تبلیغات
khademineasheghaneabasaleh - استفتائات مقام معظم رهبری ادامه(احکام نماز)
 
khademineasheghaneabasaleh
به امید فرج مهدی منتظر همچنان منتظریم
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : morteza taghavi
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وب سایت؟







برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 حكم امام جماعتى كه قرائت وى صحیح نیست‏

س 605 : آیا در صحت قرائت بین نماز فرادى و نماز مأموم یا امام تفاوت وجود دارد؟ یا اینكه صحت قرائت در هر حال مسأله واحدى است؟
ج: اگر قرائت مكلّف صحیح نباشد و قدرت بر یادگیرى هم نداشته باشد نماز او صحیح است ولى دیگران نمى‏توانند به وى اقتدا كنند.

س 606 : قرائت بعضى از ائمه جماعات از جهت مخارج حروف صحیح نیست. آیا كسى كه حروف را بطور صحیح از مخارج خود ادا مى‏كند مى‏تواند به آنان اقتدا نماید؟ عده‏اى مى‏گویند مى‏توانید نماز را به جماعت بخوانید ولى باید بعدا اعاده نمایید، من كه فرصت اعاده ندارم، وظیفه‏ام چیست؟ آیا مى‏توانم در نماز جماعت شركت نموده ولى حمد و سوره را آهسته بخوانم؟
ج: اگر قرائت امام از نظر مأموم صحیح نباشد، اقتدا و نماز جماعت او باطل‏است و اگر نمى‏تواند نماز را اعاده كند، اقتدا نكردن اشكال ندارد، ولى آهسته خواندن در قرائت نمازى كه باید بلند خوانده شود براى اظهار اقتدا به امام جماعت صحیح و مجزى نیست.

س 607 : عده‏اى معتقدند كه قرائت بعضى از ائمه جمعه صحیح نیست زیرا یا حروف را آنگونه كه هستند ادا نمى‏كنند و یا حركت آنها را طورى تغییر مى‏دهند كه دیگر آن حرف نیست. آیا اقتدا به آنان بدون اعاده نمازى كه پشت سر آنان خوانده مى‏شود، صحیح است؟
ج: ملاك صحت قرائت عبارت است از رعایت قواعد زبان عربى و اداء حروف از مخارج آن بطورى كه اهل لسان آن را اداء آن حرف بدانند نه حرف دیگر، اگر مأموم قرائت امام را مطابق قواعد و صحیح نداند نمى‏تواند به او اقتدا كند، و در صورت اقتداء، نماز او صحیح نیست و اعاده آن واجب است.

س 608 : اگر امام جماعت در اثناى نماز در كیفیت تلفظ كلمه پس از اداى آن شك كند و بعد از فراغت از نماز علم پیدا كند كه در تلفظ آن كلمه اشتباه كرده است، نماز او و مأمومین چه حكمى دارد؟
ج: نماز محكوم به صحت است.

س 609 : وظیفه شرعى شخص بخصوص معلم قرآن كریم كه یقین دارد امام جماعت نماز خود را از جهت تجوید غلط مى‏خواند چیست؟ در حالى كه این فرد بدلیل عدم شركت در نماز جماعت در معرض تهمت‏هاى زیادى قرار گرفته است.
ج: اگر قرائت امام جماعت از نظر مأموم صحیح نباشد و در نتیجه نماز او را صحیح نداند، نمى‏تواند به او اقتدا كند، ولى شركت ظاهرى در نماز جماعت براى یك غرض عقلا ئى، اشكال ندارد.

 

امامت شخص ناقص‏ العضو

س 610 : اقتدا به معلولین عزیز براى نماز در موارد زیر چه حكمى دارد؟
1- معلولینى كه فاقد عضوى از اعضاى بدن نیستند ولى به دلیل معیوب بودن پا، با تكیه بر عصا و دیوار مى‏توانند بایستند.
2- معلولینى كه فاقد بند انگشت دست یا پا و یا انگشتى از دست یا پا هستند.
3- معلولینى كه همه انگشتان دست یا پا و یا هر دو آنها قطع شده است.
4- معلولینى كه قسمتى از یك دست یا پا و یا هر دو را ندارند.
5- معلولینى كه فاقد یكى از اعضاى بدن هستند و به دلیل از كار افتادگى دست، براى وضو گرفتن نایب مى‏گیرند.
ج: بطور كلى اگر استقرار و آرامش در قیام وجود داشته باشد و بتواند آن را در حال قرائت حمد و سوره و ذكرهاى نماز و انجام افعال آن حفظ كند و قدرت بر ركوع و سجده كامل با گذاشتن هفت عضو بدن بر زمین داشته باشد و بتواند وضوى صحیح بگیرد، اقتداى دیگران به او در نماز بعد از احراز سایر شرایط امامت جماعت صحیح است و در غیر این صورت صحیح و مجزى نیست.

س 611 : من از طلاب علوم دینى هستم كه دست راستم بر اثر عمل جراحى قطع شده است. به تازگى متوجه شده‏ام كه امام خمینى «قدس سره» امامت فرد ناقص براى كامل را جایز نمى‏داند. بنابراین خواهشمندم حكم نمازهاى مأمومینى كه تا به حال امام جماعت آنان بوده‏ام را بیان فرما یید.
ج: نماز مأمومین كه در گذشته بر اثر جهل به حكم شرعى به شما اقتدا كرده‏اند محكوم به صحت است و اعاده و قضا بر آنان واجب نیست.

س 612 : من از طلاب علوم دینى هستم كه در جریان جنگ تحمیلى بر جمهورى اسلامى ایران از ناحیه انگشتان هر دو پا مجروح شدم كه البته انگشت شست پاهایم كاملاً سالم است، در حال حاضر امام جماعت یكى از حسینیه‏ها هستم، آیا این كار اشكال شرعى دارد؟ لطفا ً آن را بیان فرما یید.
ج: با فرض سالم بودن انگشتان شست پا و در نتیجه توانایى گذاشتن آنها بر زمین هنگام سجده، امام جماعت بودن شما از این جهت اشكال ندارد.

 

شركت زنان در نماز جماعت‏

س 613 : آیا شارع مقدس زنان را همانند مردان به شركت در نماز جماعت مساجد یا نماز جمعه تشویق فرموده یا اینكه نماز خواندن آنها در خانه بهتر است؟
ج: شركت زنان در نماز جمعه و جماعت اشكال ندارد و ثواب جماعت دارد.

س 614 : در چه صورتى زن مى‏تواند امام جماعت شود؟
ج: امامت زن در نماز جماعت فقط براى زنان جایز است.

س 615 : شركت زنان (مانند مردان) در نماز جماعت از جهت استحباب و كراهت چه حكمى دارد؟ و شركت آنها در صورتى كه پشت سر مردان بایستند چه حكمى دارد؟ و آیا در حالى كه پشت سر مردان براى نماز جماعت ایستاده‏اند، احتیاج به پرده و ساتر است؟ و اگر در نماز كنار مردان بایستند، از جهت حائل چه حكمى دارد؟ با توجه به اینكه پشت پرده بودن زنان هنگام نماز جماعت و سخنرانى‏ها و مراسم دیگر، موجب تحقیر و اهانت به آنها مى‏شود.
ج: حضور و شركت زنان در نماز جماعت اشكال ندارد، و اگر پشت سر مردان بایستند احتیاجى به حائل و پرده نیست، ولى اگر در كنار مردان بایستند سزاوار است حائلى بین آنها باشد تا كراهت كنار هم ایستادن مردان و زنان در نماز برطرف شود، و اینكه وجود حائل بین زنان و مردان در نماز موجب تحقیر و توهین به شأن و كرامت زنان مى‏شود، توهّم و خیالى بیش نیست و اساسى ندارد، بعلاوه دخالت دادن نظرات شخصى در فقه صحیح نیست.

س 616 : كیفیت اتصال و عدم اتصال صفوف زنان و مردان در نماز در صورت نبودن پرده و حائل چگونه است؟
ج: زنان مى‏توانند پشت سر مردان بدون فاصله بایستند.

 

اقتدا به اهل سنت‏

س 617 : آیا نماز جماعت پشت سر اهل سنت جایز است؟
ج: در فرض سؤال نماز جماعت براى ضرورت حفظ وحدت اسلامى، جایز و صحیح است.

س 618 : محل كار من در یكى مناطق كردنشین است كه اكثر ائمه جمعه و جماعات آنجا از اهل سنت هستند، اقتدا به آنها چه حكمى دارد؟ آیا غیبت آنها جایز است؟
ج: مشاركت با آنان در نماز جمعه و جماعتشان از جهت ضرورت حفظ وحدت اشكال ندارد، و از غیبت باید پرهیز شود.

س 619 : در مكانهاى مشاركت و رفت و آمد با برادران اهل سنت، هنگام شركت در نمازهاى روزانه، در بعضى از موارد مانند آنان عمل مى‏كنیم مثل نماز بصورت تكتف ( ) و عدم رعایت وقت و سجده بر فرش، آیا این نمازها احتیاج به اعاده دارند؟
ج: اگر حفظ وحدت مقتضى انجام آن كارها باشد، نماز صحیح و مجزى است حتى اگر سجده بر فرش و مانند آن باشد، ولى تكتف در نماز جایز نیست مگر اینكه ضرورت آن را اقتضا كند.

س 620 : در مكه و مدینه به استناد فتواى امام خمینى «قدس سره» نماز جماعت را با برادران اهل سنت مى‏خوانیم و گاهى براى درك فضیلت نماز در مسجد مثل اداء نماز عصر یا عشاء بعد از نماز ظهر و مغرب آن را بصورت فرادى در مساجد اهل سنت بدون مهر و با سجده بر فرش بجا مى‏آوریم، این نمازها چه حكمى دارد؟
ج: نماز در فرض مذكور محكوم به صحت است.

س 621 : مشاركت ما شیعیان در نماز جماعت مساجد كشورهاى دیگر با برادران اهل سنت كه دست بسته نماز مى‏خوانند، چگونه است؟ آیا تبعیت از آنان در تكتف بر ما واجب است یا آن كه باید نماز را بدون تكتف بخوانیم؟
ج: اقتدا به اهل سنت، براى رعایت وحدت جایز است و نماز خواندن با آنها صحیح و مجزى است، ولى تكتف واجب نیست و بلكه جایز نیست ، مگر در صورتى كه ضرورتى آن را اقتضا كند.

س 622 : هنگام شركت در نماز جماعت با برادران اهل سنت، چسباندن انگشتان كوچك پا در حال قیام به انگشتان پاهاى دو نفرى كه در دو طرف نمازگزار ایستاده چنانچه آنان ملتزم هستند، چه حكمى دارد؟
ج: این كار واجب نیست ولى انجام آن به صحت نماز ضرر نمى‏رساند.

س 623 : برادران اهل سنت در ایام حج یا غیر آن، نماز مغرب را قبل از اذان مغرب مى‏خوانند، آیا براى ما اقتدا به آنان و اكتفا به آن نماز صحیح است؟
ج: معلوم نیست كه آنان نماز را قبل از وقت بخوانند، ولى اگر مكلّف دخول وقت را احراز نكند نمى‏تواند داخل شود مگر آنكه رعایت وحدت آن را اقتضا كند كه در این صورت شركت در نماز جماعت آنان و اكتفا به آن اشكال ندارد.

 

نماز جمعه‏

س 624 : نظر جنابعالى درباره شركت در نماز جمعه با توجه به اینكه در عصر غیبت حضرت حجت «عجل الله تعالى فرجه الشریف» بسر مى‏بریم، چیست؟ و اگر افرادى اعتقاد به عدالت امام جمعه نداشته باشند، آیا تكلیف شركت در نماز جمعه از آنان ساقط مى‏شود؟
ج: هر چند نماز جمعه در عصر حاضر واجب تخییرى است و حضور در آن واجب نیست، ولى با توجه به فوا ئد و آثار شركت در آن، سزاوار نیست كه مومنین خود را از بركات حضور در این نماز به مجرد تشكیك در عدالت امام جمعه و یا عذرهاى واهى دیگر، محروم سازند.

س 625 : معناى وجوب تخییرى در مسئله نماز جمعه چیست؟
ج: معناى آن این است كه مكلّف در اداى فریضه واجب ظهر روز جمعه بین خواندن نماز جمعه یا نماز ظهر مخیر است.

س 626 : نظر جنابعالى در مورد شركت نكردن در نماز جمعه بر اثر بى مبالاتى، چیست؟
ج: ترك حضور و شركت نكردن در نماز عبادى سیاسى جمعه به خاطر اهمیت ندادن به آن، شرعاً مذموم است.

س 627 : بعضى از مردم به دلیل عذرهاى واهى و گاهى بر اثر اختلاف دیدگاهها، در نماز جمعه شركت نمى‏كنند، نظر جنابعالى در این باره چیست؟
ج: نماز جمعه هر چند واجب تخییرى است، ولى خوددارى از شركت در آن بصورت دائمى وجه شرعى ندارد.

س 628 : آیا اقامه نماز جماعت ظهر همزمان با اقامه نماز جمعه در مكان دیگرى نزدیك محل اقامه نماز جمعه جایز است؟
ج: این كار فى نفسه اشكال ندارد و موجب برائت ذمّه مكلّف از فریضه ظهر جمعه مى‏شود، زیرا در عصر حاضر، نماز جمعه واجب تخییرى است، ولى با توجه به اینكه اقامه نماز جماعت ظهر در روز جمعه در مكانى نزدیك محل اقامه نماز جمعه باعث تفرقه صفوف مومنین مى‏شود و چه بسا در نظر مردم بى‏احترامى و اهانت به امام جمعه و كاشف از بى اعتنا یى به نماز جمعه است، بنابراین سزاوار است مومنین اقدام به انجام آن نكنند، و حتى در صورتى كه مستلزم مفاسد و حرام باشد، واجب است از اقامه آن اجتناب كنند.

س 629 : آیا خواندن نماز ظهر در فاصله زمانى بین نماز جمعه و نماز عصر، جایز است؟ آیا اگر نماز عصر را شخصى غیر از امام جمعه بخواند، اقتدا به او در نماز عصر جایز است؟
ج: نماز جمعه مجزى از نماز ظهر است ولى خواندن آن بعد از نماز جمعه از باب احتیاط اشكال ندارد و اقتدا در نماز عصر روز جمعه به غیر امام جمعه اشكال ندارد، ولى هرگاه بخواهد با مراعات احتیاط در خواندن نماز ظهر پس از خواندن نماز جمعه نماز عصر را به جماعت بخواند، احتیاط كامل این است كه به كسى اقتدا نماید كه نماز ظهر را احتیاطا ً بعد از نماز جمعه خوانده است.

س 630 : اگر امام جمعه نماز ظهر را بعد از نماز جمعه نخواند، آیا مأموم مى‏تواند آن را احتیاطاً به جا آورد؟
ج: براى او جایز است.

س 631 : آیا بر امام جمعه كسب اجازه از حاكم شرع واجب است؟ و مراد از حاكم شرع چه كسى است؟ و آیا این حكم در شهرهاى دوردست هم جارى است؟
ج: اصل جواز امامت براى اقامه نماز جمعه متوقف بر این اجازه نیست، ولى ترتب احكام نصب وى براى امامت جمعه متوقف بر این است كه منصوب از طرف ولى امر مسلمین باشد و این حكم شامل هر سرزمین و شهرى كه ولى امر مسلمین در آن حاكم و مطاع است، مى‏شود.

س 632 : آیا جایز است امام جمعه منصوب در صورت نبودن مانع یا معارض نماز جمعه را در غیر از مكانى كه براى آنجا نصب شده اقامه نماید؟
ج: این عمل فى نفسه جایز است ولى ا حكام انتصاب براى امامت جمعه بر آن مترتب نمى‏شود.

س 633 : آیا انتخاب امام جمعه موقت باید به وسیله ولى فقیه باشد یا اینكه خود ائمه جمعه مى‏توانند افرادى را به عنوان امام جمعه موقت انتخاب نمایند؟
ج: جایز است امام جمعه منصوب شخصى را به عنوان جانشین موقت براى خودش انتخاب كند ولى بر امامت فرد نائب، احكام انتصاب از طرف ولى فقیه مترتب نمى‏شود.

س 634 : اگر مكلّف امام جمعه منصوب را عادل نداند و یادر عدالت او شك داشته باشد، آیا براى حفظ وحدت مسلمانان مى‏تواند به او اقتدا كند؟ و آیا كسى كه در نماز جمعه شركت نمى‏كند، جایز است دیگران را تشویق به عدم حضور در آن نماید؟
ج: اقتدا به كسى كه او را عادل نمى‏داند و یا در عدالت وى شك دارد، صحیح نیست و نماز جماعت او هم صحیح نمى‏باشد، ولى حضور و شركت در نماز جماعت براى حفظ وحدت اشكال ندارد، و در هر صورت حق ندارد دیگران را ترغیب و تشویق به عدم حضور در نماز جمعه كند.

س 635 : شركت نكردن در نماز جمعه كه براى مكلّف دروغگویى امام جمعه آن ثابت شده است، چه حكمى دارد؟
ج: مجرد كشف خلاف چیزى كه امام جمعه گفته، دلیل بر دروغگو یى او نیست، زیرا ممكن است گفته او از روى اشتباه یا خطا و یا توریه باشد، و سزاوار نیست انسان به مجرد توهّم خروج امام جمعه از عدالت، خود را از بركات نماز جمعه محروم نماید.

س 636 : آیا تشخیص و احراز عدالت امام جمعه منصوب از طرف امام راحل یا ولى فقیه عادل، بر مأموم واجب است، یا اینكه انتصاب او به امامت جمعه براى اثبات عدالت وى كافى است؟
ج: اگر نصب او به امامت جمعه موجب وثوق و اطمینان مأموم به عدالت وى شود، در صحت اقتدا به او كافى است.

س 637 : آیا تعیین امام جماعت براى مساجد از طرف علماى مورد اطمینان، یا تعیین ائمه جمعه از طرف ولىّ امر مسلمین، نوعى شهادت بر عدالت آنان محسوب مى‏شود یا اینكه باید در باره عدالت آنان تحقیق شود؟
ج: اگر نصب امام جمعه یا جماعت موجب اطمینان به عدالت وى شود اقتدا به او جایز است.

س 638 : در صورت شك در عدالت امام جمعه و یا خداى نكرده یقین به عدم آن، آیا اعاده نمازهایى كه پشت سر او خوانده‏ایم واجب است؟
ج: اگر شك در عدالت یا یقین به عدم عدالت بعد از فراغ از نماز باشد، نمازهاى خوانده شده صحیح است و اعاده آنها واجب نیست.

س 639 : شركت در نماز جمعه كه از طرف دانشجویان كشورهاى اسلامى در كشورهاى اروپایى و غیر آنها برگزار مى‏شود و بیشتر شركت كنندگان در آن و همچنین امام جمعه از برادران اهل سنت هستند، چه حكمى دارد؟ و در این صورت آیا خواندن نماز ظهر بعد از اقامه نماز جمعه واجب است؟
ج: شركت در آن براى حفظ وحدت و اتحاد مسلمانان اشكال ندارد، و احتیاط به خواندن نماز ظهر بعد از نماز جمعه مانع ندارد.

س 640 : در یكى از شهرهاى پاكستان مدت چهل سال است كه نماز جمعه برگزار مى‏شود. در حال حاضر شخصى بدون رعایت فاصله شرعى بین دو نماز جمعه، اقدام به برگزارى نماز جمعه دیگرى نموده كه منجر به بروز اختلاف بین نمازگزاران شده است، این عمل شرعا چه حكمى دارد؟
ج: انجام هر گونه كارى كه منجر به بروز اختلاف بین مومنین و پراكندگى صفوف آنان شود جایز نیست چه رسد به مثل نماز جمعه كه از شعائر اسلامى و از مظاهر وحدت صفوف مسلمانان است.

س 641: خطیب مسجد جامع جعفرى در راولپندى اعلام نموده كه نماز جمعه به علت كارهاى ساختمانى در آن برگزار نخواهد شد، و اكنون كه عملیات تعمیر مسجد به پایان رسیده، با مشكلى مواجه شده‏ایم و آن اینكه در فاصله چهار كیلومترى ما نماز جمعه در مسجد دیگرى اقامه مى‏شود. با توجه به مسافت مزبور آیا اقامه نماز جمعه در مسجد جامع جعفرى صحیح است یا خیر؟
ج: اگر فاصله بین دو نماز جمعه یك فرسخ شرعى نباشد، نماز جمعه‏اى كه بعد از نماز جمعه اول و یا مقارن با آن برگزار مى‏شود، باطل است.

س 642 : آیا خواندن نماز جمعه كه به صورت جماعت اقامه مى‏شود، بطور فرادى صحیح است؟ بدین معنى كه شخصى نماز جمعه را بصورت فرادى در كنار كسانى كه آن را به نحو جماعت برگزار مى‏كنند، بخواند.
ج: از شرا یط صحت نماز جمعه، این است كه به صورت جماعت اقامه شود. نماز جمعه به نحو فرادى صحیح نیست.

س 643 : آیا كسى كه نمازش شكسته است مى‏تواند آن را بصورت جماعت پشت سر امام جمعه بخواند؟
ج: نماز جمعه از مأموم مسافر صحیح و مجزى از نماز ظهر است.

س 644 : آیا ذكر نام مبارك حضرت زهرا سلام الله علیها به عنوان یكى از ائمه مسلمانان در خطبه دوم نماز جمعه واجب است؟ یا اینكه واجب است ذكر نام آن حضرت به قصد استحباب باشد؟
ج: عنوان ائمه مسلمین شامل حضرت زهراى مرضیه علیها السلام نمى‏شود و ذكر نام مبارك آن حضرت در خطبه نماز جمعه واجب نیست ولى تبرك جستن به ذكر نام شریف آن حضرت اشكال ندارد.

س 645 : آیا مأموم مى‏تواند در حالى كه امام جمعه نماز جمعه رااقامه مى‏كند، براى خواندن نماز واجب دیگرى به او اقتدا نماید؟
ج: صحت آن، محل اشكال است.

س 646 : آیا خواندن خطبه‏هاى نماز جمعه قبل از وقت ظهر شرعى صحیح است؟
ج: خواندن آن قبل از زوال جا یز است ولى احتیاط آن است كه قسمتى از آن در وقت ظهر باشد.

س 647 : اگر مأموم چیزى از خطبه‏هاى نماز جمعه را درك نكند بلكه فقط هنگام نماز حاضر شود و به امام جمعه اقتدا نماید. آیا نماز او صحیح و مجزى است؟
ج: نماز او صحیح و مجزى است حتى اگر امام را در ركوع ركعت آخر نماز جمعه درك كند.

س 648 : نماز جمعه در شهر ما یك ساعت و نیم بعد از اذان ظهر اقامه مى‏شود، آیا این نماز مجزى از نماز ظهر است یا اینكه اعاده آن لازم است؟
ج: وقت نماز جمعه از اول زوال خورشید شروع مى‏شود و أحوط آن است كه از اوایل عرفى زوال - در حدود یكى دو ساعت - به تأخیر نیفتد.

س 649 : آیا كسى كه توانا یى رفتن به نماز جمعه را ندارد، مى‏تواند نمار ظهر و عصر را در اوایل وقت بخواند؟ یا اینكه باید صبر كند تا نماز جمعه تمام شود و بعد از آن نماز ظهر و عصر را بخواند؟
ج: صبر كردن بر او واجب نیست و مى‏تواند نماز ظهر و عصر را در اول وقت بخواند.

س 650 : اگر امام جمعه منصوب سالم و حاضر در محل برگزارى نماز جمعه باشد، آیا جایز است امام جمعه موقت را مكلّف به اقامه نماز جمعه نماید؟ آیا صحیح است به امام جمعه موقت اقتدا كند؟
ج: اقامه نماز جمعه به امامت نایب امام جمعه منصوب و اقتداى امام منصوب به نا یب خود اشكال ندارد.

 

نماز عید فطر و عید قربان‏

س 651 : به نظر جنابعالى نماز عید فطر و قربان و نماز جمعه، از كدام نوع از واجبات‏است؟
ج: در عصر حاضر نماز عید فطر و قربان واجب نیست بلكه مستحب است، ولى نماز جمعه واجب تخییرى است.

س 652 : آیا كم و زیاد كردن قنوت‏هاى نماز عید باعث بطلان آن مى‏شود؟
ج: نماز به سبب كوتاه یا طولانى خواندن قنوت باطل نمى‏شود.

س 653 : در گذشته معمول بودكه هر امام جماعتى نماز عید فطر را در مسجد خودش اقامه مى‏كرد، آیا در حال حاضر اقامه نماز عید فطر و قربان توسط ائمه جماعات جایزاست؟
ج: جایز است نمایندگان ولى فقیه كه از طرف وى مجاز در اقامه نماز عید هستند و همچنین ائمه جمعه منصوب از طرف او نماز عید را در عصر حاضر بصورت جماعت اقامه نمایند، ولى غیر آنان احوط این است كه آن را فرادى بخوانند و به جماعت خواندن آن به قصد رجاء نه به قصد ورود، اشكال ندارد. بله اگر مصلحت اقتضا كند كه یك نماز عید در شهر برگزار شود، بهتر است كه غیر از امام جمعه منصوب از طرف ولى فقیه، كسى متصدى اقامه آن نشود.

س 654 : آیا نماز عید فطر قضا دارد؟
ج: قضا ندارد.

س 655 : آیا نماز عید فطر اقامه دارد؟
ج: اقامه ندارد.

س 656 : اگر امام جماعت براى نماز عید فطر، اقامه بجا آورد، نماز او و سایر نمازگزاران چه حكمى دارد؟
ج: به صحت نماز عید امام جماعت و مأمومین ضررى نمى‏رساند.

 

نماز مسافر

س 657 : آیا وجوب قصر بر مسافر شامل همه نمازهاى فریضه مى‏شود یا اختصاص به بعضى از آنها دارد؟
ج: وجوب قصر فقط در خصوص نمازهاى روزانه چهار ركعتى است كه عبارت از نمازهاى ظهر و عصر و عشاء است و نماز صبح و مغرب قصر نمى‏شود.

س 658 : شرا یط وجوب قصر بر مسافر در نمازهاى چهار ركعتى كدام است؟
ج: امور هشتگانه ذیل است:
1- سفر او به مقدار مسافت شرعى باشد یعنى رفتن یا برگشتن و یا رفت و برگشت او روى‏هم‏هشت فرسخ شرعى باشد، مشروط بر اینكه ‏رفتن ‏او كمتر از چهار فرسخ ‏نباشد.
2- از اول مسافرت قصد پیمودن هشت فرسخ را داشته باشد، بنابراین اگر از ابتدا قصد پیمودن هشت فرسخ را نداشته و یا قصد پیمودن كمتر از آن را داشته باشد و بعد از رسیدن به مقصد تصمیم بگیرد به جا یى برود كه فاصله آن با مكان اول كمتر از مسافت شرعى است ولى از منزل تا آنجا به اندازه مسافت شرعى است، باید نمازش را تمام بخواند.
3- در بین راه از قصد خود مبنى بر پیمودن مسافت شرعى برنگردد بنابراین اگر در بین راه، پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد یا مردد شود، حكم سفر بعد از آن بر او جارى نمى‏شود هر چند نمازها یى كه قبل از عدول از قصد خود بصورت شكسته خوانده، صحیح است.
4- قصد قطع سفر در اثناى پیمودن مسافت شرعى با عبور از وطن خود یا ده روز یا بیشتر در جایى ماندن، نداشته باشد.
5- سفر از نظر شرعى براى او جایز باشد، بنابراین اگر سفر معصیت و حرام باشد اعم از اینكه خود سفر حرام باشد مثل فرار از جنگ یا اینكه هدف از سفر كار حرامى باشد مثل سفر براى راهزنى، حكم سفر را ندارد و نماز تمام است.
6- مسافر از كسانى كه خانه بدوش هستند نباشد مانند بعضى از صحرانشینان كه محل زندگى ثابتى ندارند بلكه در بیابانها گردش مى‏كنند و هر جا آب و علف و چراگاه پیدا كنند ، مى‏مانند.
7- مسافرت را شغل خود قرار نداده باشد مانند باربر، راننده و ملوان و غیره و كسى كه شغل او در سفر است، ملحق به اینهاست.
8- به حد ترخص برسد و منظور از حد ترخص مكانى است كه در آنجا اذان شهر شنیده نمى‏شود و دیوارهاى شهر هم دیده نمى‏شود.

 

آنكه شغلش مسافرت است یا سفر مقدمه شغل اوست‏

س 659 : كسى كه سفر مقدمه شغل اوست، آیا در سفرنمازش تمام و روزه‏اش صحیح است یا آن كه این حكم اختصاص به كسى دارد كه شغل او حتما ً مسافرت باشد؟ این گفته مرجع تقلید حضرت امام خمینى «قدس سره» كه مى‏فرماید: كسى كه شغل او مسافرت است چه معنائى دارد؟ آیا كسى یافت مى‏شود كه خود سفر شغل او باشد؟ زیرا چوپان و راننده و ملوان و غیر آن‏ها هم كارشان چوپانى و رانندگى و كشیترانى است و اصولاً كسى كه سفر را به عنوان شغل خود برگزیده باشد وجود ندارد.
ج: كسى كه سفر مقدمه كار او است، اگر در خلال هر ده روز حداقل یك بار براى كار به محل كارش رفت و آمد نماید، نمازش تمام و روزه‏اش هم صحیح است و در كلمات فقهاء رضوان الله علیهم مراد از كسى كه شغل او مسافرت است، كسى است كه قوام كار او به سفر است مانند شغلها یى كه در سؤال ذكر شده است.

س 660 : نظر حضرتعالى درباره نماز و روزه كسانى كه به مدت معینى بیش از یك سال در شهرى براى كار اقامت مى‏كنند و یا سربازانى كه به مدت یك یا دو سال براى انجام خدمات سربازى در شهرى مى‏مانند، چیست؟ آیا بعد از هر سفرى باید قصد اقامت ده روز كنند تا نمازشان تمام و روزه آنها صحیح باشد؟ و اگر قصد ماندن كمتر از ده روز را داشته باشند، نماز و روزه آنها چه حكمى دارد؟
ج: اگر حداقل هر ده روز یكبار به خاطر شغل شان به محل كار سفر مى‏كنند، در غیر سفر اول نمازشان تمام و روزه‏شان صحیح است، ولى در سفر اول، حكم سایر مسافرین را دارند در اینكه تا قصد اقامت ده روز را نكرده‏اند، نمازشان شكسته و روزه آنها صحیح نیست.

س 661 : نماز و روزه خلبانان هواپیماهاى جنگى كه بیشتر روزها از پایگاه‏هاى هوایى‏شان اقدام به پرواز كرده و مسافتى بسیار بیشتر از مسافت شرعى را مى‏پیمایند و مرتب این عمل را تكرار مى‏كنند، چه حكمى دارد؟
ج: حكم آنان همان حكم سایر رانندگان و ملوانان و خلبانان هواپیماهاست در اینكه نماز آنها در سفر تمام و روزه‏شان صحیح است.

س 662 : آیا قبیله‏ها یى كه یك یا دو ماه از قشلاق به ییلاق یا بر عكس منتقل مى‏شوند ولى بقیه سال را در ییلاق یا قشلاق بسر مى‏برند، داراى دو وطن هستند؟ مسافرتهایى كه در ایام اقامت خود در یكى از این دو مكان به مكان دیگر انجام مى‏دهند از جهت قصر یا تمام بودن نماز چه حكمى دارد؟
ج: اگر قصد نقل و انتقال همیشگى از ییلاق به قشلاق و بر عكس را دارند تا روزهایى از سال را در یكى و روزها یى را در دیگرى بگذرانند و هر دو مكان را براى زندگى دائمى خود انتخاب كرده باشند، هر یك از آن دو مكان وطن آنان محسوب مى‏شود و بر آنان در آن دو حكم وطن جارى مى‏گردد، و اگر فاصله بین آن دو به مقدار مسافت شرعى باشد، در راه سفر از یكى به دیگرى، حكم سایر مسافرین را دارند.

س 663 : من كارمند یكى از ادارات دولتى شهر هستم. فاصله بین محل كار و محل سكونتم حدود سى و پنج كیلومتر است كه هر روز این مسیر را براى رسیدن به محل كارم طى مى‏كنم. اگر براى كار خاصى قصد كنم چند شب در شهر بمانم، نمازم چه حكمى دارد؟ آیا واجب است نماز را تمام بخوانم یا خیر؟ به عنوان مثال هنگامى كه در روز جمعه براى زیارت اقوام به شهر سمنان مسافرت مى‏كنم، آیا واجب است نمازم را تمام بخوانم یا خیر؟
ج: اگر مسافرت بخاطر كارى كه هر روز براى آن سفر مى‏كنید، نباشد، حكم سفر شغلى را ندارد، ولى اگر سفر بخاطر شغلى كه در محل كار دارید باشد و در ضمن آن اعمال خاصى از قبیل دیدن اقوام و دوستان را هم انجام مى‏دهید و گاهى یك یا چند شب هم در آنجا میمانید، باعث تغییر حكم سفر شغلى نمى‏شود و نماز تمام و روزه صحیح‏است.

س 664 : اگر من در محل كارم پس از پایان وقت ادارى و انجام كارهاى ادارى كه به خاطر آن مسافرت كرده‏ام، به انجام كارهاى شخصى بپردازم. مثلا از ساعت هفت صبح تا دو بعد از ظهر كارهاى ادارى را انجام دهم و از آن به بعد مشغول انجام كارهاى شخصى شوم، نماز و روزه‏ام چه حكمى دارد؟
ج: انجام كارهاى خصوصى در سفر شغلى ادارى بعد از پایان كار ادارى، حكم سفر شغلى را تغییر نمى‏دهد.

س 665 : نماز و روزه سربازانى كه مى‏دانند بیش از ده روز در مكانى مى‏مانند ولى از خود اختیارى ندارند، چه حكمى دارد؟ امیدواریم فتواى حضرت امام «قدس سره» را هم بیان فرمائید.
ج: با اطمینان به اینكه ده روز یا بیشتر در یك مكان خواهند ماند، واجب است نماز خود را تمام بخوانند و روزه بگیرند. فتواى امام «قدس سره» هم همین است.

س 666 : نماز و روزه نیروهاى كادرى كه در استخدام ارتش یا سپاه پاسداران انقلاب اسلامى هستند و بیشتر از ده روز در پادگان و بیشتر از ده روز در مناطق مرزى مى‏مانند، چه حكمى دارد؟ خواهشمندم فتواى حضرت امام «قدس سره» را هم بیان فرمایید.
ج: اگر قصد اقامت ده روز یا بیشتر را درمكانى دارند و یا مى‏دانند به آن مقدار در آنجا خواهند ماند، واجب است نماز خود را تمام بخوانند و روزه هم بگیرند. فتواى امام «قدس سره» هم همین است.

س 667 : من در ایام ماه مبارك رمضان در جا یى اقامت دارم كه فاصله آنجا با مناطقى كه باید به آنها سركشى كنم به مقدار حد ترخص است، آیا در این صورت نماز تمام است؟ و آیا روزه گرفتن بر من واجب است؟
ج: اگر سركشى به جاها یى كه باید سركشى نما یید بصورت دوره گردى باشد، و یا رفتن شما به مناطقى كه فاصله آنها با محل اقامت كمتر از مسافت شرعى است پس از استقرار حكم اقامت هر چند با خواندن حداقل یك نماز چهار ركعتى باشد، و یا اینكه مجموع خروج شما از محل اقامت به آن مناطق در طى ده روز به مقدار یك سوم روز یا شب و یا كمتر باشد در این صور نماز شما در محل اقامت و آن مكانها تمام و روزه هم صحیح است. در غیر آن صور نمازتان شكسته و روزه شما هم باطل است.

س 668 : در رساله عملیه امام خمینى در بحث نماز مسافر، شرط هفتم، آمده است: واجب است راننده در غیر از سفر اول نماز خود را تمام بخواند ولى در سفر اول نمازش شكسته است هر چند طولانى باشد، آیا مقصود از سفر اول همان شروع حركت از وطن تا بازگشت به آن است هر چند یك ماه یا بیشتر طول بكشد ودر آن مدت ده بار یا بیشتر اقدام به حمل كالا از شهرى به شهر دیگر غیر از وطن اصلى‏اش كند؟
ج: سفر اول با رسیدن به مقصدى كه هنگام خروج از وطن یا محل اقامتش قصد رفتن به آنجا را براى حمل مسافر یا كالا به آنجا كرده بود، به پایان مى‏رسد، و مسیر برگشت به مبدأ جزء سفر اول محسوب نمى‏شود مگر اینكه مسافرت او به مقصد براى حمل مسافر یا كالا از آنجا به شهر مبدأ باشد.

س 669 : كسى كه رانندگى ماشین شغل ثابت و دائمى او نیست ولى براى مدت كوتاهى وظیفه رانندگى به او محول مى‏شود مثل سربازانى كه وظیفه رانندگى را در پادگانها و پاسگاهها و غیر آنها بر عهده مى‏گیرند، آیا این افراد حكم مسافر را دارند یا آنكه واجب است نماز خود را تمام خوانده و روزه بگیرند؟
ج: اگر از نظر عرف، رانندگى ماشین در آن مدت موقت شغل آنها محسوب شود، حكم سایر رانندگان را خواهند داشت.

س 670 : اگر ماشین راننده‏اى بر اثر حادثه‏اى براى مدتى متوقف شود و راننده براى تعمیر و خرید لوازم به شهر دیگرى مسافرت نماید، با توجه به اینكه با ماشین خود سفر نكرده، آیا باید در مانند این سفر نمازش را تمام بخواند یا شكسته؟
ج: اگر در این سفر شغل او رانندگى نباشد، حكم دیگر مسافران را خواهد داشت.

 

حكم دانشجویان و روحانیون‏

س 671 : دانشجویانى كه هر هفته حداقل دو روز براى تحصیل مسافرت مى‏كنند و یإ؛لاى‏ك ظظ كارمندانى كه هر هفته براى كارشان سفر مى‏كنند، چه حكمى دارند؟
با توجه به اینكه آنها هر هفته مسافرت مى‏نمایند ولى امكان دارد بخاطر تعطیلى دانشگاه یا كارشان به مدت یك ماه در وطن اصلى خود بمانند و در خلال آن مدت مسافرتى نمى‏كنند، آیا بعد از گذشت یك ماه كه سفر خود را دوباره آغاز مى‏كنند، نمازشان در سفر اول طبق قاعده شكسته و بعد از آن تمام است؟
ج: در سفر براى تحصیل علم، نماز شكسته است و روزه هم صحیح نیست اعم از اینكه سفرشان هفتگى باشد یا روزانه. ولى كسى كه براى كار آزاد یا ادارى، مسافرت مى‏كند، اگر بین وطن یا محل سكونت و محل كارش هر ده روز حداقل یك مرتبه رفت و آمد نماید، باید از سفر دوم به بعد نماز خود را تمام بخواند و روزه او هم صحیح است، و اگر بین دو سفرى كه براى كار كردن مى‏رود، ده روز در وطن یا جاى دیگرى بماند، در سفر اولى كه بعد از اقامت ده روزه براى كار كردن مى‏رود نمازش شكسته است و نمى‏تواند روزه بگیرد.

س 672 : اگر یكى از طلاب علوم دینى قصد داشته باشد تبلیغ را شغل خود قرار دهد، آیا با این فرض مى‏تواند در سفر نماز خود را تمام بخواند و روزه هم بگیرد؟ و اگر شخصى براى كارى غیر از تبلیغ و ارشاد یا امر به معروف و نهى از منكر مسافرت نماید، نماز و روزه‏اش چه حكمى دارد؟
ج: اگر عرفاً تبلیغ و ارشاد یا امر به معروف و نهى از منكر شغل و كار او محسوب شود، در سفر براى انجام آن كارها حكم مسافرى را دارد كه به خاطر شغل و كارش سفر مى‏كند، و اگر زمانى براى كارى غیر از ارشاد و تبلیغ مسافرت كرد، در آن سفر مانند سایر مسافران نمازش شكسته است و روزه او صحیح نیست.

س 673 : كسانى كه مدت غیر معینى مسافرت مى‏كنند مانند طلاب علوم دینى كه براى درس خواندن به حوزه علمیه مى‏روند و یا كارمندان دولت كه براى كار به مدت غیر معینى به شهرى اعزام مى‏شوند، نماز و روزه این افراد چه حكمى دارد؟
ج: بر محل تحصیل یا كار حكم وطن مترتب نیست، مگر آنكه آنقدر آنجا بمانند كه عرفا وطن آنها محسوب شود.

س 674 : اگر طلبه علوم دینى كه در شهرى كه وطن او نیست زندگى مى‏كند و قبل از قصد اقامه ده روز مى‏دانسته و یا قصد داشته كه بطور هفتگى به مسجدى كه بیرون شهر واقع است برود، آیا مى‏تواند قصد اقامت ده روز كند یا خیر؟
ج: هنگام قصد اقامت، قصد رفتن به كمتر از مسافت شرعى به مدت یك ساعت یا بیشتر تا ثلث روز یا شب ضرر به صحت قصد اقامت نمى‏زند و تشخیص اینكه مقصدى كه قصد رفتن به آنجا را دارد، آیا داخل در محل اقامت هست یا خیر، موكول به نظر عرف است.

 






نوع مطلب : احکام و استفتائات، 
برچسب ها :