تبلیغات
khademineasheghaneabasaleh - استفتائات مقام معظم رهبری (احکام تقلید)
 
khademineasheghaneabasaleh
به امید فرج مهدی منتظر همچنان منتظریم
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : morteza taghavi
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وب سایت؟







برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

احكام تقلید

راههاى سه گانه: احتیاط، اجتهاد، تقلید

س 1: آیا وجوب تقلید، امرى تقلیدى است یا اجتهادى؟
ج: این مسئله عقلى و اجتهادى است. (یعنى عقل حكم مى‏كند كه شخص ناآگاه به احكام دین به مجتهد جامع الشرایط مراجعه كند)


س 2: به نظر شریف حضرتعالى عمل به احتیاط بهتر است یا تقلید؟
ج: چون عمل به احتیاط مستلزم شناسائى موارد و چگونگى احتیاط و صرف وقت بیشتر است، بهتر آن است كه مكلّف در احكام دین از مجتهد جامع‏الشرائط تقلید كند.

س 3: قلمرو احتیاط در احكام دین در بین فتاواى فقها چه اندازه است؟ آیا رعایت آراى فقیهان گذشته نیز لازم است؟
ج: مراد از احتیاط در موارد آن، رعایت همه احتمالات فقهى است به طورى كه مكلّف مطمئن شود به وظیفه خود عمل كرده است.

س 4: دخترم بزودى به سن تكلیف مى‏رسد و باید براى خود مرجع تقلیدى انتخاب كند اما درك مسئله تقلید براى او دشوار است، وظیفه ما نسبت به او چیست؟
ج: اگر وى به تنهائى نمى‏تواند وظیفه شرعى خود دراین باره را تشخیص دهد، وظیفه شما ارشاد و راهنمائى اوست.

س 5: معروف نزد فقها این است كه تشخیص موضوعات احكام به عهده خود مكلّف است و وظیفه مجتهد تشخیص حكم است، ولى در عین حال مجتهدین در بسیارى موارد، در تشخیص موضوعات احكام نیز اظهار نظر مى‏كنند، آیا متابعت از نظر مجتهد در موضوع نیز واجب است؟
ج: تشخیص موضوع موكول به نظر خود مكلّف است و متابعت از مجتهد در تشخیص موضوع واجب نیست، مگر آنكه به آن تشخیص اطمینان پیدا كند و یا موضوع از موضوعاتى باشد كه تشخیص آن نیاز به استنباط دارد.

س 6: آیا كسى كه در آموختن احكام دینى مورد نیاز خود كوتاهى مى‏كند، گناهكار است؟
ج: اگر نیاموختن احكام به ترك واجب یا ارتكاب حرام بیانجامد، گناهكار است.

س 7: گاهى از افراد كم اطلاع از مسائل دینى درباره مرجع تقلید شان پرسش مى‏شود، مى‏گویند نمى‏دانیم، یا اظهار مى‏دارند از فلان مجتهد تقلید مى‏كنیم ولى عملا التزامى به خواندن رساله آن مجتهد و عمل به فتاواى او ندارند، اعمال این گونه افراد چه حكمى دارد؟
ج: اگر اعمال آنان موافق احتیاط یا مطابق با واقع یا با نظر مجتهدى باشد كه وظیفه دارند از او تقلید كنند، محكوم به صحت است.

س 8: با توجه به اینكه در مسائلى كه مجتهد اعلم قائل به وجوب احتیاط است مى‏توانیم به مجتهد اعلم بعد از وى مراجعه كنیم، اگر اعلم بعد از او نیز قائل به وجوب احتیاط در مسئله باشد، آیا رجوع به اعلم بعد از او جایز است؟ و اگر فتواى سومى هم همانگونه بود، آیا مى‏توان به اعلم بعد از آنان مراجعه كرد؟ و همینطور...، لطفا این مسئله را توضیح دهید.
ج: در مسائلى كه مجتهد اعلم فتوا ندارد، رجوع به مجتهدى كه در آن مسئله احتیاط نكرده است و فتواى صریح دارد با رعایت ترتیب الاعلم فالاعلم، اشكال ندارد.

شروط تقلید

س 9: آیا تقلید از مجتهدى كه متصدى مقام مرجعیت نبوده و رساله عملیه هم ندارد جایز است؟
ج: در صحت تقلید از مجتهد جامع الشرایط تصدى مرجعیت یا داشتن رساله عملیه شرط نیست، لذا اگر براى مكلفى كه قصد تقلید از او را دارد ثابت شود كه وى مجتهد جامع الشرایط است، تقلید اشكال ندارد.

س 10: آیا تقلید از كسى كه در یكى از ابواب فقه مثل نماز و روزه به درجه اجتهاد رسیده جایز است؟
ج: فتواى مجتهد متجزّى كه تنها در برخى ابواب فقهى داراى فتوا و نظر اجتهادى است براى خودش حجت است، ولى جواز تقلید دیگران از او محل اشكال است. اگر چه جواز آن بعید نیست.

س 11: آیا تقلید از علماى كشورهاى دیگر كه دسترسى به آنان امكان ندارد جایز است؟
ج: در تقلید از مجتهد جامع‏الشرائط شرط نیست كه مجتهد اهل كشور مكلّف و یإ؛ظظ ساكن در محل سكونت او باشد.

س 12: آیا عدالت معتبر در مجتهد و مرجع تقلید با عدالت معتبر در امام جماعت از حیث شدت و ضعف تفاوت دارد؟
ج: با توجه به حسّاسیّت و اهمیت منصب مرجعیت در فتوا، بنا بر احتیاط واجب شرط است كه مجتهد مرجع تقلید علاوه بر عدالت، قدرت تسلّط بر نفس سركش را داشته و حرص به دنیا نداشته باشد.

س 13: این كه گفته مى‏شود باید از مجتهدى تقلید نمود كه عادل باشد، مقصود از عادل چه كسى است؟
ج: عادل كسى است كه پرهیزگارى او به حدى رسیده باشد كه از روى عمد مرتكب گناه نشود.

س 14: آیا اطلاع از اوضاع زمان و مكان از شرایط اجتهاد است؟
ج: ممكن است این شرط در بعضى از مسائل دخیل باشد.

س 15: بنا بر نظر حضرت امام راحل «قدس سره» مرجع تقلید باید علاوه بر علم به احكام عبادات و معاملات، نسبت به همه امور سیاسى، اقتصادى، نظامى، اجتماعى و رهبرى، عالم و آگاه باشد. ما در گذشته مقلد حضرت امام بودیم، بعد از رحلت ایشان با راهنمائى تعدادى از علما و تشخیص خودمان لازم دانستیم به جنابعالى رجوع نموده و از شما تقلید كنیم تا بین مرجعیت و رهبرى جمع كرده باشیم، نظر شما در این مورد چیست؟
ج: شرایط صلاحیت مرجعیت تقلید، در تحریر الوسیله و رساله‏هاى دیگر به تفصیل ذكر شده است، و تشخیص فرد شایسته تقلید موكول به نظر خود مكلّف مى‏باشد.

س 16: آیا در تقلید، اعلمّیت مرجع شرط است یا خیر؟ معیار و ملاك‏اعلمیّت‏چیست؟
ج: در مسائلى كه فتواى اعلم با فتواى غیر اعلم اختلاف دارد، احتیاط آنست كه از اعلم تقلید كند و ملاك اعلمیت این است كه آن مرجع نسبت به سایر مراجع قدرت بیشترى بر شناخت حكم الهى داشته باشد و بهتر بتواند احكام شرعیه را از أدلّه استنباط كند و همچنین نسبت به اوضاع زمان خود به مقدارى كه در تشخیص موضوعات احكام و ابراز نظر فقهى مؤثر است آگاه‏تر باشد.

س 17: آیا تقلید كسى كه از جهت احتمال عدم وجود شرایط معتبر تقلید در مجتهد اعلم، از مجتهد غیر اعلم تقلید كرده است، محكوم به بطلان است؟
ج: بنابر احتیاط، تقلید از غیر اعلم در مسائل مورد اختلاف، به مجرد احتمال عدم وجود شرایط معتبر در اعلم جایز نیست.

س 18: اگر ثابت شود كه تعدادى از علما در بعضى از مسائل اعلم هستند به طورى كه هر كدام از آنان در مسئله معینى اعلم مى‏باشند آیا تقلید از هر یك از آنان جایز است؟
ج: تبعیض در تقلید اشكال ندارد و اگر اعلمیّت هر یك از آنان در مسائلى كه مكلف بنا دارد در آن مسائل از او تقلید كند محرز شود، بنا بر احتیاط تبعیض در تقلید در صورت اختلاف فتوا در مسائل مورد نیاز مقلد، واجب است.

س 19: آیا با وجود اعلم، تقلید از غیر اعلم جایز است؟
ج: در مسائلى كه فتواى غیر اعلم مخالفِ فتواى اعلم نباشد، رجوع به غیر اعلم اشكال ندارد.

س 20: نظر جنابعالى در اشتراط اعلمیّت مرجع تقلید چیست و دلیل آن كدام است؟
ج: در صورت تعدد فقهاى جامع الشرایط و اختلاف آنان در فتوى، بنا بر احتیاط واجب مكلّف باید از اعلم تقلید نماید، مگر آنكه احراز شود كه فتواى وى مخالف احتیاط است و فتواى غیر اعلم موافق با احتیاط. و دلیل وجوب تقلید از اعلم بناى عقلاء و حكم عقل است زیرا كه اعتبار فتواى اعلم براى مقلد یقینى و اعتبار قول غیر اعلم احتمالى است.

س 21: از چه كسى باید تقلید كنیم؟
ج: از مجتهدى كه جامع شرایط فتوا و مرجعیت است، و بنابر احتیاط باید اعلم هم باشد.

س 22: آیا تقلید ابتدائى از میّت جایز است؟
در تقلید ابتدائى، احتیاط در تقلید از مجتهد زنده و اعلم، نباید ترك شود.

س 23: آیا تقلید ابتدائى از مجتهد میّت، متوقف بر تقلید از مجتهد زنده است؟
ج: تقلید ابتدائى از مجتهد میّت یا بقاء بر تقلید او باید به تقلید از مجتهد زنده و اعلم باشد.

راههاى اثبات اجتهاد، اعلمیت و بدست آوردن فتوى‏

س 24: بعد از احراز صلاحیت مجتهدى براى مرجعیت تقلید بوسیله شهادت دو فرد عادل، آیا لازم است در این باره از اشخاص دیگر نیز تحقیق كنم؟
ج: شهادت دو فرد عادل و اهل خبره بر صلاحیت و جامع الشرائط بودن مجتهد براى جواز تقلید از او كافى است و تحقیق از افراد دیگر لازم نیست.

س 25: راههاى انتخاب مرجع و بدست آوردن فتوى كدام است؟
ج: احراز اجتهاد و اعلمیت مرجع تقلید بوسیله امتحان یا تحصیل یقین ولو از شهرت‏مفید علم یا اطمینان، یا با شهادت دو نفر عادل از اهل خبره صورت‏مى‏گیرد.
راههاى بدست آوردن فتواى مجتهد عبارتند از:
1 - شنیدن از خود مجتهد
2 - شنیدن از دو یا یك فرد عادل‏
3 - شنیدن از یك نفر مورد اطمینان‏
4 - دیدن در رساله مجتهد در صورتى كه رساله مصون از اشتباه باشد.

س 26: آیا وكالت در انتخاب مرجع صحیح است؟ مثل وكالت پدر براى پسر و معلم براى شاگرد.
ج: اگر مراد از وكالت، سپردن وظیفه تحقیق و جستجو براى یافتن مجتهد جامع الشرائط به پدر، معلم، مربى و یا غیر آنان باشد، اشكال ندارد و نظرشان در این مورد اگر مفید علم یا اطمینان و یا واجد شرایط بیّنه و شهادت باشد، از نظر شرعى معتبر و حجت است.

س 27: از تعدادى از علماء كه خود مجتهد بودند، راجع به فرد اعلم سؤال شد. فرمودند كه رجوع به فلان مجتهد دامت افاضاته باعث برائت ذمه مى‏گردد. آیا با آنكه شخصا اطلاع از اعلمیت آن مجتهد ندارم و یا در این باره شك دارم و یا اطمینان دارم كه اعلم نیست زیرا افراد دیگرى كه با دلیل و بینه مشابه اعلمیت آنان ثابت شده است وجود دارند، مى‏توانم به گفته آنان اعتماد كرده و از آن مجتهد تقلید كنم؟
ج: اگر بیّنه شرعى بر اعلیمت مجتهد جامع الشرائط اقامه شود، تا زمانى كه بیّنه شرعیه دیگرى كه معارض آن باشد پیدا نشود، آن بیّنه حجت شرعى است و به آن اعتماد مى‏شود اگر چه موجب حصول علم یا اطمینان نباشد، در این صورت جستجو از بیّنه معارض و احراز عدم وجود آن لازم نیست.

س 28: آیا جایز است كسى كه اجازه از مجتهد ندارد و در بعضى از موارد مرتكب اشتباه در نقل فتوى و احكام شرعى شده است، متصدى نقل فتواى مجتهد و بیان احكام شرعى شود؟ وظیفه ما در صورتى كه این شخص احكام را از روى رساله عملیه نقل مى‏كند، چیست؟
ج: در تصدى نقل فتواى مجتهد و بیان احكام شرعى، اجازه داشتن شرط نیست، ولى كسى كه دچار خطا و اشتباه مى‏شود جایز نیست متصدى این كار شود و اگر در موردى اشتباه كرد چنانچه متوجه اشتباه خود شد، بر او واجب است شنونده را از آن اشتباه آگاه نماید. به هر حال بر مستمع جایز نیست تا اطمینان به صحت گفتار گوینده پیدا نكرده به نقل او عمل كند.

عدول از مجتهدى به مجتهد دیگر

س 29: تا به حال در بقاء بر تقلید از میّت، به اجازه مجتهد غیر اعلم عمل مى‏كردیم. اگر اجازه مجتهد اعلم شرط بقاء بر تقلید از میّت است آیا عدول به اعلم و طلب اجازه او براى بقاء بر میّت بر ما واجب است؟
ج: اگر فتواى غیر اعلم موافق با فتواى اعلم در این مسئله باشد، عمل به فتواى غیر اعلم اشكال ندارد و نیازى به عدول به اعلم نیست.

س 30: آیا عدول از مجتهد أعلم در مسائل مستحدثه از جهت عدم توانائى وى بر استنباط صحیح در اینگونه مسائل جایز است؟
ج: اگر مكلّف قصد عمل به احتیاط و یا قدرت آن را ندارد و مجتهد اعلم دیگرى در آن مسئله فتوى دارد، بر مكلّف عدول و تقلید از او واجب است.

س 31: آیا در عدول از یكى از فتاواى امام خمینى «قدس سره» واجب است به فتواى مجتهدى كه از او براى بقاء بر تقلید میّت اجازه گرفته‏ام رجوع كنم یا آنكه به فتواى سایر مجتهدین هم مى‏شود عمل كرد؟
ج: احتیاط در رجوع به فتاوى همان مجتهد است، مگر آنكه مجتهد دیگر زنده اعلم از آن مجتهد و فتواى او در مسأله مورد عدول مخالف فتواى مجتهد اول باشد، كه احتیاط واجب در این صورت رجوع به مجتهد اعلم است.

س 32: آیا عدول از اعلم به غیر اعلم جایز است؟
ج: احتیاط واجب در عدم عدول از مجتهد زنده به مجتهد دیگر است، مخصوصا در صورتى كه مرجع تقلید اول اعلم باشد.

س 33: كسى كه مقلد امام خمینى «قدس سره» بوده و بر تقلید ایشان باقى است، آیا در بعضى از موارد مى‏تواندبه فتواى سایر مراجع عمل كند؟ مثلا در این كه آیا تهران از بلاد كبیره محسوب مى‏شود یا خیر؟
ج: عدول از تقلید امام راحل «قدس سره» ولو در بعض مسائل به مجتهد زنده جامع الشرایط جایز است، ولى اگر اعتقاد دارد كه ایشان از مراجع زنده اعلم هستند احتیاط آنست كه بر تقلید امام «قدس سره» باقى بماند.

س 34: جوانى هستم ملتزم به احكام شرعى، در گذشته قبل از رسیدن به سن تكلیف مقلد حضرت امام (ره) بودم، ولى این تقلید مبتنى بر بیّنه شرعى نبود بلكه بر این اساس بود كه تقلید از امام سبب برائت ذمّه مى‏گردد، بعد از مدّتى به مرجع دیگرى عدول كردم در حالى كه این عدول هم صحیح نبود. بعد از درگذشت آن مرجع به جنابعالى عدول كردم. لطفا حكم تقلیدم از آن مرجع و حكم اعمالم در آن مدت و تكلیف فعلى‏ام را بیان فرمائید.
ج: آن دسته از اعمال شما كه بر اساس فتواى امام «قدس سره» چه در حال حیات با بركت وى و چه بعد از رحلت ایشان بنا بر بقاء بر تقلید از امام «قدس سره» انجام گرفته محكوم به صحت است. ولى آن اعمالى كه به تقلید غیر منطبق با موازین شرعى از مرجع دیگرى انجام یافته اگر منطبق با فتواى كسى كه هم اكنون باید از او تقلید كنید، باشد، محكوم به صحت و موجب برائت ذمه است، والّا قضاى آنها بر شما واجب مى‏باشد، در حال حاضر شما بین بقاء بر تقلید از امام راحل طاب ثراه و بین عدول به كسى كه بر اساس موازین شرعى او را شایسته تقلید مى‏دانید مخیّر هستید.

بقاء بر تقلید میّت‏

س 35: شخصى كه مقلّد امام رحمةالله علیه بوده، پس از ارتحال ایشان از مرجع معینى تقلید نموده است. در حال حاضر مى‏خواهد دوباره از امام تقلید نماید. آیا این تقلید جایز است؟
ج: رجوع از مجتهد زنده جامع الشرایط به مجتهد میّت بنا بر احتیاط جایز نیست. ولى اگر مجتهد زنده در زمان عدول به او واجد شرایط نبوده است، عدول به او از همان ابتدا باطل بوده، و این فرد در حال حاضر اختیار دارد كه همچنان بر تقلید امام(ره) باقى بماند و یا به مجتهد زنده‏اى كه تقلیدش جایز است، عدول كند.

س 36: من در زمان حیات امام خمینى (ره) به سن تكلیف رسیده و در بعضى از احكام از ایشان تقلید كردم، در حالى كه مسئله تقلید بخوبى برایم معلوم نبود، اكنون چه تكلیفى دارم؟
ج: اگر در اعمال عبادى و غیر عبادى در زمان حیات امام (ره) به فتاواى ایشان عمل نموده‏اید، و عملا مقلد ایشان هر چند در بعضى از احكام بوده‏اید، در حال حاضر بقاء بر تقلید حضرت امام (ره) در همه مسائل براى شما جایز است.

س 37: حكم بقاء بر تقلید میّت اگر اعلم باشد چیست؟
ج: بقاء بر تقلید میّت در هر حالى جایز است نه واجب. ولى سزاوار است احتیاط در بقاء بر تقلید میّت اعلم ترك نشود.

س 38: آیا در بقاء بر تقلید میّت، اجازه از مجتهد اعلم معتبر است و یا اجازه هر مجتهدى كافى است؟
ج: در جواز بقاء بر تقلید میّت، در صورتى كه مورد اتفاق فقها باشد، اجازه از اعلم واجب نیست.

س 39: شخصى كه از امام راحل «قدس سره» تقلید مى‏كرده و بعد از رحلت ایشان در بعضى از مسائل از مجتهد دیگرى تقلید كرده است اكنون آن مجتهد نیز وفات نموده است این شخص چه تكلیفى دارد؟
ج: مى‏تواند مانند گذشته بر تقلید از امام «قدس سره» در مسائلى كه از ایشان عدول نكرده باقى بماند. همچنان كه مخیّر است در مسائلى كه عدول نموده بر فتواى مجتهد دوم باقى بماند و یا به مجتهد زنده عدول كند.

س 40: بعد از وفات امام راحل «قدس سره» گمان مى‏كردم كه بنا بر فتواى ایشان بقاء بر تقلید میّت جایز نیست، لذا مجتهد زنده دیگرى را براى تقلید انتخاب كردم. آیا مى‏توانم بار دیگر به تقلید از امام راحل رجوع كنم؟
ج: رجوع به تقلید از امام «قدس سره» بعد از عدول از ایشان به مجتهد زنده در مسائلى كه عدول نموده‏اید جایز نیست، مگر این كه فتواى مجتهد زنده، وجوب بقاء بر تقلید میّت اعلم باشد و شما معتقد باشید كه امام (ره) نسبت به مجتهد زنده اعلم است، كه در این صورت بقاء بر تقلید امام (ره) واجب است.

س 41: آیا جایز است در یك مسئله با وجود اختلاف در فتوى گاهى به فتواى مجتهد میّت رجوع كنم و گاهى به فتواى مجتهد زنده اعلم؟
ج: بقاء بر تقلید میّت تا زمانى كه به مجتهد زنده عدول نشده، جایز است و پس از عدول رجوع مجدد به میّت جایز نیست.

س 42: آیا بر مقلّدین امام راحل «قدس سره» و كسانى كه قصد بقاء بر تقلید از ایشان را دارند، اجازه گرفتن از یكى از مراجع زنده واجب است؟ یا این كه اتفاق اكثر مراجع و علماى اسلام بر جواز بقاء بر میّت كافى است؟
ج: به استناد اتفاق علماى عصر حاضر بر جواز تقلید میّت، بقاء بر تقلید امام(ره) جایز است و در این مورد نیازى به رجوع به مجتهد معینى نیست.

س 43: نظر شریف جنابعالى راجع به بقاء بر تقلید از میّت در مسئله‏اى كه مكلّف در حال حیات مرجع به آن عمل كرده و یا نكرده، چیست؟
ج: بقاء بر تقلید میّت در همه‏ى مسائل حتى در مسائلى كه تاكنون مكلّف به آنها عمل نكرده است، جایز و مجزى‏است.

س 44: بنا بر جواز بقاء بر تقلید میّت، آیا این حكم شامل اشخاصى كه در زمان حیات مجتهد مكلّف نبوده ولى به فتاواى آن مرجع عمل كرده‏اند، هم مى‏شود؟
ج: اگر تقلید شخص غیربالغ از مجتهد جامع الشرائط به نحو صحیح محقق شده باشد، تقلید وى در زمان حیات مجتهد براى باقى ماندن بعد از بلوغ بر تقلید همان مجتهد بعد از فوتش كافى است.

س 45: ما از مقلدین امام خمینى «قدس سره» هستیم كه بعد از رحلت جانسوز ایشان بر تقلید وى باقى مانده‏ایم. ولى چون در شرائط دشوار فعلى كه ملت مسلمان با استكبار جهانى درگیر است، با مسائل شرعى تازه‏اى روبرو مى‏شویم و احساس مى‏كنیم باید به حضرتعالى رجوع نمائیم و از شما تقلید كنیم، آیا این كار براى ما جایز است؟
ج: بقاء بر تقلید از امام «قدس سره» بر شما جایز است و فعلا نیازى به عدول از تقلید ایشان ندارید، در صورت نیاز به استعلام حكم شرعى در مسائل مستحدثه، مى‏توانید با دفتر ما مكاتبه نمائید. خداوند شما را در انجام امور خیر موفق بدارد.

س 46: وظیفه مقلد در قبال مرجع تقلید خود در صورتى كه اعلمیت مرجع دیگرى را احراز نماید چیست؟
ج: بنا بر احتیاط واجب است در مسائلى كه فتواى مرجع فعلى با فتواى مرجع اعلم اختلاف دارد، به مرجع اعلم عدول نماید.

س 47: 1 - در چه صورتى جایز است، مقلد از مرجع تقلیدش عدول كند؟
2 - آیا عدول از اعلم به غیر اعلم در مواردى كه فتاواى مرجع اعلم منطبق با زمان نباشد و یا عمل به آن بسیار دشوار باشد، جایز است؟
ج: 1 - عدول از مرجع تقلید زنده به مجتهد دیگر جایز نیست على الاحوط، مگر در صورتى كه مرجع دوم اعلم از مرجع اول و فتواى او در مسأله مخالف فتواى مجتهد اول باشد.
2 - تنها گمان به ناهماهنگى فتاواى مرجع تقلید با زمان و شرایط حاكم بر آن و یا دشوارى عمل به فتاواى او، سبب جواز عدول از مجتهد اعلم به مجتهد دیگر نمى‏شود.

مسائل متفرقه تقلید

س 48: مراد از جاهل مقصّر چه كسى است؟
ج: جاهل مقصر به كسى گفته مى‏شود كه متوجه جهل خود بوده و راههاى رفع جهالت خود را هم مى‏داند ولى در آموختن احكام كوتاهى مى‏كند.

س 49: جاهل قاصر كیست؟
ج: جاهل قاصر كسى است كه اصلا متوجه جهل خود نیست و یا راهى براى برطرف كردن جهل خود ندارد.

س 50: احتیاط واجب چه معنائى دارد؟
ج: یعنى وجوب انجام یا ترك فعلى از باب احتیاط.

س 51: آیا عبارت «فیه اشكال» كه در بعضى از فتاوى ذكر مى‏شود، دلالت بر حرمت دارد؟
ج: بر حسب اختلاف موارد، معناى آن فرق مى‏كند اگر اشكال در جواز باشد دلالت بر حرمت در مقام عمل دارد.

س 52: عبارت‏هاى «فیه اشكال»، «مشكل»، «لایخلو من اشكال»، «لا اشكال فیه» فتواست یا احتیاط؟
ج: همه این عبارت‏ها دلالت بر احتیاط دارند مگر عبارت «لااشكال فیه» كه فتوى است.

س 53: فرق بین جایز نبودن و حرام چیست؟
ج: در مقام عمل بین آنها فرقى نیست.

مرجعیت و رهبرى‏

س 54: در صورت تعارض فتواى ولى امر مسلمین با فتواى مرجعى در مسائل سیاسى، اجتماعى و فرهنگى وظیفه شرعى مسلمانان چیست؟ آیا معیارى براى تفكیك احكام صادره از طرف مراجع تقلید و ولى فقیه وجود دارد؟ مثلا اگر نظر مرجع تقلید با نظر ولى فقیه در مسئله موسیقى اختلاف داشته باشد، متابعت از كدامیك از آنان واجب و مجزى است؟ به طور كلى احكام حكومتى كه در آن نظر ولى فقیه بر فتواى مراجع تقلید برترى دارد كدام است؟
ج: در مسائل مربوط به اداره كشور اسلامى و امورى كه به عموم مسلمانان ارتباط دارد، نظر ولى امر مسلمین باید اطاعت شود. ولى در مسائل فردى محض، هر مكلفى باید از فتواى مرجع تقلیدش پیروى نماید.

س 55: همانگونه كه مطّلع هستید در اصول فقه از مسئله‏اى تحت عنوان «اجتهاد متجزّى» بحث مى‏شود آیا اقدام امام خمینى «قدس سره» در تفكیك مرجعیت و رهبرى، گامى در تحقق تجزّى در اجتهاد محسوب نمى‏شود؟
ج: تفكیك بین رهبرى ولى فقیه و مرجعیت تقلید، ربطى به مسئله تجزّى در اجتهاد ندارد.

س 56: اگر مقلد یكى از مراجع باشم و در این حال ولى امر مسلمین اعلان جنگ یا جهاد بر ضد كفار ظالم نماید و مرجع تقلید من اجازه شركت در جنگ را ندهد، آیا ملزم به رعایت نظر وى هستم؟
ج: در مسائل عمومى جامعه اسلامى كه یكى از آنها دفاع از اسلام و مسلمین بر ضد كفار و مستكبران متجاوز است، اطاعت از حكم ولى امر مسلمین واجب است.

س 57: حكم یا فتواى ولى امر مسلمانان تا چه حد قابل اجرا است؟ و در صورت تعارض با راى مرجع تقلید اعلم، كدامیك مقدم است؟
ج: اطاعت از حكم ولى فقیه بر همگان واجب است و فتواى مرجع تقلید نمى‏تواند با آن معارضه كند.

ولایت فقیه و حكم حاكم‏

س 58: آیا اعتقاد به اصل ولایت فقیه از جهت مفهوم و مصداق یك امر عقلى است یا شرعى؟
ج: ولایت فقیه (كه عبارت است از حكومت فقیه عادل و دین‏شناس) حكم شرعى تعبدى است كه مورد تایید عقل نیز مى‏باشد. و در تعیین مصداق آن روش عقلائى وجود دارد كه در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران بیان شده است.

س 59: آیا احكام شرعى در صورتى كه ولى امر مسلمین به دلیل مصالح عمومى مسلمانان، بر خلاف آنها حكم نماید، قابل تغییر و تعطیل است؟
ج: موارد این مسئله مختلف است.

س 60: آیا رسانه‏هاى گروهى در نظام حكومت اسلامى باید تحت نظارت ولى فقیه یا حوزه‏هاى علمیه و یا نهاد دیگرى باشند؟
ج: اداره رسانه‏هاى گروهى باید تحت امر و اشراف ولى امر مسلمین باشد و در جهت خدمت به اسلام و مسلمین و نشر معارف ارزشمند الهى به كار گمارده شود، و نیز در جهت پیشرفت فكرى جامعه اسلامى و حل مشكلات آن و اتحاد مسلمانان و گسترش اخوت و برادرى در میان مسلمین و أمثال اینگونه امور از آن استفاده شود.

س 61: آیا كسى كه اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه ندارد، مسلمان حقیقى محسوب مى‏شود؟
ج: عدم اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه، اعم از این كه بر اثر اجتهاد باشد یا تقلید، در عصر غیبت حضرت حجت «ارواحنا فداه» موجب ارتداد و خروج از دین اسلام نمى‏شود.

س 62: آیا ولى فقیه ولایت تكوینى دارد كه بر اساس آن بتواند احكام دینى را به هر دلیلى مانند مصلحت عمومى، نسخ نماید؟
ج: بعد از وفات پیامبر اكرم «صلى الله علیه و آله» امكان نسخ احكام دین اسلام وجود ندارد، و تغییر موضوع یا پیدایش حالت ضرورت و اضطرار یا وجود مانع موقتى براى اجراى حكم، نسخ محسوب نمى‏شود، و ولایت تكوینى بنا بر نظر قائلین به آن اختصاص به معصومین «علیهم السلام» دارد.

س 63: وظیفه ما در برابر كسانى كه اعتقادى به ولایت فقیه جز در امور حسبیه ندارند با توجه به اینكه بعضى از نمایندگان آنان این دیدگاه را ترویج مى‏كنند، چیست؟
ج: ولایت فقیه در رهبرى جامعه اسلامى و اداره امور اجتماعى ملت اسلامى در هر عصر و زمان از اركان مذهب حقّه اثنى‏عشرى است كه ریشه در اصل امامت دارد، اگر كسى به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسیده باشد، معذور است، ولى ترویج اختلاف و تفرقه بین مسلمانان براى او جایز نیست.

س 64: آیا اوامر ولى فقیه براى همه مسلمانان الزام آور است یا فقط مقلدین او ملزم به اطاعت هستند؟ آیا بر كسى كه مقلد مرجعى است كه اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه ندارد، اطاعت از ولى فقیه واجب است یا خیر؟
ج: بر اساس مذهب شیعه همه مسلمانان باید از اوامر ولائى ولى فقیه اطاعت نموده و تسلیم امر و نهى او باشند، و این حكم شامل فقهاى عظام هم مى‏شود چه رسد به مقلدین آنان. به نظر ما التزام به ولایت فقیه قابل تفكیك از التزام به اسلام و ولایت ائمّه معصومین(ع) نیست.

س 65: كلمه ولایت مطلقه در عصر پیامبر اكرم «صلى الله علیه و آله» به این معنى استعمال شده است كه اگر رسول اكرم «صلى الله علیه و آله» شخصى را به انجام كارى امر كنند، انجام آن حتى اگر از سخت‏ترین كارها هم باشد بر آن فرد واجب است، به طور مثال اگر پیامبر «صلى الله علیه و آله» به كسى دستور خودكشى بدهند. آن فرد باید خود را به قتل برساند. سؤال این است كه آیا ولایت فقیه در عصر ما با توجه به این كه پیامبر اكرم «صلى الله علیه و آله» معصوم بودند و در این زمان ولى معصوم وجود ندارد، به همان معناى عصر پیامبر «صلى الله علیه و آله» است؟
ج: مراد از ولایت مطلقه فقیه جامع الشرایط این است كه دین حنیف اسلام (كه آخرین دین آسمانى است و تا روز قیامت استمرار دارد)، دین حكومت و اداره امور جامعه است، لذا همه طبقات جامعه اسلامى ناگزیر از داشتن ولى امر و حاكم و رهبر هستند تا امت اسلامى را از شر دشمنان اسلام و مسلمین حفظ نماید، و از نظام جامعه اسلامى پاسدارى نموده و عدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدّى قوى بر ضعیف جلوگیرى نماید، و وسائل پیشرفت و شكوفائى فرهنگى، سیاسى و اجتماعى را تأمین كند. این كار در مرحله اجرا ممكن است با مطامع و منافع و آزادى بعضى از اشخاص منافات داشته باشد، حاكم مسلمانان پس از این كه وظیفه خطیر رهبرى را طبق موازین شرعى به عهده گرفت، باید در هر مورد كه لازم بداند تصمیمات مقتضى بر اساس فقه اسلامى اتخاذ كند و دستورات لازم را صادر نماید. تصمیمات و اختیارات ولى فقیه در مواردى كه مربوط به مصالح عمومى اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امّت مقدّم و حاكم است، و این توضیح مختصرى درباره ولایت مطلقه‏است.

س 66: آیا همانگونه كه بقاء بر تقلید میّت بنا بر فتواى فقها باید با اجازه مجتهد زنده باشد، اوامر و احكام شرعى حكومتى هم كه از رهبر متوفّى صادر شده است، براى استمرار و نافذ بودن احتیاج به اذن رهبر زنده دارد یا این كه بدون اذن رهبر زنده هم خود به خود از قابلیت اجرائى برخوردار است؟
ج: احكام ولائى و انتصابات صادره از طرف ولى امر مسلمین اگر هنگام صدور، موقت نباشد، همچنان استمرار دارد و نافذ خواهد بود مگر این كه ولى امر جدید مصلحتى در نقض آنها ببیند و آنها را نقض كند.

س 67: آیا بر فقهیى كه در كشور جمهورى اسلامى ایران زندگى مى‏كند (و اعتقادى به ولایت مطلقه فقیه ندارد.) اطاعت از دستورات ولى فقیه واجب است؟ و اگر با ولى فقیه مخالفت نماید فاسق محسوب مى‏شود؟ و در صورتى كه فقیهى اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه دارد ولى خود را از او شایسته‏تر به مقام ولایت مى‏داند، اگر با اوامر فقیهى كه متصدى مقام ولایت امر است مخالفت نماید، فاسق است؟
ج: اطاعت از دستورات حكومتى ولى امر مسلمین بر هر مكلفى ولو این كه فقیه باشد، واجب است. و براى هیچ كسى جایز نیست با متصدى امور ولایت به این بهانه كه خودش شایسته‏تر است، مخالفت نماید. این در صورتى است كه متصدى منصب ولایت از راههاى قانونى شناخته شده به مقام ولایت رسیده باشد. ولى در غیر این صورت مسئله به طور كلى تفاوت خواهد كرد.

س 68: آیا مجتهد جامع الشرائط در عصر غیبت ولایت بر اجراى حدود دارد؟
ج: اجراى حدود در زمان غیبت هم واجب است، و ولایت بر آن اختصاص به ولى امر مسلمین دارد.

س 69: آیا ولایت فقیه یك مسئله تقلیدى است یا اعتقادى؟ و كسى كه به آن اعتقاد ندارد چه حكمى دارد؟
ج: ولایت فقیه از شئون ولایت و امامت است كه از اصول مذهب مى‏باشد. با این تفاوت كه احكام مربوط به ولایت فقیه مانند سایر احكام فقهى از ادّله شرعى استنباط مى‏شوند، و كسى كه به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم پذیرش ولایت فقیه رسیده، معذور است.

س 70: گاهى از بعضى از مسئولین، مسئله‏اى به عنوان «ولایت ادارى» شنیده مى‏شود كه به معناى لزوم اطاعت از دستورات مقام بالاتر بدون حق اعتراض است. نظر جنابعالى در این باره چیست؟ و وظیفه شرعى ما كدام است؟
ج: مخالفت با اوامر ادارى كه بر اساس ضوابط و مقررات قانونى ادارى صادر شده باشد جایز نیست. ولى در مفاهیم اسلامى چیزى به عنوان ولایت ادارى وجود ندارد.

س 71: آیا مسئولین نظامى در صورتى كه انجام كارهاى شخصى شان باعث به هدر رفتن وقت آنان مى‏شود، جایز است به سربازان دستور انجام آنها را بدهند؟
ج: براى مسئولین جایز نیست به سربازان و یا هر فرد دیگرى دستور انجام كارهاى شخصى شان را بدهند، و این كار موجب ضمان اجرة المثل است.

س 72: آیا اطاعت از دستورات نماینده ولى فقیه در مواردى كه داخل در قلمرو نمایندگى اوست، واجب است؟
ج: اگر دستورات خود را بر اساس قلمرو صلاحیت و اختیاراتى كه از طرف ولى فقیه به او واگذار شده است، صادر كرده باشد، مخالفت با آنها جایز نیست.





نوع مطلب : احکام و استفتائات، 
برچسب ها :