تبلیغات
khademineasheghaneabasaleh - مولودی حضرت محمد(ص) 4
 
khademineasheghaneabasaleh
به امید فرج مهدی منتظر همچنان منتظریم
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : morteza taghavi
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وب سایت؟







برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 5 مرداد 1391 :: نویسنده : morteza taghavi

********************

به روزى در جهان ظاهر دو شمس عالم آرا شد

 به فردوس برین رقصان شجر مانند حورا شد

زِه ها زِه حَبّذا این روز، روز وجد كبرى شد

سحرگه معنى نور على نور آشكارا شد

چو خوش باشد دو مولودى كنم اعلام عالم را

شدم از عشق هر یك زان دو سرور واله و مجنون


 دل آشفته ام باشد به حبّ هر یكى مرهون

یكى كنزالله مكنون یكى سرالله مخزون

 دو فیروزى دو دلشادى بشارت مى دهم اكنون

ظهور صادق و عید محمد فخر عالم را

پى تشریف میلاد نبى دانى كه چون گردید

 سریر خسروان دهر آندم واژگون گردید

ز رودِ خشك و بى آب سماوه نم برون گردید

 محمد چون ولادت یافت بت ها سرنگون گردید

دو مولود درخشان كرد نورانى دو عالم را

منور گشت از نورش تمام كوچه و برزن

 مصفا كرد گیتى را رخش چون صحنه گلشن

تولایش به حفظ جان نكوتر باشد از جوشن

 جهان شد از قدوم صادق آل نبى(صلى الله علیه وآله) روشن

به بام شادمانى ها بزن اى شیعه پرچم را

مه برج امامت سرور ما نجل پیغمبر(صلى الله علیه وآله)

 دُرّ درج ولایت، یاور ما، حجّت داور

بلى دریاى رحمت، پرورد مانند این گوهر

 رئیس مذهب شیعه، پناه مسلمین یكسر

ملك تبریك گوید بر فلك این جشن درهم را

**********************

و انسان هر چه ایمان داشت پای آب و نان گم شد

زمین با پنج نوبت سجده در هفت آسمان گم شد

شب میلاد بود و تا سحرگاه آسمان رقصید

به زیر دست و پای اختران آن شب زمان گم شد

 

 

همان شب چنگ زد در چین زلفت چین و غرناطه

میان مردم چشم تو یك هندوستان گم شد

از آن روزی كه جانت را ، اذان جبرئیل آكند

خروش صور اسرافیل در گوش اذان گم شد

تو نوح نوحی اما قصه ات شوری دگر دارد

كه در طوفان نامت كشتی پیغمبران گم شد

شب میلاد در چشم تو خورشیدی تبسم كرد

شب معراج زیر پای تو صد كهكشان گم شد

ببخش - ای محرمان در نقطه خال لبت حیران -

خیالِ از تو گفتن داشتم ، اما زبان گم شد

********************

خورشید عشق را، ره شام و زوال نیست

بر هر دلی که تافت، در آن دل ضلال نیست

در آسمان دلبری و آستان عشق

نور جمال دلبر ما را مثال نیست

هر دم چو مهر نور فشاند به خاطرم

تا شوق اوست، جان و دلم را ملال نیست

با نام احمد است که دل زنده می شود

دل را بیازمای که کاری محال نیست

ای آفتاب حق که تویی ختم مرسلین

با روشنیّ روی تو، بدر وهلال نیست

حد کمال و حکمت و انوار معرفت

تنها تویی وغیر تو حدّ کمال نیست

تا تو شفیع خلقی و دریای رحمتی

امید عفو هست و نشان وبال نیست

در صحنه حیات و به طومار کائنات

آیین پاک منجی ما را همال نیست

ما عاشقان و پیرو راه محمدیم

بهتر ازین طریقت و راه و روال نیست

*********************

تا بر بسیط سبز چمن پا گذاشته است

چشمش بهار را به تماشا گذاشته است

از بس که دست برده در آغوش آسمان

پا بر فراز گنبد میان گذاشته است

 


می بارد از طلوع نگاهش تبار صبح

خورشید را به سینه خود جا گذاشته است

تا مثل کوه ریشه دواند به عمق خاک

یک عمر سر به دامن صحرا گذاشته است

دستی لطیف ساغر سرشار عشق را

در هفت سین سفره دنیا گذاشته است

نوری(امین)نشسته به آغوش (آمنه)

دریا قدرم به دیده دریا گذاشته است

نوری که از تبلور رخسار او دمید

خورشید را به خانه دلها گذاشته است
******************

ای حق نیافریده کسی را مثال تو

خورشید جلوه ایست ز نور  جمال تو

ای محرم حریم خداوند ذو الجلال

ای عقل مانده  مات ز جاه و جلال تو

 


هرجا به ایه آیه قرآن که بنگرم

گفته خدا سخن ز جمال و کمال تو

ای برگزیده ای که تویی ختم انبیا

وین افتخار داده به تو ذو الجلال تو

امشب به وادی دل من شور محشر است

سرد است ان دلی که ندارد خیال تو

ای کعبه امید همه در نماز عشق

محراب ماست ابروی هچون هلال تو

دامان اهل بیت تو حبل المتین ماست 

دست توسل من و دامان آل تو

من کیستم غلام غلامان کوی تو

ای کاش پا نهد به سر من بلال تو

هر کس گشود لب چو (وفایی) به مدح تو

یک نکته هم نگفت سخن از وصال تو
*****************




نوع مطلب : مولودی، 
برچسب ها :