تبلیغات
khademineasheghaneabasaleh - توضیح المسائل حضرت امام خمینى (قدس سره الشریف) احکام زکات
 
khademineasheghaneabasaleh
به امید فرج مهدی منتظر همچنان منتظریم
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : morteza taghavi
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وب سایت؟







برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نصاب گوسفند

١٩١٣ گوسفند پنج نصاب دارد: اول: چهل، و زكات آن یك گوسفند است، و تا گوسفند به چهل نرسد زكات ندارد. دوم: صد و بیست و یك، و زكات آن دو گوسفند است. سوم: دویست و یك، و زكات آن سه گوسفند است. چهارم: سى صد

و یك، و زكات آن بنابر احتیاط واجب چهار گوسفند است. پنجم: چهارصد و بالاتر از آن است كه باید آنها را صد تا صد تا حساب كند و براى هر صد تاى آنها یك گوسفند بدهد، و لازم نیست زكات را از خود گوسفندها بدهد، بلكه اگر گوسفند دیگرى بدهد یا مطابق قیمت گوسفند پول بدهد كافى است، ولى اگر بخواهد جنس دیگر بدهد،در صورتى بى‏اشكال است كه براى فقرا بهتر باشد، اگر چه لازم نیست.

١٩١٤ زكات مابین دو نصاب واجب نیست. پس اگر شماره گوسفندهاى كسى از نصاب اول كه چهل است بیشتر باشد، تا به نصاب دوم كه صد و بیست و یك است نرسیده، فقط باید زكات چهل تاى آن را بدهد و زیادى آن زكات ندارد. و همچنین است در نصابهاى بعد.

١٩١٥ زكات شتر و گاو و گوسفندى كه به مقدار نصاب برسد واجب است، چه همه آنها نر باشند یا ماده، یا بعضى نر باشند و بعضى ماده.

١٩١٦ در زكات، گاو و گاو میش یك جنس حساب مى‏شود، و شتر عربى و غیر عربى یك جنس است، و همچنین بز و میش و شیشك در زكات با هم فرق ندارند.

١٩١٧ اگر گوسفند براى زكات بدهد، باید اقلا داخل سال دوم شده باشد. و اگر بز بدهد، باید داخل سال سوم شده باشد.

١٩١٨ گوسفندى را كه بابت زكات مى‏دهد، اگر قیمتش مختصرى از گوسفندهاى دیگر او كمتر باشد اشكال ندارد، ولى بهتر است گوسفندى را كه قیمت آن از تمام گوسفندهایش بیشتر است بدهد. و همچنین است در گاو و شتر.

١٩١٩ اگر چند نفر با هم شریك باشند، هر كدام آنان كه سهمش به نصاب اول رسیده، باید زكات بدهد، و بر كسى كه سهم او كمتر از نصاب اول است زكات واجب نیست.

١٩٢٠ اگر یك نفر در چند جا گاو یا شتر یا گوسفند داشته باشد و روى هم به‏اندازه نصاب باشند، باید زكات آنها را بدهد.

١٩٢١ اگر گاو و گوسفند و شترى كه دارد مریض و معیوب هم باشند، باید زكات آنها را بدهد.

١٩٢٢ اگر گاو و گوسفند و شترى كه دارد، همه مریض یا معیوب یا پیر باشند،مى‏تواند زكات را از خود آنها بدهد. ولى اگر همه سالم و بى عیب و جوان باشند،نمى‏تواند زكات آنها را مریض یا معیوب یا پیر بدهد، بلكه اگر بعضى از آنها سالم و بعضى مریض، و دسته‏اى معیوب و دسته دیگرى بى عیب، و مقدارى پیر و مقدارى جوان باشند، احتیاط واجب آن است كه براى زكات آنها سالم و بى عیب و جوان بدهد.

١٩٢٣ اگر پیش از تمام شدن ماه یازدهم، گاو و گوسفند و شترى را كه دارد باچیز دیگر عوض كند یا نصابى را كه دارد با مقدار نصاب از همان جنس عوض نماید، مثال چهل گوسنفد بدهد، و چهل گوسفند دیگر بگیرد زكات بر او واجب نیست.

١٩٢٤ كسى كه باید زكات گاو و گوسفند و شتر را بدهد اگر زكات آنها را از مال دیگرش بدهد تا وقتى شماره آنها از نصاب كم نشده، همه ساله باید زكات را بدهدو اگر از خود آنها بدهد و از نصاب اول كمتر شوند، زكات بر او واجب نیست مثلا كسى كه چهل گوسفند دارد اگر از مال دیگرش زكات آنها را بدهد تا وقتى كه گوسفندهاى او از چهل كم نشده همه ساله باید یك گوسفند بدهد و اگر از خود آنها بدهد تا وقتى به چهل نرسیده زكات بر او واجب نیست.

مصرف زكات

١٩٢٥ انسان مى‏تواند زكات را در هشت مورد مصرف كند: اول: فقیر، و آن كسى كه مخارج سال خود و عیالاتش را ندارد و كسى كه صنعت‏یا ملك یا سرمایه‏اى دارد كه مى‏تواند مخارج سال خود را بگذراند فقیر نیست. دوم: مسكین، و آن كسى است كه از فقیر سخت تر مى‏گذراند. سوم: كسى كه از طرف امام علیه‏السلام یا نایب امام مامور است كه زكات را جمع و نگهدارى نماید و به حساب آن رسیدگى كند و آن را به امام علیه السلام یا نایب امام یا فقرا برساند. چهارم: كافرهایى كه اگر زكات به آنان بدهند به دین اسلام مایل مى‏شوند یا در جنگ به مسلمانان كمك مى‏كنند. پنجم: خریدارى بنده‏ها و آزاد كردن آنان. ششم: بدهكارى كه نمى‏تواند قرض خود را بدهد. هفتم: سبیل الله یعنى كارى كه مانند ساختن مسجد منفعت عمومى دینى دارد، یا مثل ساختن پل و اصلاح راه كه نفعش به عموم مسلمانان مى‏رسد و آنچه براى اسلام نفع داشته باشد به هر نحو كه باشد. هشتم: ابن‏السبیل، یعنى مسافرى كه در سفر درمانده شده. و احكام اینها در مسایل آینده گفته خواهد شد.

١٩٢٦ احتیاط واجب آن است كه فقیر و مسكین بیشتر از مخارج سال خود و عیالاتش را از زكات نگیرد، و اگر مقدارى پول یا جنس دارد فقط به اندازه كسرى مخارج یك سالش زكات بگیرد.

١٩٢٧ كسى كه مخارج سالش را داشته اگر مقدارى از آن را مصرف كند و بعد شك كند كه آنچه باقى مانده به اندازه مخارج سال او هست‏یا نه نمى‏تواند زكات بگیرد

١٩٢٨ صنعتگر یا مالك یا تاجرى كه در آمد او از مخارج سالش كمتر است مى‏تواند براى كسرى مخارجش زكات بگیرد و لازم نیست ابزار كار یا ملك یا سرمایه خود را به مصرف مخارج برساند.

١٩٢٩ فقیرى كه خرج سال خود و عیالاتش را ندارد اگر خانه‏اى دارد كه ملك اوست و در آن نشسته یا مال سوارى دارد چنانچه بدون اینها نتواند زندگى كند اگرچه براى حفظ آبرویش باشد مى‏تواند زكات بگیرد و همچنین است اثاث خانه و ظرف و لباس تابستانى و زمستانى و چیزهایى كه به آنها احتیاج دارد و فقیرى كه اینها را ندارد اگر به اینها احتیاج داشته باشد مى‏تواند از زكات خریدارى نماید.

١٩٣٠ فقیرى كه یاد گرفتن صنعت براى او مشكل نیست بنابر احتیاط واجب باید یاد بگیرد، و با گرفتن زكات زندگى نكند ولى تا وقتى مشغول یاد گرفتن است، مى‏تواند زكات بگیرد.

١٩٣١ به كسى كه قبلا فقیر بوده، و مى‏گوید فقیرم، اگر چه انسان از گفته او اطمینان پیدا نكند، مى‏شود زكات داد.

١٩٣٢ كسى كه مى‏گوید فقیرم و قبلا فقیر نبوده یا معلوم نیست، فقیر بوده یا نه اگر از ظاهر حالش گمان پیدا شود كه فقیر است مى‏شود به او زكات داد.

١٩٣٣ كسى كه باید زكات بدهد، اگر از فقیرى طلبكار باشد مى‏تواند طلبى را كه از او دارد بابت زكات حساب كند.

١٩٣٤ اگر فقیر بدهكار بمیرد و تركه‏اى كه وافى به بدهیش باشد نداشته باشد،انسان مى‏تواند طلبى را كه از او دارد بابت زكات حساب كند.

١٩٣٥ چیزى را كه انسان بابت زكات به فقیر مى‏دهد لازم نیست به او بگوید كه زكات است. بلكه اگر فقیر خجالت بكشد، مستحب است به طورى كه دروغ نشود به اسم پیشكش بدهد ولى باید قصد زكات نماید.

١٩٣٦ اگر به خیال این كه كسى فقیر است به‏او زكات بدهد، بعد بفهمد فقیر نبوده یا از روى ندانستن مساله به كسى كه مى‏داند فقیر نیست زكات بدهد، چنانچه چیزى را كه به او داده باقى باشد باید از او بگیرد و به مستحق بدهد و اگر از بین رفته باشد پس اگر كسى كه آن چیز را گرفته مى‏دانسته یا احتمال مى‏داده كه زكات است انسان باید عوض آن را از او بگیرد و به مستحق بدهد ولى اگر به غیر عنوان زكات داده نمى‏تواند چیزى از او بگیرد و باید از مال خودش زكات را به متسحق بدهد و در همه صور مى‏تواند از مال خودش زكات را بدهد و از كسى كه گرفته مطالبه نكند

١٩٣٧ كسى كه بدهكار است و نمى‏تواند بدهى خود را بدهد اگرچه مخارج سال خود را داشته باشد مى‏تواند براى دادن قرض خود زكات بگیرد ولى باید مالى را كه قرض كرده در عصیت‏خرج نكرده باشد یا اگر در معصیت‏خرج كرده از آن معصیت توبه كرده باشد كه در این صورت از سهم فقرا مى‏شود به او داد.

١٩٣٨ اگر به كسى كه بدهكار است و نمى‏تواند بدهى خود را بدهد زكات بدهد بعد بفهمد قرض را در معصیت مصرف كرده چنانچه آن بدهكار فقیر باشد مى‏تواند آنچه را به او داده بابت زكات حساب كند ولى اگر چیزى را كه گرفته در شرابخوارى یا به طور آشكارا در معصیت صرف كرده و از معصیت‏خود توبه نكرده بنابر احتیاط واجب باید چیزى را كه به او داده بابت زكات حساب نكند.

١٩٣٩ كسى كه بدهكار است و نمى‏تواند بدهى خود را بدهد اگرچه فقیر نباشد انسان مى‏تواند طلبى را كه از او دارد بابت زكات حساب كند.

١٩٤٠ مسافرى كه خرجى او تمام شده یا مركبش از كار افتاده چنانچه سفر او سفر معصیت نباشد و نتواند با قرض كردن یا فروختن چیزى، خود را به مقصد برساند اگرچه در وطن خود فقیر نباشد مى‏تواند زكات بگیرد ولى اگر بتواند در جاى دیگر با قرض كردن یا فروختن چیزى مخارج سفر خود را فراهم كند فقط به مقدارى كه به آنجا برسد مى‏تواند زكات بگیرد.

١٩٤١ مسافرى كه در سفر مانده شده و زكات گرفته، بعد از آنكه به وطنش رسید،اگر چیزى از زكات زیاد آمده باشد در صورتى كه بدون مشقت نتواند بقیه را به صاحب مال یا نایب او برساند، باید آن را به حاكم شرع بدهد و بگوید آن چیز زكات است.


شرایط كسانى كه مستحق زكاتند

١٩٤٢ كسى كه زكات مى‏گیرد باید شیعه دوازده امامى باشد، و اگر از راه شرعى شیعه بودن كسى ثابت‏شود و به او زكات بدهد و زكات تلف شود بعد معلوم شود شیعه نموده لازم نیست دوباره زكات بدهد.

١٩٤٣ اگر طفل یا دیوانه‏اى از شیعه فقیر باشد انسان مى‏تواند به ولى او زكات بدهد، به قصد اینكه آنچه را مى‏دهد ملك طفل یا دیوانه باشد.

١٩٤٤ اگر به ولى طفل و دیوانه دسترسى ندارد مى‏تواند خودش یا به وسیله یك نفر امین زكات را به مصرف طفل یا دیوانه برساند و باید موقعى كه زكات به مصرف آنان مى رسد نیت زكات كنند.

١٩٤٥ به فقیرى كه گدایى مى‏كند مى‏شود زكات داد، ولى به كسى كه زكات را در معصیت مصرف مى‏كند نمى‏شود زكات داد.

١٩٤٦ به كسى كه معصیت كبیره را آشكارا بجا مى‏آورد احتیاط واجب آن است كه زكات ندهند.

١٩٤٧ به كسى كه بدهكار است و نمى‏تواند بدهى خود را بدهد اگرچه مخارج او بر انسان واجب باشد مى‏شود زكات داد، ولى اگر زن براى خرجى خودش قرض كرده باشد شوهر نمى‏تواند بدهى او را از زكات بدهد بلكه اگر كس دیگرى هم كه مخارج او بر انسان واجب است براى خرجى خود قرض كند احتیاط واجب آن است كه بدهى اورااز زكات ندهد.

١٩٤٨ انسان نمى‏تواند مخارج كسانى را كه مثل اولاد خرجشان بر او واجب است از زكات بدهد ولى دیگران مى‏توانند به آنان زكات بدهند.

١٩٤٩ اگر انسان زكات به پسرش بدهد كه خرج زن و نوكر و كلفت‏خود نماید،اشكال ندارد.

١٩٥٠ اگر پسر به كتابهاى علمى دینى احتیاج داشته باشد پدر مى‏تواند براى خریدن آنها به او زكات بدهد.

١٩٥١ پدر مى‏تواند به پسرش زكات بدهد كه براى خود زن بگیرد پسر هم مى‏تواند براى آن كه پدرش زن بگیرد، زكات خود را به او بدهد.

١٩٥٢ به زنى كه شوهرش مخارج او را نمى‏دهد یا خرجى نمى‏دهد ولى زن مى‏تواند اورا به دادن خرجى مجبور كند نمى‏شود زكات داد.

١٩٥٣ زنى كه صیغه شده اگر فقیر باشد شوهرش و دیگران مى‏توانند به او زكات بدهند ولى اگر شوهرش در ضمن عقد شرط كند كه مخارج او را بدهد یا به جهت دیگرى دادن مخارجش بر او واجب باشد، در صورتى كه بتواند مخارج آن زن را بدهد یا زن بتواند او را مجبور كند، نمى‏شود به آن زن زكات داد.

١٩٥٤ زن مى‏تواند به شوهر فقیر خود زكات بدهد اگر چه شوهر زكات را صرف مخارج خود آن زن نماید.

١٩٥٥ سید نمى‏تواند از غیر سید زكات بگیرد ولى اگر خمس و سایر وجوهات كفایت مخارج او را نكند و از گفتن زكات ناچار باشد مى‏تواند از غیر سید زكات بگیرد ولى احتیاط واجب آن است كه اگر ممكن باشد فقط به مقدارى كه براى مخارج روزانه‏اش ناچار است بگیرد.

١٩٥٦ به كسى كه معلوم نیست‏سید است‏یا نه مى‏شود زكات داد.

نیت زكات

١٩٥٧ انسان باید زكات را به قصد قربت‏یعنى براى انجام فرمان خداوند عالم بدهد و در نیت معین كند كه آنچه را مى‏دهد زكات مال است‏یا زكات فطره، ولى اگر مثلا زكات گندم و جو بر او واجب باشد لازم نیست معین كند چیزى را كه مى‏دهد زكات گندم است‏یا زكات جو.

١٩٥٨ كسى كه زكات چند مال بر او واجب شده اگر مقدارى زكات بدهد و نیت هیچ كدام آنها را نكند، چنانچه چیزى را كه داده هم جنس یكى از آنها باشد زكات همان جنس حساب مى‏شود، و اگر هم جنس هیچ كدام آنها نباشد به همه آنها قسمت مى‏شود پس كسى كه زكات چهل گوسفند و زكات پانزده مثقال طلا بر او واجب است اگر مثال یك گوسفند از بابت زكات بدهد و نیت هیچ كدام آنها را نكند زكات گوسفند حساب مى‏شود ولى اگر مقدارى نقره بدهد به زكاتى كه براى گوسفند و طلا بدهكار است تقسیم مى‏شود.

١٩٥٩ اگر كسى را وكیل كند كه زكات مال او را بدهد چنانچه وكیل وقتى كه زكات را به فقیر مى‏دهد از طرف مالك نیت زكات كند كافى است.

١٩٦٠ اگر مالك یا وكیل او بدون قصد قربت زكات را به فقیر بدهد و پیش از آن كه آن مال از بین برود خود مالك نیت زكات كند زكات حساب مى‏شود.

مسائل متفرقه زكات

١٩٦١ موقعى كه گندم و جو را از كاه جدا مى‏كنند و موقع خشك شدن خرما و انگور انسان باید زكات را به فقیر بدهد یا از مال خود جدا كند و زكات طلا و نقره و گاو و گوسفند و شتر را بعد از تمام شدن، ماه دوازدهم باید به فقیر بدهد یا از مال خود جدا نماید. ولى بعد از جدا كردن اگر منتظر فقیر معینى باشد یا بخواهد به فقیرى بدهد كه از جهتى برترى دارد مى‏تواند زكات

١٩٦٢ بعد از جدا كردن زكات لازم نیست فورا آن را به مستحق بدهد ولى اگربه كسى كه مى‏شود زكات داد دسترسى دارد احتیاط مستحب آن است كه دادن زكات را تاخیر نیندازد.

١٩٦٣ كسى كه مى‏تواند زكات را به مستحق برساند اگر ندهد و به واسطه كوتاهى او از بین برود باید عوض آن را بدهد.

١٩٦٤ كسى كه مى‏تواند زكات را به مستحق برساند اگر زكات را ندهد و بدون آن كه در نگهدارى آن كوتاهى كند از بین برود چنانچه دادن زكات را به قدرى تاخیر انداخته كه نمى‏گویند فورا داده است باید عوض آن را بدهد و اگر به این مقدار تاخیر نینداخته مثلا دو سه ساعت تاخیر انداخته و در همان دو سه ساعت تلف شده، در صورتى كه مستحق حاضر نبوده چیزى بر او واجب نیست و اگر مستحق حاضر بوده‏بنابر احتیاط واجب باید عوض آن را بدهد.

١٩٦٥ اگر زكات را از خود مال كنار بگذرد مى‏تواند در بقیه آن تصرف كند واگر از مال دیگرش كنار بگذارد مى‏تواند در تمام مال تصرف نماید.

١٩٦٦ انسان نمى‏تواند زكاتى را كه كنار گذاشته براى خود بردارد و چیز دیگرى به‏جاى آن بگذارد

١٩٦٧ اگر از زكاتى كه كنار گذاشته منفعتى ببرد مثلا گوسفندى كه براى زكات گذاشته بره بیاورد، مال فقیر است.

١٩٦٨ اگر موقعى كه زكات را كنار مى‏گذارد مستحقى حاضر باشد بهتر است زكات را به او بدهد مگر كسى را در نظر داشته باشد كه دادن زكات به او از جهتى بهتر باشد.

١٩٦٩ اگر با عین مالى كه براى زكات كنار گذاشته براى خودش تجارت كند صحیح نیست و اگر با اجازه حاكم شرع براى مصلحت زكات تجارت كند تجارت صحیح و نفعش مال زكات است.

١٩٧٠ اگر پیش از آن كه زكات بر او واجب شود چیزى بابت زكات به فقیر بدهد زكات حساب نمى‏شود و بعد از آن كه زكات بر او واجب شد اگر چیزى را كه به فقیر داده از بین نرفته باشد و آن فقیر هم به فقر خود باقى باشد مى‏تواند چیزى را كه به‏او داده بابت زكات حساب كند.

١٩٧١ فقیرى كه مى‏داند زكات بر انسان واجب نشده اگر چیزى بابت زكات بگیردو پیش او تلف شود ضامن است پس موقعى كه زكات بر انسان واجب مى‏شود اگر آن فقیر به فقر خود باقى باشد مى‏تواند عوض چیزى را كه به او داده بابت زكات حساب كند.

١٩٧٢ فقیرى كه نمى‏داند زكات بر انسان واجب نشده اگر چیزى بابت زكات بگیردو پیش او تلف شود ضامن نیست و انسان نمى‏تواند عوض آن را بابت زكات حساب كند.

١٩٧٣ مستحب است زكات گاو و گوسفند و شتر را به فقیرهاى آبرومند بدهد و در دادن زكات، خویشان خود را بر دیگران و اهل علم و كمال را بر غیر آنان، و كسانى را كه اهل سؤال نیستند، بر اهل سؤال مقدم بدارد، ولى اگر دادن زكات به فقیرى از جهت دیگرى بهتر باشد مستحب است زكات را به او بدهد.

١٩٧٤ بهتر است زكات را آشكار، و صدقه مستحبى را، مخفى بدهند.

١٩٧٥ اگر در شهر كسى كه مى‏خواهد زكات بدهد مستحقى نباشد، و نتواند زكات را به مصرف دیگرى هم كه براى آن معین شده برساند، چنانچه امید نداشته باشد كه بعدا مستحق پیدا كند باید زكات را به شهر دیگر ببرد و به مصرف زكات برساند، ولى مخارج بردن به آن شهر به عهده خود اوست و اگر زكات تلف شود ضامن نیست.

١٩٧٦ اگر در شهر خودش مستحق پیدا شود مى‏تواند زكات را به شهر دیگر ببرد.ولى مخارج بردن به آن شهر را باید از خودش بدهد و اگر زكات تلف شود ضامن است مگر آنكه با اجازه حاكم شرع برده باشد.

١٩٧٧ اجرت وزن كردن، پیمانه نمودن گندم و جو و كشمش و خرمایى را كه براى زكات مى‏دهد با خود اوست.

١٩٧٨ كسى كه مثقال و نخود نقره یا بیشتر، از بابت زكات بدهكار است مى‏تواند كمتر از مثقال و نخود نقره هم به یك فقیر بدهد و نیز اگر غیر نقره چیز دیگرى مثل گندم و جو بدهكار باشد و قیمت آن به مثقال و نخود نقره هم برسد مى‏تواند به یك فقیر كمتر از آن بدهد.

١٩٧٩ مكروه است انسان از مستحق درخواست كند كه زكاتى را كه از او گرفته به‏او بفروشد ولى اگر مستحق بخواهد چیزى را كه گرفته بفروشد بعد از آنكه به قیمت رساند كسى كه زكات را به او داده در خریدن آن بر دیگران مقدم است.

١٩٨٠ اگر شك كند زكاتى را كه بر او واجب بوده داده یا نه باید زكات را بدهد هر چند شك او براى زكات سالهاى پیش باشد.

١٩٨١ فقیر نمى‏تواند زكات را به كمتر از مقدار آن صلح كند یا چیزى را گرانتر از قیمت آن بابت زكات قبول نماید، یا زكات را از مالك بگیرد و به او ببخشد. ولى كسى كه زكات زیادى بدهكار است و فقیر شده و نمى‏تواند زكات را بدهد و امید هم ندارد كه دارا شود، چنانچه بخواهد توبه كند فقیر، مى‏تواند زكات را از او بگیرد و به او ببخشد.

١٩٨٢ انسان مى‏تواند از زكات قرآن یا كتاب دینى یا كتاب دعا بخرد و وقف نماید، اگر چه بر اولاد خود و بر كسانى وقف كند كه خرج آنان بر او واجب است. و نیز مى‏تواند تولیت وقف را براى خود یا اولاد خود قرار دهد.

١٩٨٣ انسان نمى‏تواند از زكات ملك بخرد و بر اولاد خود یا بر كسانى كه مخارج آنان بر او واجب است وقف نماید كه عایدى آن را به مصرف مخارج خود برسانند.

١٩٨٤ فقیر مى‏تواند براى رفتن به حج و زیارت و مانند اینها زكات بگیرد، ولى اگر به مقدار خرج سالش زكات گرفته باشد، براى زیارت و مانند آن نمى‏تواند زكات بگیرد.

١٩٨٥ اگر مالك فقیرى را وكیل كند، كه زكات مال او را بدهد، چنانچه آن فقیر احتمال دهد كه قصد مالك این بوده كه خود آن فقیر از زكات برندارد،نمى‏تواند چیزى از آن را براى خودش بردارد و اگر یقین داشته باشد كه قصد مالك این نبوده، براى خودش هم مى‏تواند بردارد.

١٩٨٦ اگر فقیر شتر و گاو و گوسفند و طلا و نقره را بابت زكات بگیرد، چنانچه شرطهایى كه براى واجب شدن زكات گفته شد در آنها جمع شود باید زكات آنها را بدهد.

١٩٨٧ اگر دو نفر در مالى كه زكات آن واجب شده با هم شریك باشند و یكى ازآنان زكات قسمت‏خود را بدهد و بعد مال را تقسیم كنند چنانچه بداند شریكش زكات سهم خود را نداده تصرف او در سهم خودش هم اشكال دارد.

١٩٨٨ كسى كه خمس یا زكات بدهكار است و كفاره و نذر و مانند اینها هم بر او واجب است و قرض هم دارد چنانچه نتواند همه آنها را بدهد اگر مالى كه خمس یا زكات آن واجب شده از بین نرفته باشد باید خمس و زكات را بدهد و اگر از بین‏رفته باشد مى‏تواند خمس یا زكات را بدهد یا كفاره و نذر و قرض و مانند اینها را ادا نماید.

١٩٨٩ كسى كه خمس یا زكات بدهكار است و نذر و مانند اینها هم بر او واجب است و قرض هم دارد، اگر بمیرد و مال او براى همه آنها كافى نباشد چنانچه مالى كه خمس و زكات آن واجب شده از بین نرفته باشد، باید خمس یا زكات را بدهند و بقیه مال او را به چیزهاى دیگرى كه بر او واجب است قسمت كنند و اگر مالى كه خمس و زكات آن واجب شده از بین رفته باشد باید مال او را به خمس و زكات و قرض و نذر و مانند اینها قسمت نمایند مثلا اگر چهل تومان خمس بر او واجب است و بیست تومان به كسى بدهكار است و همه مال او سى تومان است، باید بیست تومان بابت‏خمس و ده تومان به دین او بدهند.

١٩٩٠ كسى كه مشغول تحصیل علم است و اگر تحصیل نكند مى‏تواند براى معاش خود كسب كند، چنانچه تحصیل آن علم واجب یا مستحب باشد، مى‏شود به او زكات داد و اگر تحصیل آن علم واجب یا مستحب نباشد، زكات دادن به او اشكال دارد.





نوع مطلب : احکام و استفتائات، 
برچسب ها :