تبلیغات
khademineasheghaneabasaleh - مولودی امام حسن(ع)
 
khademineasheghaneabasaleh
به امید فرج مهدی منتظر همچنان منتظریم
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : morteza taghavi
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وب سایت؟







برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 5 مرداد 1391 :: نویسنده : morteza taghavi

عالم اگر شود زُگلِ دل چمن چمن

در باغ حُسن مثل تو سرو چمن یکی است

بین هزار خرمن گل مثل بوی تو

بوی لطیف عطر گل یاسمن یکی است

 


تو ماه عالمی وهزارانت انجمن

گویند متفق که مه انجمن یکی است

هر کس که دید روی تورا بین پنج تن

اقرار کرد کآینه پنج تن یکی است

ماه خدا دونیمه شدو گفت آسمان

هر چند از ستاره پری ماه من یکی است

گرچه تو وعلی ونبی را سه پیکر است

جان تو و علی ونبی در بدن یکی است

آن چارتن که زیر کسا با توأند پنج

یک نور واحدید همانا سخن یکی  است

اسرار غیب آینه روبه روی توست

عین اللهی و پیش تو سرّ وعلن یکی است

صبر تو بست دست تورا ورنه دست تو

با دستهای حیدر خیبر شکن یکی است

هر جا سفر کنم دل من در بقیع توست

آری بر این مسافر تنها وطن یکی است

مردی چو جدّ وباب وحسین وتو نیست ، نیست

چونانکه مثل حضرت صدّیقه زن یکی است

مِهر تو ثبت مُهرمسلمانی من است

بی تو طریق کفر و مسلمان شدن یکی است

هر چند نیست قابل وصف تو یا حسن

اینجا عقیق میثم ودُرّ عدن یکی است

**********************

عالم اگر شود زُگلِ دل چمن چمن

در باغ حُسن مثل تو سرو چمن یکی است

بین هزار خرمن گل مثل بوی تو

بوی لطیف عطر گل یاسمن یکی است

 

تو ماه عالمی وهزارانت انجمن

گویند متفق که مه انجمن یکی است

هر کس که دید روی تورا بین پنج تن

اقرار کرد کآینه پنج تن یکی است

ماه خدا دونیمه شدو گفت آسمان

هر چند از ستاره پری ماه من یکی است

گرچه تو وعلی ونبی را سه پیکر است

جان تو و علی ونبی در بدن یکی است

آن چارتن که زیر کسا با توأند پنج

یک نور واحدید همانا سخن یکی  است

اسرار غیب آینه روبه روی توست

عین اللهی و پیش تو سرّ وعلن یکی است

صبر تو بست دست تورا ورنه دست تو

با دستهای حیدر خیبر شکن یکی است

هر جا سفر کنم دل من در بقیع توست

آری بر این مسافر تنها وطن یکی است

مردی چو جدّ وباب وحسین وتو نیست ، نیست

چونانکه مثل حضرت صدّیقه زن یکی است

مِهر تو ثبت مُهرمسلمانی من است

بی تو طریق کفر و مسلمان شدن یکی است

هر چند نیست قابل وصف تو یا حسن

اینجا عقیق میثم ودُرّ عدن یکی است


************************

در ساحل زیبای دو دریاست ظهورت
ای هر دو جهان مست تو و ساغر نورت
افطارِ علی بوسه‌ای از جام دو چشمت
کوثر سر ذوق آمده از مستی و شورت

 

با پای پیاده نرو ای قبله! تو بنشین
تا کعبه سراسیمه بیاید به حضورت
در کوچه، دلِ مرده‌ی من منتظر توست
تا زنده شود رقص کنان، وقت عبورت
از دست تو نان داشت عجب عطر عجیبی
این شعله‌ی عشق است مگر زیر تنورت
چون لوح و قلم مستم و صد بار نوشتم:
دیوانه آقای جوانان بهشتم
دیدند جوان گشته و باز آمده حیدر
از میمنه تا میسره مبهوت تو لشکر
توفانی و چون برگ در اطراف مسیرت
از اهل جمل ریخته بر روی زمین سر
یک سوی تو ماه آمده یک سوی تو خورشید
به به! به شکوهت وسط این دو برادر
از آخرِ صف سر زده تیغ تو به اول
از اول صف کشته نگاه تو به آخر
راضی است علی پس همه اعمال دو عالم
با ضربت یوم الجملت گشته برابر
این نیزه هم از برکت دست تو کریم است
در طعنه‌ی آن هر دل بی عشق سهیم است
اینگونه اگر مست ترین مست جهانم
شور حسن ابن علی افتاده به جانم
جا نیست بنوشم، به سرم باده بریزید
تا غرق شراب آیه‌ی تطهیر بخوانم
در مأذنه‌ی میکده افزوده‌ای امشب
یک «اشهد اَنّ الحسن»ی هم به اذانم
افتادم ازآن رویِ پر از نور به سجده
بند آمد ازآن زلفِ پر از تاب زبانم
خوب است پدر! با تو یتیمی، اگر امشب
با دست کریمت بدهی لقمه‌ی نانم
ای ساقی افلاک که خاکی است مزارش
ای صاحب صحنی که شراب است غبارش
ای گوهر ظاهر شده از قلب دو دریا
شاهین نشسته به سر شانه‌ی طاها
ای شیر که جنگاوریت رفته به حیدر
ای ماه که نازک دلیت رفته به زهرا
ای نیمه‌ی گمگشته ماه رمضان‌ها
در روشنی ماه تمامت شده پیدا
از روز ازل نور تو در عرش خدا بود
تا سیر بیایند ملائک به تماشا
آیینه‌ی ذاتی تو و معبود صفاتی
گشتند به دور قد و بالای تو اسما
سلطان کرم نیست مگر نام تو ، آخر
در کوچه فقیری است کجا پس بزند در


*******************************

باز به من راه سخن باز شد

نای دلم زمزمه پرداز شد

روزه ام ،اما زمدیح حسن

یکسره قندست مرا در دهن

 

مرغ دلم نغمه خوش ساز کرد

تا حرم گمشده پرواز کرد

نیمه مهی کرده دلم اعتکاف

تاکه کنم گرد جمالش طواف

شهر نبی طور تجلا شده

غرق شعف خانه مولا شده

بهر علی نور بصر آمده

فاطمه را نیز پسر آمده

شمس نقاب از رخ خود وا نمود

تا که نگه بر مه زهرا نمود

قوس و قزح طاق دو ابروی او

بست زمین سلسله موی او

شمه ای ازنور رخش مهر و ماه

جمله گدایان درش شیخ و شاه

خیل ملک ساقی میخانه اش

عالمیان مست ز پیمانه اش

حضرت جبریل بود مست او

روزی میکال بود دست او

با ملک الموت اگر مرگ ماست

زندگی او به کف مجتبی ست

هست کریمان همه از هست اوست

بعد خدا رزق همه دست اوست

حاتم طائی به سر خوان او

حضرت داوود غزل خوان او

صد چو کلیم آمده بر درگهش

صد چو خلیل اند به قربانگهش

یوسف کنعان شده آواره اش

دست مسیحاست به گهواره اش

کیست حسن یوسف اهل ولاست

کیست حسن بانی کرببلاست

کیست حسن معنی حبل المتین

مرشد و پیر مه ام البنین

کیست حسن ثانی پیغمبر است

ثانی او نیز علی اکبر است

کیست حسن محرم اسرار مام

بعد علی حضرت دوم امام

کیست حسن نیست بجز یک کلام

حضرت زهراست علیها سلام

 

*************************

می آد از آسمون صدای زمزمه

آمده پسر ارشد فاطمه

ماه خدا نیمه شده - ماه من در اومد

فرشته ها گل می ریزن - گل حیدر اومد

 

یامجتبی (2) یا حسن یا حسن

***

مثل تو دنیا هیچ کریمی ندیده

قشنگیت به رسول خدا کشیده

نور نگات روشنی - همه عالمینه

راه که میری صدای پات - نبض حسینه

یامجتبی (2) یا حسن یا حسن

***

تو پاییز دلم اسم تو بهاره

عشق ت عاقبت به خیری می آره

نگاه مهربون تو - وقتی که باهامه

آسمونا کهکشونا - فرش زیر پامه

یامجتبی (2) یا حسن یا حسن






نوع مطلب : مولودی، 
برچسب ها :