اقامت ده روز به طور صحیح تحقق پیدا كرد و حكم تمام خواندن نماز هر چند با خواندن حداقل یك نماز چهار ركعتى محقق شد، خروج به كمتر از مسافت شرعى به اندازه یك تا دو ساعت در یك یا چند روز كه مجموعاً از مقدار ثلث روز یا شب تجاوز نكند، ضررى به حكم اقامت نمى‏زند، همچنانكه در خلال ده روز قصد خروج به باغها و مزرعه‏هاى محل اقامت، به قصد اقامت آسیبى نمى‏رساند.

س 678 : اگر شخصى براى چندین سال در چهار كیلومترى وطنش باشد و هر هفته به خانه‏اش برود، هنگامى كه این شخص به محلى مسافرت كند كه فاصله آن با وطنش بیست و پنج كیلومتر و با مكانى كه چندین سال در آن درس خوانده است، بیست و دو كیلومتر است، نماز او چه حكمى دارد؟
ج: اگر از وطنش به آنجا مسافرت كند، نماز قصر است.

س 679 : مسافرى قصد رفتن به سه فرسخى را دارد ولى از ابتدا در نظر دارد در بین راه از راه فرعى براى انجام كار معینى به یك فرسخى برود و سپس داخل مسیر اصلى شود و به سفر خود ادامه دهد، نماز و روزه این مسافر چه حكمى دارد؟
ج: حكم مسافر را ندارد و ضمیمه كردن مقدار راهى كه با خروج از مسیر اصلى و بازگشت به آن پیموده براى تكمیل مسافت شرعى كافى نیست.

س 680 : با توجه به فتواى امام خمینى «قدس سره» مبنى بر وجوب قصر نماز و افطار هنگام سفر به هشت فرسخى، اگر مقدار رفتن كمتر از چهار فرسخ باشد ولى در بازگشت، بعلت مشكلات راه و نبودن ماشین، مجبور به پیمودن مسافتى بیش از شش فرسخ شود، آیا باید نماز را شكسته خواند و روزه را افطار كرد؟
ج: اگر رفتن كمتر از چهار فرسخ باشد و مسیر بازگشت هم به مقدار مسافت شرعى نباشد، نماز تمام و روزه صحیح است.

س 681 : كسى كه از محل سكونت خود به محل دیگرى كه كمتر از مسافت شرعى است، سفر كند و در خلال ایام هفته چندین بار از آن محل به محله‏هاى دیگر برود بطورى كه مجموع مسافت بیش از هشت فرسخ شود، چه وظیفه‏اى دارد؟
ج: اگر هنگام خارج شدن از منزل قصد پیمودن آن مسافت را نداشته و فاصله بین مقصد اول و محله‏هاى دیگر هم به مقدار مسافت شرعى نباشد، حكم مسافر را ندارد.

س 682 : اگر انسان به قصد رفتن به مكان معینى از شهر خود خارج شود و در آنجا به گردش بپردازد، آیا این گردش جزء مسافتى كه از منزل پیموده، محسوب مى‏شود؟
ج: گردش در مقصد جزء مسافت محسوب نمى‏شود.

س 683 : آیا هنگام قصد اقامت، جایز است نیّت خروج از محل اقامت به محل دیگرى كه كمتر از چهار فرسخ با آن فاصله دارد را بنمایم؟
ج: قصد خروج از محل اقامت به اندازه كمتر از مسافت شرعى در اثناى ده روز، زمانى به صحت قصد اقامت ضرر مى‏رساند كه خارج شدن عرفا به صدق ماندن ده روز در محل اقامت ضرر بزند مانند بیرون رفتن یك روز كامل چه رسد به خارج شدن هر روزه از محل اقامت، ولى اگر به صدق اقامت ده روز ضرر نزند مثل بیرون رفتن از آنجا به مدت چند ساعت از روز یا شب براى یك بار یا چند بار به شرطى كه مجموع ساعات خروج از یك سوم روز یا شب بیشتر نشود، در این صورت، قصد خروج به قصد اقامت لطمه نمى‏زند.

س 684 : با توجه به اینكه رفت و آمد از محل سكونت به محل كار كه بیشتر از بیست و چهار كیلومتر از هم فاصله دارند، موجب مى‏شود كه نماز تمام خوانده شود، اگر من از شهرى كه در آن كار مى‏كنم به خارج از آن و یا شهر دیگرى كه فاصله آن با محل كارم به مقدار مسافت شرعى نیست، بروم و قبل از ظهر یا بعد از ظهر به محل كارم برگردم، آیا باز هم نمازم تمام است؟
ج: به مجرد خارج شدن از محل كار به مقدار كمتر از مسافت شرعى، حكم نماز و روزه شما در محل كار تغییر نمى‏كند هر چند ارتباطى با كار روزانه شما نداشته باشد، و فرقى هم نمى‏كند كه قبل از ظهر به محل كارتان برگردید یا بعد از ظهر.

س 685 : من از اهالى اصفهان هستم و مدتى است كه در دانشگاهى در شاهین شهر كه از توابع اصفهان است مشغول به كارم، و فاصله بین اصفهان و شاهین شهر كمتر از مسافت شرعى (در حدود بیست كیلومتر) است ولى تا دانشگاه كه در اطراف شاهین شهر واقع شده، بیشتر از مسافت شرعى (در حدود بیست و پنج كیلومتر) است. با توجه به اینكه دانشگاه در شاهین شهر است و راه من از وسط شهر عبور مى‏كند ولى مقصد اصلى من دانشگاه است، آیا مسافر محسوب مى‏شوم یا خیر؟
ج: اگر فاصله بین دو شهر كمتر از چهار فرسخ شرعى باشد، حكم سفر مترتب نمى‏شود.

س 686 : من هر هفته براى زیارت حضرت معصومه «سلام الله علیها » و انجام اعمال مسجد جمكران به شهر قم مسافرت مى‏كنم، آیا در این سفر نمازم را تمام بخوانم یا شكسته؟
ج: در این سفر حكم سایر مسافرین را دارید و نماز شما قصر است.

س 687 : محل تولد من شهر كاشمر است و از سال 1345 هجرى شمسى تا سال 1369 ساكن تهران بوده‏ام و آنجا را وطن براى خود انتخاب كردم، و مدت سه سال است كه همراه با خانواده‏ام براى ماموریت ادارى به بندرعباس آمده و كمتر از یك سال دیگر به شهر تهران كه وطن من است باز خواهم گشت. با توجه به اینكه در مدتى كه در بندرعباس هستم، هر لحظه امكان دارد براى ماموریت به شهرهاى تابع بندرعباس بروم و مدتى در آنجا بمانم و زمان ماموریت‏هاى ادارى هم كه به من ارجاع مى‏شود قابل پیش بینى نیست، خواهشمندم اولا حكم نماز و روزه مرا بیان فرما یید.
ثانیا ً: با توجه به اینكه در اغلب اوقات یا در بعضى از ماههاى سال براى چند روز در ماموریت ادارى بسر مى‏برم، آیا كثیر السفر محسوب مى‏شوم یا خیر؟
ثالثا: با توجه به اینكه همسرم خانه‏دار و متولد تهران است و با من به بندرعباس آمده و ساكن آن شده است، حكم شرعى نماز و روزه وى چیست؟
ج: نماز و روزه شما در محل كار فعلى تان كه وطن شما نیست حكم نماز و روزه مسافر را دارد یعنى اینكه نماز شكسته و روزه صحیح نیست مگر آنكه در آنجا قصد اقامت ده روز كنید و یا هر ده روز بطور مكرر از محل كار تا مسافت شرعى حداقل یك بار به خاطر كارى كه مربوط به وظیفه شما است مسافرت نمایید، و اما همسرتان كه در محل كار همراه شما است، اگر قصد اقامت ده روز كرده باشد نماز وى تمام و روزه‏اش صحیح است و در غیر این صورت نمازش شكسته است و نمى‏تواند روزه بگیرد.

س 688 : شخصى قصد اقامت ده روز در جائى كرده است بخاطر اینكه مى‏دانسته ده روز در آنجا مى‏ماند و یا تصمیم بر ماندن داشته است ولى بعد از آنكه با خواندن یك نماز چهار ركعتى، حكم تمام خواندن نماز بر او مترتب شد، مسافرتى غیر ضرورى براى وى پیش مى‏آید، آیا رفتن به آن سفر براى او جایز است؟
ج: سفر او اشكال ندارد هر چند غیر ضرورى مى‏باشد.

س 689 : اگر فردى براى زیارت حرم امام رضا «علیه‏الصلوة و السلام» مسافرت نماید و با آنكه مى‏داند كمتر از ده روز در آنجا خواهد ماند ولى براى اینكه نمازش تمام باشد، قصد اقامت ده روز مى‏كند، این كار او چه حكمى دارد؟
ج: اگر مى‏داند كه در آنجا ده روز نمى‏ماند، قصد اقامت ده روز معنا و اثرى ندارد و باید در آنجا نمازش را شكسته بخواند.

س 690 : مامورین غیر محلى كه هیچگاه ده روز در شهر محل كار نمى‏مانند ولى مسافرت آنان كمتر از مسافت شرعى است، از جهت تمام یا شكسته بودن نماز چه وظیفه‏اى دارند؟
ج: اگر فاصله بین وطن و محل كار آنها به مقدار مسافت شرعى ولو تلفیقاً نباشد، احكام مسافر را ندارند، و كسى كه بین وطن و محل كارش به مقدار مسافت شرعى فاصله باشد، اگر حداقل هر ده روز یك بار بین آن دو رفت و آمد مى‏كند، نمازش را باید تمام بخواند، ولى هر گاه ده روز یا بیشتر در وطن یا محل كار اقامت كند در سفر اول بعد از ده روز، حكم سایر مسافرین را خواهد داشت.

س 691 : كسى كه به جا یى مسافرت كرده و نمى‏داند چه مقدار در آنجا خواهد ماند، ده روز یا كمتر، چگونه باید نماز بخواند؟
ج: وظیفه شخص مردد تا سى روز قصر است و از آن به بعد باید نمازش را تمام بخواند هر چند در همان روز بخواهد برگردد.
س692 : كسى كه در دو مكان تبلیغ مى‏كند و قصد اقامت ده روز هم در آن منطقه دارد، نماز و روزه‏اش چه حكمى دارد؟
ج: اگر از نظر عرف دو مكان محسوب شوند، قصد اقامت در هر دو محل و یا در یكى از آن دو با قصد رفت و آمد به مكان دیگر در خلال ده روز، صحیح نیست.

 

حد ترخّص‏

س 693 : در آلمان و بعضى از كشورهاى اروپا یى، گاهى فاصله بین بعضى از شهرها (یعنى فاصله تابلوهاى خروجى شهرى و ورودى شهر دیگر) به صد متر نمى‏رسد حتى بعضى از خانه‏ها و خیابان‏هاى دو شهر كاملاً به هم متصل هستند، حدّ ترخص این موارد چگونه است؟
ج: با فرض اتصال یكى از دو شهر به دیگرى به نحوى كه در سؤال آمده است، آن دو، حكم دو محله یك شهر را دارند كه خروج از یكى به دیگرى مسافرت محسوب نمى‏شود تا نیاز به حد ّ ترخص باشد.

س 694 : معیار حد ّ ترخص شنیدن اذان و دیدن دیوارهاى شهر است، آیا یكى از آن دو كافى است یا اینكه باید هر دو با هم وجود داشته باشند؟
ج: احوط، رعایت هر دو علامت است هر چند بعید نیست كه شنیده نشدن اذان براى تعیین حد ترخص كافى باشد.

س 695 : آیا معیار حد ترخص شنیدن صداى اذان از خانه‏هاى طرفى است كه مسافر از آن طرف شهر خارج یا داخل آن مى‏شود، یا اینكه معیار اذان وسط شهر است؟
ج: معیار، شنیدن اذان آخر شهر است از طرفى كه مسافر از آن خارج و یا داخل آن مى‏شود.

س 696 : در اینجا بین اهالى یكى از نواحى راجع به مسافت شرعى اختلاف وجود دارد. عده‏اى مى‏گویند كه دیوارهاى آخرین خانه‏هاى منطقه كه به هم متصل هستند، ملاك است. عده‏اى هم معتقدند كه باید مسافت را از كارخانه‏ها و شهركهاى پراكنده‏اى كه بعد از خانه‏هاى شهر واقع شده است، محاسبه كرد، سؤال این است كه آخر شهر كجاست؟
ج: تعیین آخر شهر موكول به نظر عرف است. اگر در نظر عرف كارخانه‏ها و شهركهاى پراكنده اطراف شهر جزو شهر نباشد، مسافت را از آخر خانه‏هاى شهر باید حساب نمود.

 

سفر معصیت‏

س 697 : اگر انسان بداند در سفرى كه مى‏خواهد برود، مرتكب معاصى و محرمات خواهد شد، آیا نمازش شكسته است یا تمام؟
ج: مادامى كه سفر او بخاطر ترك واجب یا فعل حرامى نباشد، نماز او مانند سایر مسافران شكسته است.

س 698 : كسى كه بدون قصد معصیت مسافرت كند ولى در بین راه براى ادامه و تكمیل سفر قصد ارتكاب معصیت نماید، آیا باید نمازش را تمام بخواند یا شكسته؟ آیا نمازهاى شكسته‏اى كه در طول راه خوانده، صحیح است یا خیر؟
ج: واجب است از زمانى كه قصد استمرار سفر به خاطر معصیت كرده، نمازش را تمام بخواند، و نمازهایى را كه پس از تصمیم به ادامه سفر به قصد ارتكاب گناه، شكسته خوانده است، باید اعاده كند و تمام بخواند.

س 699 : سفر براى تفریح یا خرید مایحتاج زندگى با فرض فراهم نبودن مكانى براى نماز و مقدمات آن در مسافرت، چه حكمى دارد؟
ج: اگر بداند در مسافرت مبتلا به ترك بعضى از واجبات نماز مى‏شود، احوط این است كه به آن سفر نرود، مگر آنكه ترك آن براى او ضرر یا مشقت داشته باشد. در هر صورت نماز را در هیچ حالى جایز نیست ترك نماید.

 

احكام وطن‏

س 700 : من متولد شهر تهران هستم و پدر و مادرم در اصل از اهالى شهر «مهدى شهر» هستند لذا چندین بار در طول سال به آنجا سفر مى‏كنند و من هم به تبعیت از آنان همراه شان مى‏روم، با توجه به اینكه من قصد بازگشت به «مهدى شهر» را براى سكونت ندارم بلكه قصد دارم در تهران بمانم، نماز و روزه‏ام چه حكمى دارند؟
ج: در فرض مذكور، نماز و روزه شما در وطن اصلى پدر و مادرتان، حكم نماز و روزه سایر مسافرین را دارد.

س 701 : من شش ماه از سال را در شهرى و شش ماه را در شهر دیگرى كه محل تولدم و محل سكونت من و خانواده‏ام است زندگى مى‏كنم، ولى در شهر اول بطور متوالى و مستمر ساكن نیستم مثلاً دو هفته یا ده روز و یا كمتر در آن مى‏مانم و سپس به محل تولد و سكونت خانواده‏ام بر مى‏گردم، سؤال من این است كه اگر قصدماندن كمتر از ده روز را در شهر اول داشته باشم، آیا حكم مسافر را دارم یا خیر؟
ج: اگر آن شهر وطن اصلى شما نباشد و قصد توطن در آنجا را هم نداشته باشید، در صورتى كه قصد اقامت كمتر از ده روز را داشته باشید، حكم سایر مسافرین را دارید، مگر آنكه آنجا محل كار شما باشد و حداقل هر ده روز یكبار جهت كار به آنجا رفت و آمد داشته باشید كه در این صورت نماز شما تمام و روزه صحیح است.

س 702: حدود دوازده سال است كه در شهرى بدون اینكه قصد زندگى دائمى در آن را داشته باشم، ساكن هستم. آیا این شهر وطن من محسوب مى‏شود؟ چه مدتى لازم است تا آن شهر وطن من شود؟ و چگونه مى‏توان احراز كرد كه عرف آنجا را وطن من مى‏داند؟
ج: حكم وطن جدید مترتب نمى‏شود مگر با قصد اقامت دائم هر چند به مدت چند ماه در هر سال در محلى و یا قصد اقامت ده دوازده سال یا بیشتر در محلى فقط به قصد زندگى در آنجا و سكونت در آن با همین قصد و یا سكونت در آن بدون قصد اقامت دائم ‏به مدت طولانى، به مقدارى كه نزد مردم آن محل، اهل آنجا محسوب شود.

س 703 : وطن شخصى تهران است و در حال حاضر قصد دارد در یكى از شهرهاى نزدیك تهران ساكن شده و آن را وطن خود قرار دهد، ولى چون محل كسب و كار روزانه‏اش در تهران است، نمى‏تواند براى اینكه آن شهر وطن او شود، ده روز، چه رسد به شش ماه در آن بماند بلكه هر روز به محل كارش مى‏رود و شب به آنجا برمى‏گردد، نماز و روزه او در آن شهر چه حكمى دارد؟
ج: شرط تحقق عنوان وطن جدید این نیست كه انسان بعد از قصد توطن و سكونت در شهرى، شش ماه به طور مستمر در آنجا بماند، بلكه بعد از اینكه آنجا را به عنوان وطن جدید انتخاب نمود و خانواده‏اش را در آنجا مستقر كرد، همین كه پس از انجام كار روزانه‏اش نزد آنان برگردد و شب را پیش آنها بماند تا زمانى كه از نظر عرف اهل آنجا محسوب شود، براى تحقق وطن جدید كافى است.

س 704 : محل تولد من و همسرم شهر كاشمر است ولى بعد از استخدام در یكى از ادارات دولتى، به نیشابور منتقل شدم ولى پدر و مادر ما هنوز در زادگاهمان زندگى مى‏كنند، در ابتداى رفتن به نیشابور، از وطن اصلى خود اعراض كردیم ولى اكنون بعد از پانزده سال از این امر منصرف شده‏ایم، خواهشمندم به سؤالات زیر پاسخ فرمایید:
1- هنگامى كه به خانه پدر و مادرمان مى‏رویم و چند روز نزد آنها مى‏مانیم، وظیفه من و همسرم راجع به نماز چیست؟
2- فرزندان ما كه در محل سكونت فعلى ما (نیشابور) متولد شده و در حال حاضر به سن بلوغ رسیده‏اند، هنگامى كه به شهر پدرىمان (كاشمر) رفته و چند روز نزد آنها مى‏مانیم، چه وظیفه‏اى دارند؟
ج: بعد از آنكه از وطن اصلى تان  (كاشمر) اعراض كردید، دیگر حكم وطن در آنجا بر شما جارى نمى‏شود مگر آنكه دوباره براى زندگى به آنجا برگشته و تا مدتى در آن اقامت كنید. این شهر نسبت به فرزندان شما هم حكم وطن را ندارد و همه شما در آنجا حكم مسافر را دارید.

س 705 : شخصى داراى دو وطن است، در نتیجه نماز خود را در هر دو مكان تمام مى‏خواند و روزه هم مى‏گیرد، آیا همسر و فرزندان تحت تكفل وى واجب است در این مسأله از سرپرست خود تبعیت نمایند یا اینكه مى‏توانند مستقل از او عمل كنند؟
ج: زن مى‏تواند وطن جدید شوهرش را وطن خود قرار ندهد ولى فرزندان اگر صغیر باشند و در تصمیم‏گیرى و كسب درآمد مستقل نباشند و یا در این مسأله تابع اراده پدر باشند، وطن جدید پدر، وطن آنها هم محسوب مى‏شود.

س 706 : اگر زایشگاه خارج از وطن پدر باشد و مادر ناچار باشد چند روزى براى وضع حمل به زایشگاه منتقل شود و بعد از تولد فرزند برگردد، وطن این طفل كجاست؟
ج: اگر زایشگاه در وطن پدر و مادر كه در آن زندگى مى‏كنند قرار داشته باشد، همانجا وطن اصلى كودك هم خواهد بود، در غیر این صورت مجرد تولد در شهرى باعث نمى‏شود كه آنجا وطن او شود، بلكه وطن وى همان وطن پدر و مادر است كه بعد از تولد به آنجا برده شده و با آنها زندگى مى‏كند.

س 707 : شخصى چند سال است كه در شهر اهواز سكونت دارد ولى آنجا را به عنوان وطن دوم خود قرار نداده است، اگر از آن شهر به مقدار بیشتر یا كمتر از مسافت شرعى خارج شود، هنگام بازگشت مجدد به آنجا، نماز و روزه او چه حكمى دارد؟
ج: بعد از آنكه قصد اقامت در اهواز كرد و حكم تمام خواندن نماز با بجا آوردن حداقل یك نماز چهار ركعتى بر او مستقر شد، تا از آنجا به مقدار مسافت شرعى و یا بیشتر خارج نشده، نمازش تمام و روزه او صحیح است. ولى اگر به آن مقدار از آنجا خارج شود، حكم سایر مسافرین را خواهد داشت.

س 708 : من فردى عراقى هستم كه قصد اعراض از وطنم عراق را دارم، آیا همه ایران را وطن خود قرار دهم یا منطقه‏اى را كه در آن ساكن هستم؟ و یا اینكه براى انتخاب وطن حتماً باید خانه‏اى بخرم؟
ج: در وطن جدید، قصد توطن در شهر خاص و معین و سكونت در آن به مدتى كه انسان عرفاً اهل آنجا محسوب شود، شرط است، ولى تملك خانه یا غیر آن شرط نیست.

س 709 : كسى كه قبل از بلوغ از محل تولد خود به شهر دیگرى مهاجرت نماید و به مسأله اعراض از وطن آگاه نباشد، الآن كه به سن تكلیف رسیده، نسبت به نماز و روزه‏اش در آنجا چه وظیفه‏اى دارد؟
ج: اگر از محل تولد به تبعیت از پدرش مهاجرت كند و پدر وى قصد بازگشت به آنجا را براى زندگى نداشته باشد، آن مكان، براى او حكم وطن را ندارد.

س 710 : اگر شخصى وطنى داشته باشد كه در حال حاضر در آن سكونت نمى‏كند ولى گاهى با همسرش به آنجا مى‏رود، آیا همسر او در آنجا باید مانند وى نمازش را تمام بخواند یا خیر؟ و اگر همسرش تنها به آنجا برود نمازش چه حكمى دارد؟
ج: مجرد اینكه آن مكان وطن شوهر اوست باعث نمى‏شود كه وطن وى هم باشد و بر او در آنجا احكام وطن جارى شود.

س 711 : آیا محل كار حكم وطن را دارد؟
ج: اشتغال به كارى در مكانى موجب نمى‏شود كه آن مكان وطن او گردد ولى اگر از محل سكونت تا محل كار كه به مقدار مسافت شرعى با هم فاصله دارند، در هر ده روز حداقل یك مرتبه رفت و آمد نماید، محل كار او حكم وطن را خواهد داشت و نماز وى در آنجا تمام و روزه‏اش صحیح است.

س 712 : مراد از اعراض از وطن چیست؟ آیا مجرد ازدواج زن و رفتن وى همراه شوهر به هر جائى كه او مى‏خواهد، اعراض محسوب مى‏شود یا خیر؟
ج: مراد از اعراض خروج از وطن با تصمیم بر عدم بازگشت به آن براى سكونت است. و مجرد رفتن زن به خانه شوهر در شهر دیگر، مستلزم اعراض از وطن اصلى اش نیست.

س 713 : خواهشمندیم نظر خود را درباره وطن اصلى و وطن دوم بیان فرمایید.
ج: وطن اصلى جایى است كه انسان در آن متولد شده و مدتى در آن بوده و رشد و نمو پیدا كرده است.
وطن دوم هم جا یى است كه مكلّف آن را براى سكونت دائم ولو براى چند ماه در هر سال برگزیده است.

س 714 : پدر و مادر من از اهالى شهر ساوه هستند و هر دو در كودكى به تهران آمده و در آن سكونت كرده‏اند. بعد از ازدواج به شهر چالوس رفته و در آن ساكن شده‏اند زیرا محل كار پدرم آنجا بوده است، بنابراین من در حال حاضر با توجه به اینكه در تهران به دنیا آمده ولى هرگز در آن اقامت نكرده‏ام، در تهران و ساوه چگونه نماز بخوانم؟
ج: اگر بعد از تولد در تهران، در آنجا رشد و نمو نكرده باشید تهران وطن اصلى شما محسوب نمى‏شود، بنابراین اگر تهران و ساوه را به عنوان وطن اتخاذ نكرده باشید، در آنجا حكم وطن بر شما جارى نمى‏شود.

س 715 : اگر شخصى از وطنش اعراض نكرده باشد و در حال حاضر حدود شش سال است كه در شهر دیگرى اقامت دارد، در صورتى كه به وطن خود برگردد، آیا با توجه به اینكه بر تقلید امام راحل «قدس سره» باقى مانده، باید نماز خود را تمام بخواند یا شكسته؟
ج: تا از وطن سابق خود اعراض نكرده، حكم وطن نسبت به او باقى است و نماز وى در آنجا تمام و روزه‏اش صحیح است.

س 716 : دانشجو یى خانه‏اى را در شهر تبریز براى تحصیل در دانشگاه آن به مدت چهار سال اجاره كرده است، همچنین وى در صورت امكان، قصد ماندن دائمى در تبریز را دارد، در حال حاضر در ایام ماه مبارك رمضان گاهى به وطن اصلى‏اش رفت و آمد مى‏كند، آیا آن دو مكان، براى او دو وطن محسوب مى‏شوند؟
ج: اگر در حال حاضر قصد قطعى بر توطّن در محل تحصیل نداشته باشد، آنجا حكم وطن را براى او نخواهد داشت. ولى وطن اصلى او تا از آن اعراض نكرده، حكم وطن بودنش نسبت به وى باقى است.

س 717 : من در شهر كرمانشاه بدنیا آمده‏ام و شش سال است كه در تهران ساكن هستم و بدون اینكه از وطن اصلى خود اعراض كرده باشم قصد توطن در تهران كرده‏ام، اگر در هر یك یا دو سال از منطقه‏اى به منطقه دیگرى از مناطق تهران منتقل شوم نماز و روزه‏ام در آنجا چه حكمى دارد؟ و چون بیشتر از شش ماه است كه در منطقه جدیدى از تهران ساكن هستیم، آیا آنجا براى ما حكم وطن را دارد یا خیر؟ هنگامى كه در طول روز به مناطق مختلف تهران رفت و آمد مى‏كنیم، نماز و روزه ما چه حكمى دارد؟
ج: اگر در تهران فعلى و یا محله‏اى از آن قصد توطن نموده‏اید، همه آن، وطن شما محسوب مى‏شود، و در تمامى محله‏هاى تهران حكم وطن بر شما جارى است ونمازتان تمام و روزه شما صحیح است و تردد شما در تهران فعلى حكم سفر را ندارد.

س 718 : محل كار و سكونت فعلى شخصى از اهالى روستا در تهران است و پدر و مادر او در روستا زندگى مى‏كنند و در آن ملك و آب دارند، این شخص براى دیدار و كمك به آنجا مى‏رود ولى تمایلى به بازگشت به آنجا براى سكونت ندارد، با توجه به اینكه آنجا زادگاه وى است، نماز و روزه‏اش در آنجا چه حكمى دارد؟
ج: اگر قصد مراجعت به آن روستا براى سكونت و زندگى ندارد، حكم وطن بر او در آنجا جارى نمى‏شود.

س 719 : آیا محل تولد شخص هر چند در آنجا ساكن نباشد، وطن محسوب مى‏شود؟
ج: اگر در آنجا مدتى مانده و رشد و نمو كرده باشد، تا از آن اعراض نكرده است، حكم وطن را دارد و در غیر این صورت حكم وطن ندارد.

س 720 : نماز و روزه كسى كه سالهاى زیادى (نه سال) در سرزمینى كه وطن او نیست زندگى مى‏كند، و در حال حاضر ممنوع الورود به وطن خود است ولى یقین دارد روزى به آن باز خواهد گشت چه حكمى دارد؟
ج: نماز و روزه او در كشورى كه فعلاً در آن ساكن است، حكم نماز و روزه سایر مسافرین را دارد.

س 721 : شش سال از عمرم را در روستایى و هشت سال را در شهرى گذرانده و در حال حاضر براى تحصیل به مشهد آمده‏ام، نماز و روزه‏ام در هر یك از این مكانها چه حكمى دارد؟
ج: تا از روستاى محل تولد اعراض نكرده‏اید، براى شما نسبت به نماز و روزه، حكم وطن را دارد و در مشهد تا قصد توطن در آن نكرده‏اید، حكم مسافر را دارید، و شهرى هم كه چندین سال در آن ساكن بوده‏اید، اگر آن را به عنوان وطن انتخاب كرده باشید، تا از آن اعراض نكرده‏اید، حكم وطن را براى شما دارد و در غیر این صورت در آن حكم مسافر را خواهید داشت.

 

تبعیت زن و اولاد در وطن‏

س 722 : آیا زن در وطن و اقامت تابع شوهر است؟
ج: مجرد زوجیّت موجب تبعیّت قهرى نمى‏شود، و زن مى‏تواند در انتخاب وطن و قصد اقامت تابع شوهر خود نباشد. بله، اگر زن در انتخاب وطن و اعراض از آن تابع اراده همسرش باشد، قصد شوهرش براى او كافى است و شهرى كه همسرش با او براى زندگى دائم و به قصد توطن به آنجا رفته است، وطن وى هم محسوب مى‏شود و همچنین اعراض شوهر او از وطن مشتركشان با خروج از آن و رفتن به جائى دیگر، اعراض او از وطن هم محسوب مى‏گردد، و براى اقامت ده روز در سفر، اطلاع او از قصد شوهرش مبنى بر اقامت ده روز با این فرض كه وى تابع اراده شوهر است، براى وى كافى است، بلكه اگر مجبور به همراهى با شوهرش در مدت اقامت در آنجا باشد نیز حكم همین است.

س 723 : جوانى با زنى از شهرى دیگر، ازدواج نموده است، هنگامى كه این زن به خانه پدرش مى‏رود، نمازش قصر است یا تمام؟
ج: تا زمانى كه از وطن اصلى خود اعراض نكرده، نمازش در آنجا تمام است.

س 724 : آیا زن و فرزندان مشمول مسأله «1284» رساله حضرت امام «قدس سره» هستند؟ (یعنى در تحقق سفر آنها قصد سفر توسط آنان شرط نیست؟) و آیا وطن پدر موجب تمام بودن نماز كسانى كه تابع وى هستند مى‏گردد؟
ج: اگر در سفر تابع پدر ولو قهرا باشند، قصد پدر براى پیمودن مسافت در صورت اطلاع آنان از آن كافى است. ولى در انتخاب وطن و اعراض از آن، اگر در تصمیم‏گیرى و زندگى مستقل نباشند یعنى بر حسب طبیعت و ارتكازشان تابع اراده پدر باشند، در اعراض از وطن سابق و اتخاذ وطن جدید كه پدر با آنها براى زندگى دائمى به آنجا رفته است تابع وى خواهند بود.

 

احكام بلاد كبیره‏

س 725 : نظر  حضرتعالى درباره شهرهاى بزرگ از جهت قصد توطن یا اقامت ده روز در آنها چیست؟
ج: در احكام مسافر و قصد توطن و قصد اقامت ده روز فرقى بین شهرهاى بزرگ و معمولى نیست و حتى با قصد توطن در یك شهر بزرگ و مدتى در آنجا ماندن، بدون معین كردن محله خاصى از آن، تمام آن شهر حكم وطن را درباره او پیدا خواهد كرد. همچنین اگر قصد اقامت ده روز در مانند این شهر نماید بدون اینكه محله خاصى از آن را قصد نماید، حكم تمام بودن نماز و صحّت روزه در مورد او در تمام محله‏هاى آن شهر جارى خواهد بود.

س 726 : شخصى از فتواى امام «قدس سره» در مورد اینكه تهران از بلاد كبیره است مطلع نبوده و پس از پیروزى انقلاب اسلامى به فتواى امام «قدس سره» علم پیدا كرده است، نماز و روزه‏اى را كه به نحو متعارف بجا آورده، چه حكمى دارد؟
ج: اگر در حال حاضر بر تقلید امام «قدس سره» در آن مس أله باقى باشد، واجب است اعمال گذشته‏اش را كه با فتواى امام «قدس سره» منطبق نیست، تدارك نماید، به این معنى كه نمازها یى را كه بجاى شكسته، تمام خوانده به صورت شكسته قضا كند و روزه‏هایى را كه در حال مسافرت گرفته است، قضا نماید.






نوع مطلب : احکام و استفتائات، 
برچسب ها :