تبلیغات
khademineasheghaneabasaleh - استفتائات مقام معظم رهبری ادامه(احکام طهارت)
 
khademineasheghaneabasaleh
به امید فرج مهدی منتظر همچنان منتظریم
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : morteza taghavi
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وب سایت؟







برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

احكام بانوان‏

س 235 : مادرم از ذریّه پیامبر اكرم «صلى الله علیه و آله» است. آیا من نیز از سادات محسوب مى‏شوم؟ آیا مى‏توانم عادت ماهیانه‏ام را تا سن شصت سالگى، حیض قرار دهم و در آن ایام نماز و روزه خود را انجام ندهم؟
ج: زنى كه پدرش هاشمى نیست - هر چند مادرش از سادات باشد - اگر بعد از پنجاه سالگى خونى را مشاهده كند، محكوم به استحاضه است.


س 236 : اگر زنى كه به خاطر نذر روزه روز معینى روزه‏دار است، در حال روزه حیض شود، چه تكلیفى دارد؟
ج: روزه‏اش با عادت شدن ولو در یك جزء از روز باشد باطل مى‏شود و قضاى آن روز بعد از پاك شدن بر او واجب است.

س 237 : لكه‏ها یى كه زن بعد از یقین به پاك شدن مى‏بیند، با توجه به این كه آن لكه‏ها نه اوصاف خون را دارند و نه خون مخلوط با آب را، چه حكمى دارد؟
ج: اگر خون نباشد حكم حیض را ندارد حتى اگر چه پیش از تمام شدن ده روز ببیند و تشخیص این موضوع به عهده زن‏است.

س 238 : جلوگیرى از عادت ماهیانه بوسیله دارو به خاطر روزه ماه رمضان چه حكمى دارد؟
ج: اشكال ندارد.

س 239 : اگر زنى در ایام باردارى به خون ریزى كمى مبتلا شود ولى باعث سقط حمل او نگردد، آیا غسل بر او واجب مى‏شود یا خیر؟ وظیفه او چیست؟
ج: خونى كه زن در ایام باردارى مى‏بیند اگر صفات و شرائط حیض را داشته باشد، خون حیض است والا استحاضه خواهد بود و با عمل به وظیفه مستحاضه روزه او صحیح است.

س 240 : زنى داراى عادت ماهیانه معینى مثلا هفت روز است، به علت گذاشتن دستگاه جلوگیرى از حاملگى، هر بار دوازده روز خون مى‏بیند. آیا خونى كه از روز هفتم به بعد مى‏بیند خون حیض است یا استحاضه؟
ج: اگر خون تا روز دهم قطع نشود، خونى كه در ایام عادت مى‏بیند خون حیض است و باقى استحاضه خواهد بود.

س 241 : آیا جایز است زنى كه در حال حیض و یا نفاس است داخل حرم امامزادگان «علیهم السلام» شود؟
ج: اگر بى احترامى محسوب نشود جایز است.

س 242 : زنى كه عمل كورتاژ (سقط جنین) را انجام داده، در حال نفاس است یا خیر؟
ج: بعد از سقط جنین - ولو به صورت علقه باشد - اگر خونى را مشاهده كرد، محكوم به نفاس است.

س 243 : خونى كه زن در سن یائسگى مى‏بیند، چه حكمى دارد؟ و وظیفه شرعى او چیست؟
ج: محكوم به استحاضه است.

س 244 : یكى از راههاى جلوگیرى از حاملگى‏هاى ناخواسته، استفاده از داروهاى ضد حاملگى‏است. زنها یى كه از این داروها استفاده مى‏كنند لكه‏هاى خونى را در ایام عادت و غیر آن مشاهده مى‏كنند. این لكه‏ها چه حكمى دارد؟
ج: اگر این لكه‏ها واجد شرایط شرعى حیض نباشد، حكم حیض را ندارد، بلكه محكوم به استحاضه ‏است.

 

احكام اموات‏

س 245 : در زمان حاضر افرادى (مزد بگیر یا موظف از طرف سازمان مربوط به نظارت بر امور اموات) مس ؤولیت كفن و دفن اموات اعم از زن و مرد را به عهده دارند. آیا با توجه به این كه این افراد از محارم میّت نیستند، دفن اموات به وسیله آنها اشكال دارد؟
ج: همجنس بودن با میّت فقط در غسل دادن او شرط است و در صورتى كه غسل دادن میّت بوسیله همجنس او امكان دارد، غسل دادن به وسیله غیر همجنس صحیح نیست و غسل میّت باطل است. ولى در تكفین و دفن همجنس بودن شرط نیست.

س 246 : امروزه در روستاها متعارف است كه اموات را در منزل مسكونى غسل مى‏دهند. گاهى میّت وصى نداشته و چند فرزند صغیر دارد. نظر مبارك راجع به این موارد چیست؟
ج: تصرفات مورد نیاز براى تجهیز میّت از قبیل غسل و كفن و دفن، به مقدار متعارف، متوقف بر اذن ولى صغیر نیست و اشكال از جهت وجود فرزندان صغیر ایجاد نمى‏شود.

س 247 : شخصى بر اثر تصادف یا سقوط از ارتفاع فوت كرده است، و جسد او خونریزى دارد، آیا باید منتظر ماند تا خون خود به خود یا با وسایل پزشكى بند بیاید؟ یا این كه با وجود خونریزى جایز است اقدام به دفن او نمایند؟
ج: تطهیر بدن میّت قبل از غسل در صورت امكان واجب است، و اگر انتظار براى توقف خونریزى یا منع آن ممكن باشد، واجب است.

س 248 : استخوان مرده‏اى كه حدود چهل یا پنجاه سال از دفن آن مى‏گذرد و مقبره او از بین رفته و تبدیل به میدان عمومى گردیده است، در اثر كندن نهرى در آن میدان ظاهر شده است. آیا لمس كردن استخوان‏ها براى دیدن آنها اشكال دارد؟ آیا استخوانها نجس هستند؟
ج: استخوان میّت مسلمانى كه غسل داده شده است، نجس نیست ولى دفن مجدّد آن زیر خاك واجب است.

س 249 : آیا براى انسان جایز است پدر یا مادر و یا یكى از بستگان خود را در كفنى كه براى خودش خریده است، كفن كند؟
ج: اشكال ندارد.

س 250 : یك تیم پزشكى براى انجام آزمایشات و تحقیقات پزشكى احتیاج دارند كه قلب و بعضى از اعضاى مرده را از جسد او جدا سازند و بعد از گذشت یك روز از انجام آزمایشات و مطالعات، اقدام به دفن آن كنند. امیدواریم لطف نموده به سؤالات زیر پاسخ فرمایید:
1- آیا با توجه به این كه امواتى كه این آزمایشات بر روى آنها اعمال مى‏شود از مسلمانان هستند، اقدام به این كار براى ما جایز است؟
2- آیا دفن قلب و بعضى از اعضا جسد جداى از بدن میّت جایز است؟
3- آیا با توجه به این كه دفن جداگانه قلب و بعضى از اعضا مشكلات فراوانى براى ما ایجاد مى‏كند، دفن آن اعضاء با بدن میّت دیگر جایز است یا خیر؟
ج: در صورتى كه نجات نفس محترمه یا دستیابى به تجارب علوم پزشكى كه جامعه به آن محتاج است و یا شناسا یى بیمارى كه حیات مردم را تهدید مى‏كند، متوقف بر تشریح باشد، تشریح جسد میّت به طور مطلق جایز است. هر چند احوط این است كه براى این منظور از بدن میّت مسلمان استفاده نشود. حكم شرعى اعضایى كه از جسد مسلمان جدا شده‏اند این است كه با بدن دفن شوند. و اگر دفن با بدن مشكل داشت، دفن جداگانه آنها اشكال ندارد.

س 251 : اگر شخصى براى خودش كفنى بخرد و همیشه در وقت نمازهاى واجب یا مستحب یا هنگام قرائت قرآن كریم، آن را پهن نموده و روى آن نماز و قرآن بخواند و هنگام مرگ از آن به عنوان كفن استفاده كند. آیا این عمل جایز است؟ آیا از نظر اسلام صحیح است انسان كفنى را براى خود بخرد و بر آن آیات قرآنى بنویسد و از آن فقط هنگام تكفین استفاده نماید؟
ج: اشكال در آنچه ذكر شد وجود ندارد.

س 252 : اخیرا جنازه زنى در یك قبر قدیمى كه تاریخ آن به حدود هفتصد سال پیش بر مى‏گردد، كشف شده است. این جنازه مشتمل بر اسكلت استخوانى عظیم كامل و سالمى است كه بر جمجمه آن مقدارى مو وجود دارد. به استناد گفته‏هاى باستان شناسانى كه آن را كشف كرده‏اند، جنازه متعلق به یك زن مسلمان است. آیا جایز است این اسكلت استخوانى بزرگ و مشخص را از طرف موزه علوم طبیعى (بعد از بازسازى شكل قبر و قراردادن جنازه در آن) در معرض بازدید قرار داد تا موجب عبرت بازدید كنندگان از موزه علوم طبیعى گردد و یا با نوشتن آیات و احادیث مناسب باعث تذكر و موعظه دیدار كنندگان شود؟
ج: اگر ثابت شود كه اسكلت استخوانى متعلق به بدن میّت مسلمانى است. دفن فورى آن واجب است.

س 253 : گورستانى در روستا یى وجود دارد كه ملك خاص كسى نیست و وقف هم نشده است آیا جایز است اهالى این روستا از دفن اموات شهر یا روستاهاى دیگر یا میتى كه وصیت كرده است در آن قبرستان دفن شود، جلوگیرى كنند؟
ج: اگر قبرستان عمومى مزبور ملك خاص كسى یا وقف خاص اهالى آن روستا نباشد، نمى‏توانند از دفن اموات دیگران در آن قبرستان جلوگیرى كنند و اگر شخصى وصیت كرده است در آن دفن شود، واجب است طبق وصیت عمل شود.

س 254 : روایاتى وجود دارد دال بر این كه پاشیدن آب بر قبور مستحب است، مانند روایاتى كه در كتاب «لآلى الاخبار» ذكر شده است، آیا این استحباب مخصوص روز دفن میّت است یا اطلاق دارد، چنانچه نظر مؤلف «لآلى الاخبار» چنین است؟ نظر جنابعالى در این باره چیست؟
ج: پاشیدن آب بر قبر در روز دفن مستحب است و بعد از آن نیز به قصد رجاء اشكال ندارد.

س 255 : چرا میّت را شب دفن نمى‏كنند؟ آیا دفن میّت در شب حرام است؟
ج: دفن میّت در شب اشكال ندارد.

س 256 : شخصى بر اثر تصادف ماشین فوت كرده است، پس از غسل و كفن او را به قبرستان آوردند ولى هنگام دفن، متوجه شدند كه تابوت و كفن آغشته به خونى است كه از او جریان دارد، آیا عوض كردن كفن او در این حالت واجب است؟
ج: اگر شستن آن قسمت از كفن كه به خون آغشته شده است، یا بریدن و یا عوض كردن آن امكان داشته باشد، آن كار واجب است، ولى اگر امكان ندارد، دفن میّت به همان صورت جایز است.

س 257 : اگر سه ماه از دفن آن میّت با كفن آغشته به خون بگذرد، آیا نبش قبر در این حالت جایز است؟
ج: نبش قبر در فرض سؤال جایز نیست.

س 258 : از حضرتعالى تقاضا مى‏كنیم به سه سؤال زیر پاسخ فرمایید :
1- اگر زن حامله‏اى هنگام وضع حمل از دنیا برود، جنین موجود در رحم زن در موارد زیر چه حكمى دارد؟
الف: اگر روح به تازگى در او دمیده شده باشد (سه ماه یا بیشتر)، با توجه به این كه احتمال مرگ جنین در صورت خارج كردن آن از رحم مادر بسیار زیاد است؟
ب: اگر عمر جنین هفت ماه یا بیشتر باشد؟
ج: اگر جنین در رحم مادر مرده باشد؟
2- اگر زن حامله هنگام وضع حمل بمیرد، آیا بررسى كامل مرگ و زندگى جنین بر دیگران واجب است؟
3- اگر زن حامله هنگام وضع حمل فوت كند و بچه در شكم او زنده بماند و شخصى بر خلاف متعارف با وجود زنده بودن جنین دستور دفن مادر با جنین را بدهد، نظر شما در این باره چیست؟
ج: اگر جنین با مرگ مادرش فوت كند، و یا فوت مادر پیش از دمیده شدن روح در جنین باشد خارج كردن آن از شكم مادر واجب نیست بلكه جایز هم نیست. ولى اگر جنین كه روح در او دمیده شده و در شكم مادرش از دنیا رفته است، زنده باشد، و احتمال زنده ماندنش تا زمان خارج كردن او از رحم مادر وجود داشته باشد، واجب است سریعا ً او را از شكم مادر خارج كنند، و تا وقتى كه موت جنین در رحم احراز نشده است، دفن مادر همراه با جنین جایز نیست و اگر جنین زنده همراه مادرش دفن شد و حتى بعد از دفن هم احتمال زنده بودنش وجود داشته باشد، واجب است اقدام به نبش قبر و خارج كردن جنین زنده از شكم مادر نمایند. همچنین اگر حفظ حیات جنین در شكم مادرش متوقف بر دفن نكردن مادر باشد، ظاهر این است كه تأخیر دفن مادر واجب است تا جان جنین حفظ شود، و اگر كسى بگوید دفن زن حامله با جنین زنده‏اى كه در رحم او وجود دارد جایز است و دیگران به گمان صحت نظر او اقدام به دفن نمایند و این كار منجر به مرگ بچه در داخل قبر شود، پرداختن دیه بر كسى كه مباشر دفن بوده، واجب است، مگر این كه مرگ جنین مستند به گفته آن شخص باشد كه در این صورت دیه بر او واجب است.

س 259 : شهردارى براى استفاده بهینه از زمین، دستور داده است قبرها به صورت دو طبقه ساخته شود. تمنّا مى‏كنیم حكم شرعى آن را بیان فرمایید.
ج: جایز است قبور مسلمانان در چندین طبقه ساخته شود بشرطى كه این كار سبب نبش قبر و هتك حرمت مسلمان نشود.

س 260 : كودكى در چاه سقوط كرده و مرده است. آب موجود در چاه مانع خارج كردن بدن او است، حكم آن چیست؟
ج: جسد كودك در همان چاه به حال خود رها مى‏شود و چاه قبر او خواهد بود و اگر چاه ملك شخصى كسى نباشد و یا مالك آن به مسدود كردن آن راضى باشد، تعطیل كردن چاه و بستن آن واجب است.

س 261 : در منطقه ما مرسوم است كه مراسم سینه‏زنى و زنجیرزنى به صورت سنتى آن فقط در عزادارى ائمه اطهار «علیهم السلام» و شهدا و بزرگان دینى برگزار مى‏شود. آیا برپایى این مراسم به خاطر در گذشت افرادى از نیروهاى بسیج و یا از كسانى كه بنحوى به حكومت اسلامى و این ملت مسلمان خدمات كرده‏اند، جایز است؟
ج: در فرض مذكور نفس این عمل اشكال ندارد، ولى انجام چنین كارى خیرى به آن میّت نمى‏رساند. بهتر است براى میّت مجلس فاتحه و قرائت قرآن كریم برگزار شود.

س 262 : شبانه رفتن به قبرستان براى كسى كه اعتقاد دارد شبانه به قبرستان رفتن عامل موثرى براى تربیت اسلامى است، با توجه به این كه رفتن به قبرستان در شب مكروه است، چه حكمى دارد؟
ج: اشكال ندارد.

س 263 : آیا شركت در تشیع جنازه و حمل آن براى زنان جایز است؟
ج: اشكال ندارد.

س 264 : در میان بعضى از عشایر معمول است كه هنگام مرگ بعضى از اشخاص، با قرض، اقدام به خرید تعداد زیادى گوسفند مى‏كنند (كه این كار باعث ضرر فراوانى به آنها مى‏شود)، تا همه كسانى را كه در مراسم عزادارى شركت مى‏نمایند، اطعام كنند. آیا تحمل این ضررها براى حفظ عادات و رسوم جایز است؟ و حكم شارع مقدس درباره خانواده‏هاى عزادار و شركت كنندگان در مراسم عزادارى چیست؟
ج: اگر اطعام از اموال ورثه بزرگسال و با رضایت آنها باشد، به هر صورت و به هر مقدارى كه باشد جایز است. ولى اگر انفاق از اموال میّت صورت بگیرد، بستگى به نحوه وصیت او دارد.

س 265 : آیا اگر در زمان حاضر، شخصى در منطقه‏اى بر اثر انفجار مین كشته شود، احكام شهید را دارد؟
ج: سقوط تكلیف غسل و كفن شهید از احكام اختصاصى شهیدى است كه در میدان جنگ كشته شود.

س 266 : برادران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى كه در محورهاى شهرهاى مرزى رفت و آمد مى‏كنند، گاهى با كمین‏ها یى كه از طرف بعضى از عناصر ضد انقلاب اسلامى گذاشته مى‏شود، مواجه مى‏شوند كه گاهى منجر به شهادت آنان مى‏گردد. آیا غسل یا تیمم این شهداى عزیز واجب است یا این كه آنجا میدان جنگ محسوب مى‏شود؟
ج: اگر آن محورها و منطقه مزبور میدان جنگ بین گروه حق و گروه باطل و یاغى باشد، افرادى كه از گروه حق در آنجا به شهادت مى‏رسند، حكم شهید را دارند.

س 267 : آیا كسى كه واجد شرایط امامت در نماز جماعت نیست، جایز است امامت نماز میّت بر جنازه یكى از م ؤمنین را عهده‏دار شود؟
ج: بعید نیست كه شرایط معتبر در جماعت و امامت جماعت در سایر نمازها در نماز میّت شرط نباشد، هر چند احوط این است كه آن شرا یط در نماز میّت هم رعایت شود.

س 268 : آیا اگر م ؤمنى در جا یى از جهان در راه اجراى احكام اسلامى و یا در تظاهرات یا در راه اجراى فقه جعفرى كشته شود، شهید محسوب مى‏شود؟
ج: چنین شهیدى اجر و ثواب شهید را دارد ولى احكام تجهیز شهید اختصاص به كسى دارد كه در میدان جنگ، هنگام درگیرى و در معركه نبرد به شهادت رسیده باشد.

س 269 : اگر مسلمانى بر اساس قانون و ت أیید قوه قضائیه به جرم حمل مواد مخدر به اعدام محكوم شود، و حكم اعدام درباره او اجرا گردد:
1- آیا نماز میّت بر او خوانده مى‏شود؟
2- شركت در مجلس عزا و قرائت قرآن كریم و مصیبت خوانى براى اهل بیت «علیهم‏السلام» كه براى او برگزار مى‏شود، چه حكمى دارد؟
ج: مسلمانى كه حكم اعدام درباره او اجرا گردیده است، حكم سایر مسلمانان را دارد و همه احكام و آداب اسلامى میّت در مورد او هم جارى است.

س 270 : آیا مسّ كردن استخوانى كه همراه با گوشت است و از بدن انسان زنده جدا شده، موجب غسل مسّ میّت مى‏شود؟
ج: دست زدن به عضوى كه از بدن شخص زنده جدا شده است غسل ندارد.

س 271 : آیا شخص مسلمان را باید هنگام احتضار رو به قبله خواباند؟
ج: شایسته است كه شخص مسلمان را در حال احتضار به پشت و به سمت قبله بخوابانند، به طورى كه كف پاى او به جانب قبله باشد. بسیارى از فقهاء این عمل را برخود محتضر - در صورتى كه قادر باشد - و بر دیگران، واجب دانسته‏اند و احتیاط در انجام آن ترك نشود.

س 272 : اگر هنگام كشیدن دندان مقدارى از بافت‏هاى لثه هم همراه آن كنده شود، آیا دست زدن به آنها موجب غسل مسّ میّت مى‏شود؟
ج: اگر گوشت مختصرى از لثه همراه آن كنده شود، مس آن موجب غسل مس میت نیست.

س 273 : آیا بر شهید مسلمانى كه با لباسش دفن شده است، احكام مسّ میّت مترتب‏است؟
ج: با مسّ شهیدى كه تغسیل و تكفین در حق او ساقط است، غسل مسّ میّت واجب نمى‏شود.

س 274 : اینجانب دانشجوى رشته پزشكى دانشگاه هستم. گاهى هنگام تشریح مجبور به مسّ جسد كسانیكه از دنیا رفته‏اند مى‏شویم و نمى‏دانیم كه آن اموات مسلمان هستند یا خیر؟ و غسل داده شده‏اند، یا خیر؟ ولى مسئولین مى‏گویند این اجساد غسل داده شده‏اند. با توجه به این مطالب امیدواریم وظیفه ما نسبت به نماز و غیر آن را بعد از مسّ آن اجساد بیان فرما یید، و آیا بر اساس آنچه ذكر شد، غسل بر ما واجب مى‏شود یا خیر؟
ج: اگر اصل غسل میّت احراز نشود و شما در آن شك داشته باشید، با مسّ جسد یا اجزاء آن، غسل مسّ میّت بر شما واجب مى‏شود و نماز بدون غسل مسّ میّت صحیح نیست. ولى اگر اصل غسل میّت احراز شود با مسّ جسد یا بعضى از اجزاى آن، غسل مسّ میّت واجب نمى‏شود حتى اگر در صحت غسل آن میّت شك داشته باشید.

س 275 : شهیدى كه نام و نشانى او معلوم نیست با تعدادى از اطفال در یك قبر دفن شده است. بعد از مدتى شواهدى بدست آمد كه دلالت مى‏كند كه آن شهید اهل شهرى كه در آن دفن شده است، نیست. آیا نبش قبر او جهت حمل جسد شهید به شهر خودش جایز است؟
ج: اگر بر اساس موازین و احكام شرعى دفن گردیده، نبش قبر وى جایز نیست.

س 276 : اگر آگاهى از داخل قبر و تصویر بردارى تلویزیونى از آنچه در آن است بدون كندن و خاكبردارى، ممكن باشد، آیا بر این عمل نبش قبر صدق مى‏كند یا خیر؟
ج: بر تصویربردارى از بدن میتى كه در قبر دفن شده است بدون كندن و نبش قبر و آشكار شدن جنازه، عنوان نبش قبر صدق نمى‏كند.

س 277 : شهردارى قصد دارد مقبره‏هاى اطراف قبرستان را براى توسعه كوچه‏ها، خراب نماید، امیدواریم لطف فرموده و به سؤالات زیر پاسخ دهید:
هی أت نظارت بر امور قبرستان چه مس ؤولیتى در مورد قبور م ؤمنین كه در آن مقبره‏ها دفن شده‏اند دارد؟ ثانیا ً: آیا خارج كردن استخوان‏هاى آن اموات و دفن آنها در مكانى دیگر جایز است؟
ج: تخریب قبور م ؤمنین و نبش آنها جایز نیست حتى اگر براى تعریض كوچه‏ها باشد، و در صورت وقوع نبش قبر و آشكار شدن بدن میّت مسلمان یا استخوان‏هاى آن كه هنوز پوسیده نشده‏اند، واجب است دوباره دفن شوند. ولى هی أت نظارت مس ؤولیتى در این باره به عنوان هی أت نظارت ندارد.

س 278 : اگر شخصى بدون رعایت موازین شرعى اقدام به خراب كردن قبرستان مسلمانان كند، مسلمانهاى دیگر در برابر او چه مس ؤولیتى دارند؟
ج: وظیفه دیگران در این باره نهى از منكر با رعایت شرایط و مراتب آن است و اگر در اثر تخریب قبور استخوان بدن میت مسلمان ظاهر شود واجب است آن را مجدداً دفن نمایند.

س 279 : پدرم در حدود 36 سال است در قبرستان دفن شده است. اكنون به فكر افتاده‏ام كه با كسب اجازه از اداره اوقاف از آن قبر براى خودم استفاده كنم. آیا با توجه به وقفى بودن قبرستان، اجازه گرفتن از برادرانم در این باره لازم است؟
ج: اجازه گرفتن از سایر ورثه میّت نسبت به قبرى كه زمین آن وقف عام براى دفن اموات شده، شرط نیست. ولى قبل از تبدیل استخوان‏هاى میّت به خاك، نبش قبر براى دفن میّت دیگرى در آن جایز نیست.

س 280 : من دانشجوى رشته پزشكى دانشگاه هستم. آیا به علت كمبود استخوان‏هاى طبیعى كه به آنها در محل تحصیل براى تحقیق احتیاج داریم، استفاده از استخوان‏هاى موجود در قبرهایى كه خراب شده‏اند، جایز است؟ آیا با دست زدن به استخوان مرده‏هاى موجود در موزه‏ها یا قبرستان‏ها، غسل مسّ میّت واجب مى‏شود؟
ج: اگر برداشتن استخوان از قبرستان مسلمان منجر به نبش قبر گردد، جایز نیست، و هنگام مسّ استخوان میتى كه معلوم نیست غسل داده شده یا نه، غسل مسّ میّت واجب مى‏گردد.

س 281 : لطفا ً موارد جواز نبش قبر را بیان فرموده، و اگر راهى براى خراب كردن قبرستان مسلمان‏ها و تبدیل آن به مراكز دیگر وجود دارد، توضیح دهید.
ج: موارداستثناء شده از حرمت نبش قبر، در رساله‏هاى ‏عملیه ‏بیان ‏گشته ‏است. تغییر و تبدیل قبرستان مسلمانان كه براى دفن اموات مسلمین وقف شده، جایز نیست.

س 282 : آیا نبش قبر و تبدیل قبرستانى كه براى دفن اموات وقف گردیده، بعد از اخذ اجازه از مرجع تقلید جایز است؟
ج: در مواردى كه نبش قبر و تبدیل قبرستان وقف شده براى دفن اموات، جایز نیست، اجازه مرجع تقلید اثرى ندارد.

س 283 : مردى در حدود بیست سال پیش فوت نموده، چندى پیش هم زنى در همان روستا از دنیا رفت، اشتباها ً قبر آن مرد را حفر و زن رادر آن دفن كردند، با توجه به این كه در داخل قبر هیچ اثرى از جسد مرد مزبور وجود ندارد، وظیفه فعلى ما چیست؟
ج: در حال حاضر با توجه به فرض سؤال، دیگران هیچ تكلیفى ندارند، و مجرد دفن میّت در قبر میّت دیگر موجب جواز نبش قبر براى انتقال جسد به قبر دیگر نمى‏شود.

س 284 : در وسط خیابانى، چهار قبر وجود دارد كه مانع ادامه جاده سازى هستند، از طرفى هم نبش قبر اشكال شرعى دارد. امیدواریم براى این كه شهردارى مرتكب عمل خلاف شرعى نشود، وظیفه ما را بیان فرما یید.
ج: اگر احداث جاده متوقف بر حفر قبر و نبش آن نباشد و عبور جاده از روى قبرها امكان دارد، یا احداث جاده با وجود قبرها ضرورى باشد، احداث آن اشكال ندارد. و ا لّا تخریب و نبش قبرها براى جاده‏سازى جایز نیست.

 

احكام نجاسات‏

س 285 : آیا خون پاك است؟
ج: اگر از حیوانى كه خون جهنده دارد باشد، نجس است.

س 286 : آیا خونى كه بر اثر كوبیدن شدید سر به دیوار در عزاى امام حسین «علیه السلام» از سر انسان جارى و به سر و صورت شركت كنندگان در مراسم عزادارى پاشیده مى‏شود، پاك است یا خیر؟
ج: خون انسان در هر حالى نجس است.

س 287 : آیا اثر كم رنگ خون كه بعد از شستن بر لباس باقى مى‏ماند نجس است؟
ج: اگر عین خون نباشد و فقط رنگ آن باقى مانده باشد كه با شستن از بین نمى‏رود، پاك است.

س 288 : لكه خونى كه گاهى در تخم مرغ یافت مى‏شود، چه حكمى دارد؟
ج: محكوم به طهارت است ولى خوردن آن حرام مى‏باشد.

س 289 : عرق جنب از حرام و عرق حیوان نجاست خوار چه حكمى دارد؟
ج: عرق شتر نجاست خوار نجس است ولى در عرق حیوانات دیگر نجاست خوار و همچنین عرق جنب از حرام اقوى طهارت است، لكن احتیاط واجب این است كه با عرق جنب از حرام نماز خوانده نشود.

س 290 : آیا قطرات آبى كه از بدن میّت قبل از غسل با آب خالص و بعد از غسل با آب سِدر و كافور بر زمین مى‏ریزد، پاك هستند یا خیر؟
ج: تا زمانى كه غسل سوم كامل نشده باشد، بدن میّت محكوم به نجاست‏است.

س 291 : پوستى كه گاهى از لبها، دستها و یا پاها جدا مى‏شود، محكوم به طهارت است یا نجاست؟
ج: پوست نازكى كه خود بخود از دستها، لبها، پاها و سایر قسمت‏هاى بدن جدا مى‏شود، محكوم به طهارت است.

س 292 : شخصى در جبهه‏هاى جنگ در وضعیتى قرار گرفت كه مجبور به كشتن خوك و خوردن آن شد، آیا رطوبت بدن و آب دهان وى محكوم به نجاست است؟
ج: عرق بدن و آب دهان شخصى كه گوشت حرام و نجس خورده، نجس نیست. ولى هر چیزى كه با وجود رطوبت، با گوشت خوك برخورد كرده محكوم به نجاست است.

س 293 : با توجه به این كه در نقاشى و نقشه‏كشى از قلم مو استفاده مى‏شود و نوع خوب و مرغوب آن غالبا ً از موى خوك ساخته شده و از كشوره ـاى غیر اسلام ـى وارد و در دسترس همگان بخصوص مراك ـز تبلیغـى و فرهنگـى قرار مى‏گیرد، استفاده از این قلـم موها چه حكمى دارد؟ نوشتن آیات قرآنى و احادیث شریف با آنها چه حكمى دارد؟
ج: موى خوك نجس است و استفاده از آن در امورى كه مشروط به طهارت است، جایز نیست. ولى استفاده از آن در امرى كه مشروط به طهارت نیست اشكال ندارد. و اگر معلوم نباشد كه قلم مو از موى خوك ساخته شده است یا خیر، استفاده از آن حتى در امورى كه مشروط به طهارت است هم اشكال ندارد.

س 294 : یكى از علما یى كه به آلمان آمده بود فرمودند كه در اینجافقط در سه مورد باید به شك اعتنا كرد كه عبارتند از گوشت و پوست و روغن، و در بقیه موارد اعتنا به شك واجب نیست. آیا این نظر صحیح است؟ با توجه به این كه در اینجا روغن‏هاى نباتى وجود دارد كه به استناد نوشته روى آن بدون موادى است كه خوردن آن اشكال دارد، بر اثر تحقیقاتى كه عده‏اى از برادران انجام داده‏اند معلوم شده است كه به آنها مقدار كمى روغن حیوانى اضافه مى‏كنند بدون این كه روى آن بنویسند، حكم شرعى این مسأله چیست؟
ج: هر گوشتى كه حلال بودن آن متوقف بر تذكیه شرعى باشد، در كشورهاى غیر اسلامى به حكم میته و تذكیه نشده است و خوردن آن حرام است ولى از نظر طهارت، اگر یقین به عدم تذكیه نباشد پاك است.

س 295 : در مورد گوشت، چرم و اجزاى حیوانى كه از بلاد غیر اسلامى تهیه شده، نظر مبارك را مرقوم فرما یید.
ج: اگر احتمال دهید كه حیوان ذبح اسلامى شده پاك است و اگر یقین دارید ذبح اسلامى نشده، محكوم به نجاست است.

س 296 : اگر لباس جنب با منى نجس شود، اولا حكم دست زدن به آن با وجود رطوبت چیست؟ ثانیاً: آیا جایز است جنب لباسهاى خود را براى آب كشیدن به كس دیگرى بدهد؟ و آیا شخص محتلم باید نجس بودن لباسهایش را به كسى كه مى‏خواهد آنها را بشوید اطلاع دهد؟
ج: منى نجس است و اگر با رطوبت مسریه با چیزى برخورد نماید آن را نجس مى‏كند، و آگاه كردن كسى كه لباس را مى‏شوید از نجاست آن لازم نیست. ولى صاحب لباس تا یقین به طهارت آن حاصل نكند نمى‏تواند آثار طهارت بر آن مترتب سازد.

س 297 : اینجانب پس از بول، استبراء مى‏كنم كه همراه آن مایعى خارج مى‏شود كه بوى منى مى‏دهد. وظیفه من نسبت به نماز چیست؟
ج: اگر به منى بودن آن یقین ندارید و خروج آن همراه با علامتهاى شرعى خروج منى نیست، حكم منى ندارد.

س 298 : آیا فضله كلاغ نجس است؟
ج: اقوى‏، پاك بودن آن است.

س 299 : در رساله‏هاى عملیه آمده است كه مدفوع حیوانات و پرندگان حرام گوشت نجس است آیا مدفوع حیوانات حلال گوشت مانند، گاو، گوسفند و مرغ نجس است یا خیر؟
ج: مدفوع حیوانات حلال گوشت از پرندگان و غیره و همچنین مدفوع پرندگان حرام گوشت پاك است.

س 300 : اگر نجاستى مانند مدفوع در اطراف یا داخل كاسه دستشویى باشد و آن جا با آب كر یا قلیل شسته شود ولى عین نجاست باقى بماند، آیا آن قسمتى كه عین نجاست در آن نیست و آن آب به آنجا رسیده، پاك است یا نجس؟
ج: مكانى كه به آن آب نجس نرسیده باشد محكوم به طهارت است.

س 301 : آیا اگر مهمانى یكى از اثاثیه‏هاى میزبانش را نجس كند، مطلع كردن میزبان واجب است؟
ج: اطلاع دادن در غیر از خوردنى و آشامیدنى و ظرفهاى غذا، لازم نیست.

س 302 : آیا چیز پاكى كه با متنجس برخورد نموده، نجس است یا خیر؟ و در صورت نجس بودن، تا چند واسطه نجس است؟
ج: چیزى كه با عین نجس تماس یافته و نجس شده است، اگر باز با چیزى كه پاك است تماس پیدا كند و یكى از آنها تر باشد، آن چیز پاك را نجس مى‏كند. و باز این چیزى كه بر اثر ملاقات با متنجس نجس شده است، اگر با چیز پاكى برخورد نماید، بنا بر احوط آن را نجس مى‏كند، ولى این متنجس سوم هیچ چیزى را با ملاقات خود نجس نمى‏كند.

س 303 : آیا هنگام استفاده از كفشى كه از پوست حیوان غیر مذكّى ساخته شده همیشه واجب است پاها قبل از وضو شسته شوند؟ عده‏اى مى‏گویند كه در صورت عرق كردن پا در كفش، شستن آن واجب است، و تجربه شده كه پا در هر كفشى به مقدار كم یا زیاد، عرق مى‏كند. نظر جنابعالى در این باره چیست؟
ج: اگر یقین دارد كه كفش او از پوست حیوانى است كه تذكیه نشده است، و احراز شود كه پا در كفش‏هاى مذكور عرق كرده، شستن پاها براى نماز واجب است، ولى در صورت شك در عرق كردن پاها یا شك در تذكیه حیوانى كه كفش از پوست آن دوخته شده است محكوم به طهارت است.

س 304 : كودكى كه همیشه خود را نجس مى‏كند، دست‏تر، آب دهان و باقیمانده غذایش چه حكمى دارد؟ كودكانى كه دست‏ ِ تر خود را بر پاهایشان مى‏گذارند، چه حكمى دارند؟
ج: تا زمانى كه یقین به نجاست آن حاصل نشده، حكم به پاكى مى‏شود.

س 305 : من مبتلا به بیمارى لثه هستم و طبق دستور پزشك باید همیشه آن را مالش دهم، این كار باعث سیاهى بعضى از قسمت‏هاى لثه‏ام مى‏شود مثل این كه خونى در داخل آن جمع شده باشد. هنگامى كه دستمال كاغذى روى آن مى‏گذارم رنگ دستمال قرمز مى‏شود، لذا اقدام به شستن دهانم با آب كر مى‏كنم، ولى خون منجمد، مدت زمانى باقى مى‏ماند و با شستن از بین نمى‏رود. بعد از قطع آب كر، آیا آبى كه وارد دهان شده و به آن قسمت‏ها رسیده و سپس از دهان خارج شده، محكوم به نجاست است یا این كه جزء آب دهان محسوب مى‏شود و محكوم به طهارت است؟
ج: محكوم به طهارت است، هر چند احتیاط اجتناب از آن است.

س 306 : سؤال من این است كه آیا غذا یى كه خورده‏ام و با اجزاى خون منجمد شده در لثه تماس پیدا كرده، نجس است یا خیر؟ و در صورت نجس شدن، آیا فضاى دهان بعد از فرو بردن غذا، نجس باقى مى‏ماند؟
ج: غذا در فرض مزبور محكوم به نجاست نیست و فرو بردن آن اشكال ندارد و فضاى دهان پاك است.

س 307 : مدتى است كه شایع شده لوازم آرایشى را از ناف جنین كه هنگام تولد از او جدا مى‏كنند و یا از جنین مرده مى‏سازند. ما گاهى از این لوازم استفاده كرده و حتى گاهى رژ لب خورده مى‏شود، آیا اینها نجس هستند؟
ج: شایعه دلیل شرعى بر نجس بودن لوازم آرایشى نیست، و تا نجاست آنها از راه شرعى احراز نشود، استفاده از آنها اشكال ندارد.

س 308 : از هر لباس یا پارچه‏اى هنگام شستن، پرزهاى ریزى مى‏ریزد كه اگر به طشت نگاه كنیم آنها را مى‏بینیم. وقتى كه طشت پر از آب و متصل به آب شیر است، اگر لباس را داخل طشت فرو ببریم آب از اطراف آن سرازیر مى‏شود. به علت وجود این تارها و پرزهاى ریز در آبى كه از طشت به بیرون مى‏ریزد، از آن آب احتیاط كرده و همه جا را تطهیر مى‏كنم. و یا وقتى لباسهاى نجس بچه‏ها را بیرون مى‏آورم، همه جاها یى را كه لباسها را در آنجا در آورده‏ام حتى اگر خشك هم باشد آب مى‏كشم زیرا فكر مى‏كنم تارها و پ ُرزهاى ریز در آنجا افتاده‏اند. آیا این احتیاط لازم است؟
ج: لباسى كه براى آب كشیدن در ظرفى گذاشته مى‏شود و آب لوله‏كشى روى آن ریخته شده و سراسر آن را فرا مى‏گیرد، لباس و ظرف و آب و پرزها یى كه از لباس جدا شده و بر روى آب دیده مى‏شود و همراه آب به بیرون مى‏ریزد همگى پاك هستند. پ ُرزها یا غبارى هم كه از لباس نجس جدا مى‏شود پاك هستند مگر این كه یقین حاصل شود كه از قسمت نجس جدا شده‏اند، و به مجرد شك در اصل جدا شدن آن از لباس نجس یا نجس بودن محل آن احتیاط لازم نیست.

س 309 : مقدار رطوبتى كه باعث سرایت از چیزى به چیز دیگر مى‏شود، چقدر است؟
ج: ملاك رطوبت مسریه این است كه به مقدارى باشد كه رطوبت هنگام برخورد از جسم مرطوب به جسم دیگر سرایت كند.

س 310 : لباسها یى كه به خشكشو یى‏ها داده مى‏شود از نظر طهارت چه حكمى دارد؟ لازم به تذكّر است كه اقلیتهاى دینى (یهود ونصارى و...) هم لباسهاى خود را براى شستشو و اتو كردن به این خشكشویى‏ها مى‏دهند و مى‏دانیم كه صاحبان این مكانها براى شستن لباسها از مواد شیمیا یى استفاده مى‏كنند.
ج: اگر لباسها یى كه به خشكشو یى‏ها داده مى‏شود از قبل نجس نباشند، محكوم به طهارت هستند، و تماس آن با لباسهاى پیروان اقلیتهاى دینى (اهل كتاب) باعث نجاست نمى‏شود.

س 311 : آیا لباسها یى كه با لباسشو یى تمام اتوماتیك شسته مى‏شود، پاك مى‏گردد یا خیر؟ نحوه كار این لباسشویى‏ها به این صورت است كه در مرحله اول كه لباس با آب مخلوط با پودر لباسشو یى شسته مى‏شود، مقدارى از آب و كف پودر بر شیشه درب  لباسشو یى و نوار پلاستیكى اطراف آن پاشیده مى‏شود، و در مرتبه دوم آب غُساله شستشو كشیده شده ولى كف پودر، درب و نوار پلاستیكى اطراف آن را به طور كامل مى‏پوشاند. در مراحل بعدى ماشین لباسشوئى لباسها را در سه نوبت با آب قلیل مى‏شوید و از آن پس آب غساله بیرون كشیده مى‏شود، امیدواریم توضیح بفرما یید لباسها یى كه به این ترتیب شسته شده‏اند، پاك هستند یا خیر؟
ج: اگر بعد از زوال عین نجاست، آب متصل به لوله در داخل ماشین لباسشو یى به لباسها و همه قسمت‏هاى داخل ماشین برسد و از آن جدا و خارج شود، محكوم به طهارت است.

س 312 : اگر آب بر زمین یا در حوض یا حمامى كه لباس در آن شسته مى‏شود، ریخته شود و قطراتى از آن آب به لباس ترشح كند، آیا لباس نجس مى‏شود یا خیر؟
ج: وقتى كه آب بر مكان یا زمین پاكى بریزد، ترشح ناشى از آن هم پاك است.

س 313 : آبى كه از ماشین‏هاى حمل زباله شهرى در خیابان مى‏ریزد و گاهى بر اثر شدت باد به مردم پاشیده مى‏شود، محكوم به طهارت است یا نجاست؟
ج: آب مزبور محكوم به طهارت است مگر این كه فردى یقین پیدا كند كه آن آب بر اثر برخورد با نجس، نجس شده است.

س 314 : آیا آبها یى كه در چاله‏هاى موجود در خیابان‏ها جمع مى‏شود، پاك است یا نجس؟
ج: این آبها محكوم به طهارت هستند.

س 315 : رفت و آمدهاى خانوادگى با اشخاصى كه به طهارت و نجاست در خوردن و آشامیدن و مانند آن اهمیت نمى‏دهند، چه حكمى دارد؟
ج: در مورد طهارت و نجاست، هر چیزى كه یقین به نجاست آن نباشد، از نظر شرعى محكوم به طهارت است.

س 316 : استفراغ افراد زیر از جهت پاك یا نجس بودن، چه حكمى دارد؟
الف: طفل شیرخوار
ب: طفلى كه هم شیر مى‏خورد و هم غذا
ج: انسان بالغ‏
ج: در همه موارد پاك است.

س 317 : ملاقى شبهه محصوره چه حكمى دارد؟
ج: اگر با بعضى از اطراف تماس پیدا كند، حكم متنجس را ندارد.

س 318 : شخصى كه دین او مشخص نیست و از كشور دیگرى براى كار وارد كشور اسلامى شده و مغازه اغذیه فروشى دایر كرده و كار او فروش مواد خوراكى است، هنگام فروش، ماده غذایى با بدن او كه رطوبت مسریه دارد تماس پیدا مى‏كند، آی ا باید از او درباره دینش سؤال كرد یا این كه اصل پاك بودن اشیاء جارى مى‏شود؟
ج: سؤال از دین او واجب نیست و اصل طهارت اشیاء نسبت به وى و چیزى كه با وجود رطوبت با بدن او در تماس است، جارى مى‏شود.

س 319 : اگر یكى از اعضاى خانواده یا شخصى كه به منزل انسان رفت و آمد دارد به طهارت و نجاست اهمیت ندهد و باعث نجس شدن گسترده خانه و اثاثیه آن شود بطورى كه شستن و آب كشیدن آنها ممكن نباشد، تكلیف اهل منزل دراین باره چیست؟ و با این فرض چگونه ممكن است انسان پاك بماند بخصوص در نماز كه پاكى شرط صحت آن است؟ حكم شرعى در این مورد چیست؟
ج: تطهیر تمام خانه لازم نیست و براى صحت نماز، پاك بودن لباس نمازگزار و محل گذاشتن پیشانى كافى است. نجاست خانه و اثاثیه آن موجب اثبات تكلیف بیشترى غیر از لزوم رعایت طهارت در نماز و خوردن و آشامیدن، بر انسان نمى‏شود.

 





نوع مطلب : احکام و استفتائات، 
برچسب ها :