تبلیغات
khademineasheghaneabasaleh - توضیح المسائل حضرت امام خمینى (قدس سره الشریف) احکام
 
khademineasheghaneabasaleh
به امید فرج مهدی منتظر همچنان منتظریم
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : morteza taghavi
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وب سایت؟







برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

احكام روزه قضا

١٦٩٤ اگر دیوانه عاقل شود، واجب نیست روزه‏هاى وقتى را كه دیوانه بوده قضا نماید.

١٦٩٥ اگر كافر مسلمان شود، واجب نیست روزه‏هاى وقتى را كه كافر بوده قضا نماید، ولى اگر مسلمانى كافر شود و دوباره مسلمان گردد، روزه‏هاى وقتى را كه كافر بوده باید قضا نماید.

١٦٩٦ روزه‏اى كه از انسان به واسطه مستى فوت شده باید قضا نماید، اگرچه چیزى را كه به واسطه آن مست‏شده براى معالجه خورده باشد، بلكه اگر نیت روزه كرده و مست‏شده و در حال مستى روزه را ادامه داده تا از مستى خارج شده باشد، بنا بر احتیاط واجب باید روزه آن روز را تمام كند و بعدا قضا نماید.

١٦٩٧ اگر براى عذرى چند روز روزه نگیرد و بعد شك كند كه چه وقت عذر او برطرف شده، مى‏تواند مقدار كمتر را كه احتمال مى‏دهد روزه نگرفته قضا نماید، مثلا كسى كه پیش از ماه رمضان مسافرت كرده و نمى‏داند پنجم رمضان از سفر برگشته یا ششم، مى‏تواند پنج روز روزه بگیرد. و نیز كسى هم كه نمى‏داند چه وقت عذر برایش پیدا شده، مى‏تواند مقدار كمتر را قضا نماید، مثلا اگر در آخرهاى ماه رمضان مسافرت كند و بعد از رمضان برگردد و نداند كه بیست و پنجم رمضان مسافرت كرده یا بیست‏و ششم، مى‏تواند مقدار كمتر یعنى پنج روز را قضا كند.

١٦٩٨ اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد، قضاى هر كدام را كه اول بگیرد مانعى ندارد، ولى اگر وقت قضاى رمضان آخر تنگ باشد، مثلا پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به رمضان مانده باشد، باید اول، قضاى رمضان آخر را بگیرد.

١٦٩٩ اگر قضاى روزه چند رمضان بر او واجب باشد، و در نیت معین نكند روزه‏اى را كه مى‏گیرد قضاى كدام رمضان است، قضاى سال اول حساب مى‏شود.

١٧٠٠ كسى كه قضاى روزه رمضان را گرفته، اگر وقت قضاى روزه او تنگ نباشد، مى‏تواند پیش از ظهر روزه خود را باطل نماید.

١٧٠١ اگر قضاى روزه ماه رمضان شخص دیگرى را گرفته باشد.

١٧٠٢ اگر به واسطه مرض یا حیض یا نفاس، روزه رمضان را نگیرد و پیش از تمام شدن رمضان بمیرد، لازم نیست روزه‏هایى را كه نگرفته، براى او قضا كنند، اگر چه مستحب است.

١٧٠٣ اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگیرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد، قضاى روزه‏هایى را كه نگرفته بر او واجب نیست، و باید براى هر روز یك مدكه تقریبا ده سیر است طعام، یعنى گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد.ولى اگر به واسطه عذر دیگرى، مثلا براى مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند، روزه‏هایى را كه نگرفته، باید قضا كند، و احتیاط مستحب آن است كه براى هر روز یك مد طعام هم به فقیر بدهد.

١٧٠٤ اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگیرد و بعد از رمضان مرض او برطرف شود ولى عذر دیگرى پیدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را بگیرد، باید روزه‏هایى را كه نگرفته، قضا نماید. و نیز اگر در ماه رمضان غیر مرض، عذر دیگرى داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگیرد، روزه‏هایى را كه نگرفته، باید قضا كند.

١٧٠٥ اگر در ماه رمضان به واسطه عذرى روزه نگیرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود و تا رمضان آینده عمدا قضاى روزه را نگیرد، باید روزه را قضا كند و براى هر روز یك مد گندم یا جو و مانند اینها هم به فقیر بدهد.

١٧٠٦ اگر در قضاى روزه كوتاهى كند تا وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى پیدا كند، باید قضا را بگیرد و براى هر روز یك مد گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد، بلكه اگر موقعى كه عذر دارد، تصمیم داشته باشد كه بعد از برطرف شدن عذر روزه‏هاى خود را قضا كند، و پیش از آن كه قضا نماید در تنگى وقت عذر پیدا كند، باید قضاى آن را بگیرد، و احتیاط واجب آن است كه براى هر روز هم یك مد غذا به فقیر بدهد.

١٧٠٧ اگر مرض انسان چند سال طول بكشد، بعد از آن كه خوب شد اگر تا رمضان آینده به مقدار قضا وقت داشته باشد، باید قضاى رمضان آخر را بگیرد و براى هر روز از سالهاى پیش یك مد كه تقریبا ده سیر است، طعام یعنى گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد.

١٧٠٨ كسى كه باید براى هر روز یك مد طعام به فقیر بدهد، مى‏تواند كفاره چند روز را به یك فقی بدهد.

١٧٠٩ اگر قضاى روزه رمضان را چند سال تاخیر بیندازد، باید قضا را بگیرد و براى هر روز یك مد طعام به فقیر بدهد.

١٧١٠ اگر روزه رمضان را عمدا نگیرد، باید قضاى آن را به جا آورد و براى هر روز دو ماه روزه بگیرد، یا به شصت فقیر طعام بدهد، یا یك بنده آزاد كند. و چنانچه تا رمضان آینده قضاى آن روزه را به جا نیاورد، براى هر روز نیز دادن یك مد طعام لازم است.

١٧١١ اگر روزه رمضان را عمدا نگیرد و در روز كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، مثلا چند مرتبه جماع كند، یك كفاره كافى است.

١٧١٢ بعد از مرگ پدر، پسر بزرگتر باید قضاى نماز و روزه او را به تفصیلى كه در مساله گفته شد بجا آورد، ولى قضاى روزه مادر بر پسر واجب نیست.

١٧١٣ اگر پدر غیر از روزه رمضان، روزه واجب دیگرى را مانند روزه نذر نگرفته باشد، باید پسر بزرگتر قضا نماید.

احكام روزه مسافر

١٧١٤ مسافرى كه باید نمازهاى چهار ركعتى را در سفر دو ركعت بخواند،نباید روزه بگیرد. و مسافرى كه نمازش را تمام مى‏خواند، مثل كسى كه شغلش مسافرت، یا سفر او سفر معصیت است، باید در سفر روزه بگیرد.

١٧١٥ مسافرت در ماه رمضان اشكال ندارد، ولى اگر براى فرار از روزه باشد،مكروه است.

١٧١٦ اگر غیر روزه رمضان روزه معین دیگرى بر انسان واجب باشد، بنا براحتیاط واجب نباید در آن روز مسافرت كند، و اگر در سفر باشد، باید قصد كند كه ده روز در جایى بماند و آن روز را روزه بگیرد، ولى اگر نذر كرده باشد روز معینى را روزه بگیرد، مى‏تواند در آن روز مسافرت نماید.

١٧١٧ اگر نذر كند روزه بگیرد و روز آن را معین نكند، نمى‏تواند آن را در سفر بجا آورد. ولى چنانچه نذر كند كه روز معینى را در سفر روزه بگیرد، بایدآن را در سفر بجا آورد. و نیز اگر نذر كند روز معینى را چه مسافر باشد یا نباشد،روزه بگیرد، باید آن روز را اگرچه مسافر باشد روزه بگیرد.

١٧١٨ مسافر مى‏تواند براى خواستن حاجت، سه روز در مدینه طیبه روزه مستحبى بگیرد.

١٧١٩ كسى كه نمى‏داند روزه مسافر باطل است، اگر در سفر روزه بگیرد و در بین روز مساله را بفهمد، روزه‏اش باطل مى‏شود، و اگر تا مغرب نفهمد، روزه‏اش صحیح است.

١٧٢٠ اگر فراموش كند كه مسافر است، یا فراموش كند كه روزه مسافر باطل مى‏باشد و در سفر روزه بگیرد، روزه او باطل است.

١٧٢١ اگر روزه‏دار بعد از ظهر مسافرت نماید، باید روزه خود را تمام كند، و اگر پیش از ظهر مسافرت كند، وقتى به حد ترخص برسد، یعنى به جایى برسد كه دیوار شهر را نبیند و صداى اذان آن را نشنود، باید روزه خود را باطل كند، و اگر پیش از آن روزه را باطل كند، بنابر احتیاط كفاره نیز بر او واجب است.

١٧٢٢ اگر مسافر پیش از ظهر به وطنش برسد، یا به جایى برسد كه مى‏خواهد ده روز در آن جا بماند، چنانچه كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده، باید آن روز را روزه بگیرد، و اگر انجام داده روزه آن روز بر او واجب نیست.

١٧٢٣ اگر مسافر بعد از ظهر به وطنش برسد، یا به جایى برسد كه مى‏خواهد ده روز در آن جا بماند، نباید آن روز را روزه بگیرد.

١٧٢٤ مسافر و كسى كه از روزه گرفتن عذر دارد، مكروه است در روز ماه رمضان جماع نماید و در خوردن و آشامیدن كاملا خود را سیر كند.

كسانى كه روزه بر آنها واجب نیست

١٧٢٥ كسى كه به واسطه پیرى نمى‏تواند روزه بگیرد، یا براى او مشقت دارد،روزه بر او واجب نیست، ولى در صورت دوم باید براى هر روز یك مد كه تقریبا ده سیر است گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد.

١٧٢٦ كسى كه به واسطه پیرى روزه نگرفته، اگر بعد از ماه رمضان بتواند روزه بگیرد، بنابر احتیاط واجب باید قضاى روزهایى را كه نگرفته بجا آورد.

١٧٢٧ اگر انسان مرضى دارد كه زیاد تشنه مى‏شود و نمى‏تواند تشنگى را تحمل كند،یا براى او مشقت دارد، روزه بر او واجب نیست. ولى در صورت دوم باید براى هر روز یك مد گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد. و احتیاط واجب آن است كه بیشتر از مقدارى كه ناچار است آب نیاشامد، و چنانچه بعد بتواند روزه بگیرد، بنابر احتیاط واجب باید روزه‏هایى را كه نگرفته قضا نماید.

١٧٢٨ زنى كه زاییدن او نزدیك است و روزه براى حملش ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست، و باید براى هر روز یك مد طعام، یعنى گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد. و نیز اگر روزه براى خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست. و بنابر احتیاط واجب باید براى هر روز یك مد طعام به فقیر بدهد، ودر هر دو صورت روزه‏هایى را كه نگرفته باید قضا نماید.

١٧٢٩ زنى كه بچه شیر مى‏دهد و شیر او كم است، چه مادر بچه یا دایه او باشد، یا بى ‏اجرت شیر دهد، اگر روزه براى بچه‏اى كه شیر مى‏دهد ضرر دارد، روزه براو واجب نیست و باید براى هر روز یك مد طعام، یعنى گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد. و نیز اگر براى خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست، و بنابر احتیاط واجب باید براى هر روز یك مد طعام به فقیر بدهد و در هر دو صورت روزه‏هایى را كه نگرفته باید قضا نماید. ولى اگر كسى پیدا شود كه بى اجرت بچه را شیر دهد، یا براى شیر دادن بچه از پدر یا مادر بچه یا از كس دیگر كه اجرت او را بدهد اجرت بگیرد، احتیاط واجب آن است كه بچه را به او بدهد و روزه بگیرد.

راه ثابت‏ شدن اول ماه

١٧٣٠ اول ماه به پنج چیز ثابت مى‏شود: اول: آنكه خود انسان ماه را ببیند. دوم: عده‏اى كه از گفته آنان یقین پیدا مى‏شود بگویند ماه را دیده‏ایم. و همچنین است هر چیزى كه به واسطه آن یقین پیدا شود. سوم: دو مرد عادل بگویند كه در شب ماه را دیده‏ایم، ولى اگر صفت ماه را بر خلاف یكدیگر بگویند، یا شهادتشان خلاف واقع باشد، مثل این كه بگویند داخل دایره ماه طرف افق بود، اول ماه ثابت نمى‏شود. اما اگر در تشخیص بعضى خصوصیات اختلاف داشته باشند، مثل آن كه یكى بگوید ماه بلند بود و دیگرى بگوید نبود، به گفته آنان اول ماه ثابت مى‏شود. چهارم: سى روز از اول ماه شعبان بگذرد كه بواسطه آن اول ماه رمضان ثابت مى‏شود، و سى روز از اول رمضان بگذرد كه بواسطه آن اول ماه شوال ثابت مى‏شود. پنجم: حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است.

١٧٣١ اگر حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است، كسى هم كه تقلید او را نمى‏كند،باید به حكم او عمل نماید، ولى كسى كه مى‏داند حاكم شرع اشتباه كرده، نمى‏تواند به حكم او عمل نماید.

١٧٣٢ اول ماه با پیشگویى منجمین ثابت نمى‏شود، ولى اگر انسان از گفته آنان یقین پیدا كند، باید به آن عمل نماید.

١٧٣٣ بلند بودن ماه یا دیر غروب كردن آن، دلیل نمى‏شود كه شب پیش، شب اول ماه بوده است.

١٧٣٤ اگر اول ماه رمضان براى كسى ثابت نشود و روزه نگیرد، چنانچه دو مرد عادل بگویند كه شب پیش ماه را دیده‏ایم، باید روزه آن روز را قضا نماید.

١٧٣٥ اگر در شهرى اول ماه ثابت‏شود، براى مردم شهر دیگر فایده ندارد، مگر آن دو شهر با هم نزدیك باشند، یا انسان بداند كه افق آنها یكى است.

١٧٣٦ اول ماه به تلگراف ثابت نمى‏شود، مگر دو شهرى كه از یكى به دیگرى تلگراف كرده‏اند نزدیك یا هم افق باشند و انسان بداند تلگراف از روى حكم حاكم شرع یا شهادت دو مرد عادل بوده است.

١٧٣٧ روزى را كه انسان نمى‏داند آخر رمضان است‏یا اول شوال، باید روزه بگیرد، ولى اگر پیش از مغرب بفهمد كه اول شوال است، باید افطار كند.

١٧٣٨ اگر زندانى نتواند به ماه رمضان یقین كند، باید به گمان عمل نماید، و اگر آن هم ممكن نباشد، هر ماهى را كه روزه بگیرد صحیح است. و بنابر احتیاط واجب باید بعد از گذشتن یازده ماه از ماهى كه روزه گرفته، دوباره یك ماه روزه بگیرد. ولى اگر بعد گمان پیدا كرد، باید به آن عمل نماید.

روزه‏هاى حرام و مكروه

١٧٣٩ روزه عید فطر و قربان حرام است، و نیز روزى را كه انسان نمى‏داند آخر شعبان است‏یا اول رمضان، اگر به نیت اول رمضان روزه بگیرد، حرام مى‏باشد.

١٧٤٠ اگر زن به واسطه گرفتن روزه مستحبى حق شوهرش از بین برود، و همچنین اگر شوهر او را از گرفتن روزه مستحبى جلوگیرى كند، بنابر احتیاط واجب باید خوددارى كند.

١٧٤١ روزه مستحبى اولاد اگر اسباب اذیت پدر و مادر یا جد شود، جایز نیست، بلكه اگر اسباب اذیت آنان نشود، ولى او را از گرفتن روزه مستحبى جلوگیرى كنند، احتیاط واجب آن است كه روزه نگیرد.

١٧٤٢ اگر پسر بدون اجازه پدر روزه مستحبى بگیرد، و در بین روز پدر او را نهى كند، باید افطار كند.

١٧٤٣ كسى كه مى‏داند روزه براى او ضرر ندارد، اگرچه دكتر بگوید ضرر دارد،باید روزه بگیرد. و كسى كه یقین یا گمان دارد كه روزه برایش ضرر دارد، اگرچه دكتر بگوید ضرر ندارد، باید روزه نگیرد، و اگر روزه بگیرد، صحیح نیست، مگر آن كه به قصد قربت بگیرد و بعد معلوم شود ضرر نداشته.

١٧٤٤ اگر انسان احتمال بدهد كه روزه برایش ضرر دارد و از آن احتمال ترس براى او پیدا شود، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، نباید روزه بگیرد،و اگر روزه بگیرد صحیح نیست، مگر آن كه به قصد قربت گرفته باشد و بعد معلوم شود ضرر نداشته.

١٧٤٥ كسى كه عقیده‏اش این است كه روزه براى او ضرر ندارد، اگر روزه بگیرد و بعد از مغرب بفهمد روزه براى او ضرر داشته، باید قضاى آن را بجا آورد.

١٧٤٦ غیر از روزه‏هایى كه گفته شد، روزه‏هاى حرام دیگرى هم هست كه در كتابهاى مفصل گفته شده است.

١٧٤٧ روزه روز عاشورا و روزى كه انسان شك دارد روز عرفه است ‏یا عید قربان،مكروه است.

روزه‏هاى مستحب

١٧٤٨ روزه تمام روزهاى سال غیر از روزه‏هاى حرام و مكروه كه گفته شد مستحب است. و براى بعضى از روزها بیشتر سفارش شده است، كه از آن جمله است: ١- پنجشنبه اول و پنجشنبه آخر هر ماه، و چهارشنبه اولى كه بعد از روز دهم ماه است.و اگر كسى اینها را بجا نیاورد مستحب است قضا نماید، و چنانچه اصلا نتواند روزه بگیرد، مستحب است براى هر روز یك مد طعام یا ٦/١٢ نخود نقره به فقیر بدهد. ٢- سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه. ٣- تمام ماه رجب و شعبان و بعضى از این دو ماه اگر چه یك روز باشد. ٤- روز عید نوروز، روز بیست و پنجم و بیست و نهم ذى‏قعده، روز اول تا روز نهم ذى‏حجه، روز عرفه ولى اگر بواسطه ضعف روزه، نتواند دعاهاى روز عرفه را بخواند، روزه آن روز مكروه است، عید سعید غدیر ١٨ ذى‏حجه روز اول و سوم محرم،میلاد مسعود پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم، ١٧ ربیع الاول روز مبعث‏حضرت رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم، ٢٧ رجب و اگر كسى روزه مستحبى بگیرد واجب نیست آن را به آخر برساند، بلكه اگر برادر مؤمنش او را به غذا دعوت كند، مستحب است دعوت او را قبول كند، و در بین روز افطار نماید.

مواردى كه مستحب است انسان از كارهایى كه روزه را باطل مى‏كند خوددارى نماید

١٧٤٩ براى شش نفر مستحب است در ماه رمضان اگر چه روزه نیستند از كارهاى كه روزه را باطل مى‏كند خودارى نمایند: اول: مسافرى كه در سفر، كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام داده باشد و پیش از ظهر به وطنش یا به جایى كه مى‏خواهد ده روز بماند، برسد. دوم: مسافرى كه بعد از ظهر به وطنش یا به جایى كه مى‏خواهد ده روز در آن جا بماند برسد. سوم: مریضى كه پیش از ظهر خوب شود و كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام داده باشد. چهارم: مریضى كه بعد از ظهر خوب شود. پنجم: زنى كه در بین روز از خون حیض یا نفاس پاك شود. ششم: كافرى كه در روز ماه رمضان مسلمان شود.

١٧٥٠ مستحب است روزه‏دار نماز مغرب و عشا را پیش از افطار كردن بخواند،ولى اگر كسى منتظر اوست‏یا میل زیادى به غذا دارد كه نمى‏تواند با حضور قلب نماز بخواند، بهتر است اول افطار كند. ولى به قدرى كه ممكن است نماز را در وقت فضیلت آن بجا آورد.

احكام خمس

١٧٥١ در هفت چیز خمس واجب مى‏شود: اول: منفعت كسب. دوم: معدن. سوم: گنج.چهارم: مال حلال مخلوط به حرام. پنجم: جواهرى كه به واسطه غواصى، یعنى فرو رفتن در دریا به دست مى‏آید. ششم: غنیمت جنگى. هفتم: زمینى كه كافر ذمى از مسلمان بخرد. و احكام اینها مفصلا گفته خواهد شد.

١- منفعت كسب

١٧٥٢ هرگاه انسان از تجارت یا صنعت‏یا كسبهاى دیگر مالى به دست آورد،اگرچه مثلا نماز و روزه میتى را به جا آورد و از اجرت آن مالى تهیه كند، چنانچه از مخارج سال خود و عیالاتش زیاد بیاید، باید خمس، یعنى پنج‏یك آن را به دستورى كه بعدا گفته خواهد شد بدهد.

١٧٥٣ اگر غیر از كسب، مالى به دست آورد، مثلا چیزى به او ببخشند، واجب نیست‏خمس آن را بدهد، اگر چه احتیاط مستحب آن است كه اگر از مخارج سالش زیاد بیاید، خمس آن را هم بدهد.

١٧٥٤ مهرى كه زن مى‏گیرد خمس ندارد. و همچنین است ارثى كه به انسان مى‏رسد. ولى اگر مثلا خویشاوند دورى داشته باشد و نداند چنین خویشى دارد، احتیاط مستحب آن است كه خمس ارثى را كه از او مى‏برد، اگر از مخارج سالش زیاد بیاید بدهد.

١٧٥٥ اگر مالى به ارث به او برسد، و بداند كسى كه این مال از او به ارث رسیده خمس آن را نداده، باید خمس آن را بدهد. و نیز اگر در خود آن مال خمس نباشد ولى انسان بداند كسى كه آن مال از او به ارث رسیده، خمس بدهكار است،باید خمس را از مال او بدهد.

١٧٥٦ اگر به واسطه قناعت كردن چیزى از مخارج سال انسان زیاد بیاید، باید خمس آن را بدهد.

١٧٥٧ كسى كه دیگرى مخارج او را مى‏دهد، باید خمس تمام مالى را كه به دست مى‏آورد بدهد، ولى اگر مقدارى از آن را خرج زیارت و مانند آن كرده باشد، فقط باید خمس باقى مانده را بدهد.

١٧٥٨ اگر ملكى را بر افراد معینى، مثلا بر اولاد خود وقف نماید، چنانچه در آن ملك زراعت و درختكارى كنند و از آن چیزى به دست آورند و از مخارج سال آنان زیاد بیاید، باید خمس آن را بدهند.

١٧٥٩ اگر مالى را كه فقیر بابت‏خمس و زكات و صدقه مستحبى گرفته، از مخارج سالش زیاد بیاید، واجب نیست‏خمس آن را بدهد. ولى اگر از مالى كه به او داده‏اند منفعتى ببرد، مثلا از درختى كه بابت‏خمس به او داده‏اند میوه‏اى به دست آورد، چنانچه درخت را براى منفعت بردن و كسب نگه داشته باشد، باید خمس مقدارى كه از مخارج سالش زیاد مى‏آید بدهد.

١٧٦٠ اگر با عین پول خمس نداده جنسى را بخرد، یعنى به فروشنده بگوید این جنس را به این پول مى‏خرم، یا در وقت‏خریدن قصدش این باشد كه از پول خمس نداده عوض آن را بدهد، چنانچه حاكم شرع معامله پنج‏یك آن را اجازه بدهد، معامله آن مقدار صحیح است و انسان باید پنج‏یك جنسى را كه خریده به حاكم شرع بدهد، و اگر اجازه ندهد، معامله آن مقدار باطل است. پس اگر پولى را كه فروشنده گرفته از بین نرفته، حاكم شرع خمس همان پول را مى‏گیرد، و اگر از بین‏رفته، عوض خمس را از فروشنده یا خریدار مطالبه مى‏كند.

١٧٦١ اگر جنسى را بخرد و بعد از معامله قیمت آن را از پول خمس نداده بدهد و در قت‏خریدن هم قصدش این نباشد كه از پول خمس نداده عوض را بدهد، معامله‏اى كه كرده صحیح است. ولى چون از پولى كه خمس در آن است به فروشنده داده، به مقدار پنج‏یك آن پول به او مدیون است، و پولى را كه به فروشنده داده اگر از بین نرفته، حاكم شرع پنج‏یك همان را مى‏گیرد، و اگر از بین رفته، عوض آن را از خریدار یا فروشنده مطالبه مى‏كند.

١٧٦٢ اگر مالى را كه خمس آن داده نشده بخرد، چنانچه حاكم شرع معامله پنج‏یك آن را اجازه ندهد، معامله آن مقدار باطل است و حاكم شرع مى‏تواند پنج‏یك آن مال را بگیرد، و اگر اجازه بدهد، معامله صحیح و خریدار باید مقدار پنج‏یك پول آن را به حاكم شرع بدهد، و اگر به فروشنده داده، مى‏تواند از او پس بگیرد.

١٧٦٣ اگر چیزى را كه خمس آن داده نشده به كسى ببخشند، پنج‏یك آن چیز مال او نمى‏شود.

١٧٦٤ اگر از كافر یا كسى كه به دادن خمس عقیده ندارد، مالى به دست انسان آید، واجب نیست‏خمس آن را بدهد.

١٧٦٥ تاجر و كاسب و صنعتگر و مانند اینها از وقتى كه شروع به كاسبى مى‏كنند، یك سال كه بگذرد باید خمس آنچه را كه از مخارج سالشان زیاد مى‏آید بدهند. و كسى كه شغلش كاسبى نیست، اگر موقعى كه فایده برده بگذرد، باید خمس مقدارى را كه از خرج سالش زیاد آمده بدهد.

١٧٦٦ انسان مى‏تواند در بین سال هر وقت منفعتى به دستش آید خمس آن را بدهد،و جایز است دادن خمس را تا آخر سال تاخیر بیندازد. و اگر براى دادن خمس سال شمسى قرار دهد، مانعى ندارد.

١٧٦٧ كسى كه مانند تاجر و كاسب باید براى دادن خمس، سال قرار دهد، اگر منفعتى به دست آورد و در بین سال بمیرد، باید مخارج تا موقع مرگش را از آن منفعت كسب كسر كنند و خمس باقى مانده را بدهند.

١٧٦٨ اگر قیمت جنسى كه براى تجارت خریده بالا رود و آن را نفروشد و در بین سال قیمتش پایین آید، خمس مقدارى كه بالا رفته بر او واجب نیست.

١٧٦٩ اگر قیمت جنسى را كه براى تجارت خریده بالا رود و به امید این كه قیمت آن بالاتر رود، تا بعد از تمام شدن سال آن را نفروشد و قیمتش پایین آید، خمس مقدارى را كه بالا رفته بنابر احتیاط واجب باید بدهد، بلكه اگر به اندازه‏اى هم نگه داشته كه تجار معمولا براى گران شدن جنس آن را نگه مى‏دارند، خمس مقدارى را كه بالا رفته باید بدهد.

١٧٧٠ اگر غیر مال التجاره مالى داشته باشد كه خمسش را داده یا خمس ندارد، مثلا به او بخشیده‏اند، چنانچه قیمتش بالا رود، اگرچه آن را بفروشد مقدارى كه بر قیمتش اضافه شده خمس ندارد، ولى اگر درختى كه خریده نمو كند و بزرگ شود و یا گوسفندى كه خریده چاق شود، در صورتى كه مقصود او از نگهدارى آنها این بوده كه از زیادتى عین آن سود ببرد، باید خمس آنچه را زیاد شده بدهد.

١٧٧١ اگر باغى احداث كند براى آن كه بعد از بالا رفتن قیمتش بفروشد، باید خمس میوه و نمو درختها و زیادى قیمت باغ را بدهد، ولى اگر قصدش این باشد كه از میوه آن استفاده كند، فقط باید خمس میوه را بدهد.

١٧٧٢ اگر درخت بید و چنار و مانند اینها را بكارد، سالى كه موقع فروش آنها است، اگرچه آنها را نفروشد باید خمس آنها را بدهد، ولى اگر مثلا از شاخه‏هاى آن كه معمولا هر سال مى‏برند استفاده‏اى ببرد و به تنهایى یا با منفعتهاى دیگر كسبش از مخارج سال او زیاد بیاید، در آخر هر سال باید خمس آن را بدهد.

١٧٧٣ كسى كه چند رشته كسب دارد، مثلا اجاره ملك مى‏گیرد و خرید و فروش و زراعت هم مى‏كند، چنانچه در هر رشته كسبى كه دارد، سرمایه و دخل و خرج و حساب صندوق جداگانه دارد، باید منافع همان رشته را حساب كند و خمس آن را بدهد،و اگر در آن رشته ضرر كند، از رشته دیگر جبران نمى‏شود. و اگر رشته‏هاى مختلف در دخل و خرج و حساب صندوق یكى باشند، باید همه را آخر سال یك جا حساب كند و اگر نفع داشت‏خمس آن را بدهد.

١٧٧٤ خرجهایى را كه انسان براى به دست آوردن فایده مى‏كند، از فایده كسر مى‏شود و خمس ندارد.

١٧٧٥ آنچه از منافع كسب در بین سال به مصرف خوراك و پوشاك و اثاثیه و خرید منزل و عروسى و جهیزیه دختر و زیارت و مانند اینها مى‏رساند، در صورتى كه از شان او زیاد نباشد و زیاده‏روى هم نكرده باشد خمس ندارد.

١٧٧٦ مالى را كه انسان به مصرف نذر و كفاره مى‏رساند، جزو مخارج سالیانه است، و نیز مالى را كه به كسى مى‏بخشد یا جایزه مى‏دهد، در صورتى كه از شان او زیاد نباشد از مخارج سالیانه حساب مى‏شود.

١٧٧٧ اگر انسان نتواند یك جا جهیزیه دختر را تهیه كند و مجبور باشد كه هر سال مقدارى از آن را تهیه نماید، یا در شهرى باشد كه معمولا هر سال مقدارى از جهیزیه دختر را تهیه مى‏كنند، به طورى كه تهیه نكردن آن عیب است، چنانچه در بین سال از منافع آن سال جهیزیه بخرد، خمس ندارد.

١٧٧٨ مالى را كه خرج سفر حج و زیارتهاى دیگر مى‏كند، اگر مانند مركب سوارى باشد كه عین آن باقى است و از منفعت آن استفاده شده، از مخارج سالى حساب مى‏شود كه در آن سال شروع به مسافرت كرده، اگرچه سفر او تا مقدارى از سال بعد طول بكشد، ولى اگر مثل خوراكیها از بین رفته باشد، باید خمس مقدارى را كه در سال بعد واقع شده بدهد.

١٧٧٩ كسى كه از كسب و تجارت فایده‏اى برده، اگر مال دیگرى هم دارد كه خمس آن واجب نیست، مى‏تواند مخارج سال خود را فقط از فایده كسب حساب كند.

١٧٨٠ اگر از منفعت كسب آذوقه‏اى كه براى مصرف سالش خریده، در آخر سال زیاد بیاید، باید خمس آن را بدهد. و چنانچه بخواهد قیمت آن را بدهد، در صورتى كه قیمتش از وقتى كه خریده زیاد شده باشد، باید قیمت آخر سال را حساب كند.

١٧٨١ اگر از منفعت كسب پیش از دادن خمس اثاثیه‏اى براى منزل بخرد، چنانچه در بین سال احتیاجش از آن برطرف شود، واجب است كه خمس آن را بدهد. و همچنین است زیور آلات زنانه، اگر در بین سال، وقت زینت كردن زنها به‏آنها بگذرد.

١٧٨٢ اگر در یك سال منفعتى نبرد، نمى‏تواند مخارج آن سال را از منفعتى كه‏در سال بعد مى‏برد كسر نماید.

١٧٨٣ اگر در اول سال منفعتى نبرد و از سرمایه خرج كند و پیش از تمام شدن سال منفعتى به دستش آید، مى‏تواند مقدارى را كه از سرمایه برداشته از منافع كسر كند.

١٧٨٤ اگر مقدارى از سرمایه از بین برود و از باقى مانده آن منافعى ببرد كه از خرج سالش زیاد بیاید، مى‏تواند مقدارى را كه از سرمایه كم شده بردارد.

١٧٨٥ اگر غیر از سرمایه چیز دیگرى از مالهاى او از بین برود، نمى‏تواند از منفعتى كه به دستش مى‏آید آن چیز را تهیه كند، ولى اگر در همان سال به آن چیز احتیاج داشته باشد، مى‏تواند در بین سال از منافع كسب آن را تهیه كند.

١٧٨٦ اگر در اول سال براى مخارج خود قرض كند و پیش از تمام شدن سال منفعتى ببرد، مى‏تواند مقدار قرض خود را از آن منفعت كسر نماید.

١٧٨٧ اگر در تمام سال منفعتى نبرد و براى مخارج خود قرض كند، مى‏تواند از منافع سالهاى بعد قرض خود را ادا نماید.

١٧٨٨ اگر براى زیاد كردن مال یا خریدن ملكى كه به آن احتیاج ندارد قرض كند،نمى‏تواند از منافع كسب، آن قرض را بدهد، ولى اگر مالى را كه قرض كرده و چیزى را كه از قرض خریده از بین برود و ناچار شود كه قرض خود را بدهد، مى‏تواند از منافع كسب قرض را ادا نماید.

١٧٨٩ بنابر احتیاط واجب باید خمس مال حلال مخلوط به حرام را از عین همان مال بدهد. ولى خمسهاى دیگر را مى‏تواند از همان چیز بدهد یا به مقدار قیمت‏خمس كه بدهكار است پول بدهد.

١٧٩٠ تا خمس مال را ندهد نمى‏تواند در آن مال تصرف كند، اگر چه قصد دادن خمس را داشته باشد.

١٧٩١ كسى كه خمس بدهكار است، نمى‏تواند آن را به ذمه بگیرد، یعنى خود را بدهكار اهل خمس بداند و در تمام مال تصرف كند، و چنانچه تصرف كند و آن مال تلف شود، باید خمس آن را بدهد.

١٧٩٢ كسى كه خمس بدهكار است اگر با حاكم شرع مصلاحه كند، مى‏تواند در تمام مال تصرف نماید، و بعد از مصالحه، منافعى كه از آن به دست مى‏آید مال خود اوست.

١٧٩٣ كسى كه با دیگرى شریك است، اگر خمس منافع خود را بدهد و شریك او ندهد و در سال بعد از مالى كه خمسش را نداده براى سرمایه شركت بگذارد، هیچ كدام نمى‏توانند در آن تصرف كنند.

١٧٩٤ اگر بچه صغیر سرمایه‏اى داشته باشد و از آن منافعى به دست آید، بنابر احتیاط واجب بعد از آنكه بالغ شد باید خمس آن را بدهد.

١٧٩٥ انسان نمى‏تواند در مالى كه یقین دارد خمسش را نداده‏اند تصرف كند،ولى در مالى كه شك دارد خمس آن را داده‏اند یا نه، مى‏تواند تصرف نماید.

١٧٩٦ كسى كه از اول تكلیف خمس نداده، اگر ملكى بخرد و قیمت آن بالارود، چنانچه آن ملك را براى آن نخریده كه قیمتش بالا رود و بفروشد، مثلا زمینى را براى زراعت‏خریده است، اگر پول خمس نداده را به فروشنده داده و به او گفته این ملك را به این پول مى‏خرم، در صورتى كه حاكم شرع معامله پنج‏یك آن را اجازه بدهد، خریدار باید خمس مقدارى كه آن ملك ارزش دارد بدهد. و همچنین است‏بنا بر احتیاط واجب اگر چیزى را كه خریده از اول قصد داشته كه پول خمس نداده را عوض آن بدهد.

١٧٩٧ كسى كه از اول تكلیف خمس نداده، اگر از منافع كسب چیزى كه به آن احتیاج ندارد خریده و یك سال از خرید آن گذشته، باید خمس آن را بدهد، و اگر اثاث خانه و چیزهاى دیگرى كه به آنها احتیاج دارد مطابق شان خود خریده، پس اگربداند در بین سالى كه در آن سال فایده برده آنها را خریده، لازم نیست‏خمس آنها را بدهد. و اگر نداند كه در بین سال خریده یا بعد از تمام شدن سال، بنابر احتیاط واجب باید با حاكم شرع مصالحه كند.

٢- معدن

١٧٩٨ اگر از معدن طلا، نقره، سرب، مس، آهن، نفت، ذغال سنگ، فیروزه،عقیق، زاج، نمك و معدنهاى دیگر چیزى به دست آورد، در صورتى كه به مقدار نصاب باشد، باید خمس آن را بدهد.

١٧٩٩ نصاب معدن بنابر احتیاط ١٠٥ مثقال معمولى نقره یا ١٥ مثقال معمولى طلاست، یعنى اگر قیمت چیزى را كه از معدن بیرون آورده، بعد از كم كردن مخارجى كه براى آن كرده به ١٠٥ مثقال نقره یا ١٥ مثقال طلا برسد، بنابر احتیاط واجب باید خمس آن را بدهد.

١٨٠٠ استفاده‏اى را كه از معدن برده، اگر قیمت آن به ١٠٥ مثقال نقره یا ١٥ مثقال طلا نرسد، خمس آن در صورتى لازم است كه به تنهایى یا با منفعتهاى دیگر كسب او از مخارج سالش زیاد بیاید.

١٨٠١ گچ و آهك و گل سر شور و گل سرخ بنابر احتیاط واجب از معدن محسوب است و خمس دارد.

١٨٠٢ كسى كه از معدن چیزى به دست مى‏آورد باید خمس آن را بدهد، چه معدن روى زمین باشد یا زیر آن، در زمینى باشد كه ملك است‏یا در جایى باشد كه مالك ندارد.

١٨٠٣ اگر نداند چیزى را كه از معدن بیرون آورده به ١٠٥ مثقال نقره یا ١٥ مثقال طلا مى رسد یا نه، بنابر احتیاط واجب باید به وزن كردن یا از راه دیگر،قیمت آن را معلوم كند.

١٨٠٤ اگر چند نفر چیزى از معدن بیرون آورند چنانچه بعد از كم كردن مخارجى كه براى آن كرده‏اند اگر سهم هر كدام آنها به ١٠٥ مثقال نقره یا ١٥ مثقال طلا برسد باید خمس آن را بدهند.

١٨٠٥ اگر معدنى را كه در ملك دیگرى است بیرون آورد آنچه از آن به دست مى‏آید مال صاحب ملك است و چون صاحب ملك براى بیرون آوردن آن خرجى نكرده باید خمس تمام آنچه را كه از معدن بیرون آمده بدهد.

٣- گنج

١٨٠٦ گنج مالى است كه در زمین یا درخت‏یا كوه یا دیوار پنهان باشد و كسى آن را پیدا كند، و طورى باشد كه به آن گنج بگویند.

١٨٠٧ اگر انسان در زمینى كه ملك كسى نیست گنجى پیدا كند، مال خود اوست و باید خمس آن را بدهد.

١٨٠٨ نصاب گنج ١٠٥ مثقال نقره یا ١٥ مثقال طلا است، یعنى اگر قیمت چیزى را كه از گنج به دست مى‏آورد، بعد از كم كردن مخارجى كه براى آن كرده به ١٠٥ مثقال نقره یا ١٥ مثقال طلا برسد، باید خمس آن را بدهد.

١٨٠٩ اگر در زمینى كه از دیگرى خریده گنجى پیدا كند و بداند مال كسانى كه قبلا مالك آن زمین بوده‏اند نیست، مال خود او مى‏شود و باید خمس آن را بدهد ولى اگر احتمال دهد كه مال یكى از آنان است، باید به او اطلاع دهد و چنانچه معلوم شود مال او نیست، باید به كسى كه پیش از او مالك زمین بوده اطلاع دهد و به‏همین ترتیب به تمام كسانى كه پیش از او مالك زمین بوده‏اند خبر دهد، واگر معلوم شود مال هیچ یك آنان نیست مال خود او مى‏شود و باید خمس آن را بدهد.

١٨١٠ اگر در ظرفهاى متعددى كه در یك جا دفن شده مالى پیدا كند كه قیمت آنها روى هم ١٠٥ مثقال نقره یا ١٥ مثقال طلا باشد، باید خمس آن را بدهد ولى چنانچه در چند جا گنج پیدا كند، هر كدام آنها كه قیمتش به این مقدار برسد، خمس آن واجب است و گنجى كه قیمت آن به این مقدار نرسیده خمس ندارد.

١٨١١ اگر دو نفر گنجى پیدا كنند كه قیمت‏سهم هر یك آنان به ١٠٥ مثقال نقره یا ١٥ مثقال طلا برسد، باید خمس آن را بدهند.

١٨١٢ اگر كسى حیوانى را بخرد و در شكم آن مالى پیدا كند چنانچه احتمال دهد كه مال فروشنده است، بنابر احتیاط واجب باید به او خبر دهد و اگر معلوم شود مال او نیست، باید به ترتیب، صاحبان قبلى آن را خبر كند، و چنانچه معلوم شود كه مال هیچ یك آنان نیست، اگرچه قیمت آن ١٠٥ مثقال نقره یا ١٥ مثقال طلا نباشد، بنابر احتیاط واجب باید خمس آن را بدهد.





نوع مطلب : احکام و استفتائات، 
برچسب ها :