تبلیغات
khademineasheghaneabasaleh - توضیح المسائل حضرت امام خمینى (قدس سره الشریف) احکام نجاسات
 
khademineasheghaneabasaleh
به امید فرج مهدی منتظر همچنان منتظریم
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : morteza taghavi
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وب سایت؟







برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

استبراء

٧٢ استبراء عمل مستحبى است كه مردها بعد از بیرون آمدن بول انجام مى‏دهند، و آن داراى اقسامى است. و بهترین آنها این است كه بعد از قطع شدن بول اگر مخرج غائط نجس شده اول آن را تطهیر كنند، بعد سه دفعه با

انگشت میانه دست چپ از مخرج غائط تا بیخ آلت بكشند، و بعد شست را روى آلت و انگشت پهلوى شست را زیر آن بگذارند و سه مرتبه تا ختنه‏گاه بكشند و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند.

٧٣ آبى كه گاهى بعد از ملاعبه و بازى كردن از انسان خارج مى‏شود، و به آن مذى‏مى‏گویند پاك است. نیز آبى كه گاهى بعد از منى بیرون مى‏آید، و به آن وذى گفته مى‏شود و آبى كه گاهى بعد از بول بیرون مى‏آید و به آن ودى مى‏گویند، اگر بول به‏آن نرسیده باشد، پاك است. و چنانچه بعد از بول استبراء كند و بعد آبى از او خارج شود شك كند كه بول است‏یا یكى از اینها، پاك مى‏باشد.

٧٤ اگر انسان شك كند استبراء كرده یا نه و رطوبتى از او بیرون آید كه نداند پاك است‏یا نه، نجس مى‏باشد، و چنانچه وضو گرفته باشد باطل مى‏شود. ولى اگر شك كند كه استبرایى كه كرده درست بوده یا نه و رطوبتى از او بیرون آید كه نداند پاك است‏یا نه، پاك مى‏باشد، وضو را هم باطل نمى‏كند.

٧٥ كسى كه استبراء نكرده اگر به واسطه آنكه مدتى از بول كردن او گذشته یقین كند بول در مجرى نمانده است، و رطوبتى ببیند و شك كند كه پاك است‏یا نه،آن رطوبت پاك مى‏باشد، وضو را هم باطل نمى كند.

٧٦ اگر انسان بعد از بول استبراء كند و وضو بگیرد، چنانچه بعد از وضو رطوبت ببیند كه بداند یا بول است‏یا منى، واجب است احتیاطا غسل كند، وضو هم بگیرد. ولى اگر وضو نگرفته باشد، فقط گرفتن وضو كافى است.

٧٧ براى زن استبراء از بول نیست، و اگر رطوبتى ببیند و شك كند پاك است‏یا نه، پاك مى‏باشد، وضو و غسل او را هم باطل نمى‏كند.

مستحبات و مكروهات تخلى

٧٨ مستحب است در موقع تخلى جایى بنشیند كه كسى او را نبیند، و موقع وارد شدن به مكان تخلى اول پاى چپ و موقع بیرون آمدن اول پاى راست را بگذارد. و همچنین مستحب است در حال تخلى سر را بپوشاند، و سنگینى بدن را بر پاى چپ بیندازد.

٧٩ نشستن روبروى خورشید و ماه در موقع تخلى مكروه است، ولى اگر عورت خود را به وسیله‏اى بپوشاند مكروه نیست. و نیز در موقع تخلى نشستن روبروى باد، و در جاده و خیابان و كوچه و درب خانه، و زیر درختى كه میوه مى‏دهد، و چیز خوردن و توقف زیاد، و تطهیر كردن با دست راست مكروه است. و همچنین است‏حرف زدن در حال تخلى، ولى اگر ناچار باشد یا ذكر خدا بگوید، اشكال ندارد.

٨٠ ایستاده بول كردن و بول كردن در زمین سخت و سوراخ جانوران و در آب خصوصا آب ایستاده، مكروه است.

٨١ خوددارى كردن از بول و غائط مكروه است. و اگر ضرر برساند، باید خوددارى نكند.

٨٢ مستحب است انسان پیش از نماز و پیش از خواب و پیش از جماع و بعد از بیرون آمدن منى بول كند.

نجاسات

٨٣ نجاسات یازده چیز است: اول: بول. دوم: غائط. سوم منى. چهارم: مردار.پنجم: خون. ششم و هفتم: سگ و خوك. هشتم: كافر. نهم: شراب. دهم: فقاع. یازدهم عرق شتر نجاست‏خوار.

بول و غائط

٨٤ بول و غائط انسان و هر حیوان حرام گوشتى كه خون جهنده دارد كه اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن مى‏كند، نجس است. ولى فضله حیوانات كوچك مثل پشه و مگس كه گوشت ندارد، پاك

٨٥ فضله پرندگان حرام گوشت، نجس است.

٨٦ بول و غائط حیوان نجاستخوار، نجس است. و همچنین است بول و غائط حیوانى كه انسان آن را وطى كرده، یعنى با آن نزدیكى نموده، و گوسفندى كه استخوان آن از خوردن شیر خوك، محكم شده است.

٣- منى

٨٧ منى حیوانى كه خون جهنده دارد نجس است.

٤- مردار

٨٨ مردار حیوانى كه خون جهنده دارد، نجس است، چه خودش مرده باشدیا به غیر دستورى كه در شرع معین شده، آن را كشته باشند، و ماهى چون خون جهنده ندارد، اگر چه در آب بمیرد، پاك است.

٨٩ چیزهایى از مردار كه مثل پشم و مو و كرك و استخوان و دندان روح نداشته، اگر از غیر حیوانى باشد كه مثل سگ نجس است، پاك مى‏باشد.

٩٠ اگر از بدن انسان یا حیوانى كه خون جهنده دارد و در حالى كه زنده است گوشت‏یا چیز دیگرى را كه روح دارد جدا كنند نجس است.

٩١ پوستهاى مختصر لب و جاهاى دیگر بدن كه موقع افتادنشان رسیده، اگرچه آنها را بكنند پاك است. ولى بنابر احتیاط واجب باید از پوستى كه موقع افتادنش نرسیده و آن را كنده‏اند اجتناب نمایند.

٩٢ تخم مرغى كه از شكم مرغ مرده بیرون مى‏آید، اگر پوست روى آن سفت‏شده باشد پاك است، ولى ظاهر آن را باید آب كشید.

٩٣ اگر بره و بزغاله پیش از آن كه علف‏خوار شوند بمیرند، پنیر مایه‏اى كه‏در شیردان آنها مى‏باشد پاك است، ولى ظاهر آن را باید آب كشید.

٩٤ دواجات روان و عطر و روغن و واكس و صابون كه از خارجه مى‏آورند، اگر انسان یقین به نجاست آنها نداشته باشد، پاك است.

٩٥ گوشت و پیه و چرمى كه در بازار مسلمانان فروخته شود پاك است، و همچنین است اگر یكى از اینها در دست مسلمان باشد. ولى اگر بدانند آن مسلمان از كافر گرفته و رسیدگى نكرده كه از حیوانى است كه به دستور شرع كشته شده یا نه، نجس مى‏باشد.

٥- خون

٩٦ خون انسان و هر حیوانى كه خون جهنده دارد، یعنى حیوانى كه اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن مى‏كند، نجس است. پس خون حیوانى كه مانند ماهى و پشه خون جهنده ندارد، پاك مى‏باشد.

٩٧ اگر حیوان حلال گوشت را به دستورى كه در شرع معین شده بكشند و خون آن به مقدار معمول بیرون آید، خونى كه در بدنش مى‏ماند، پاك است. ولى اگر به علت نفس كشیدن یا به واسطه اینكه سر حیوان در جاى بلندى بوده خون به بدن حیوان برگردد، آن خون نجس است.

٩٨ خونى كه در تخم مرغ مى‏باشد نجس نیست، ولى به احتیاط واجب بایداز خوردن آن اجتناب كند. و اگر خون را با زرده تخم مرغ به هم بزنند كه از بین‏برود، خوردن زرده هم مانعى ندارد.

٩٩ خونى كه گاهى موقع دوشیدن شیر دیده مى‏شود، نجس است و شیر را نجس مى‏كند.

١٠٠ خونى كه از لاى دندانها مى‏آید، اگر به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بین‏برود پاك است، و فرو بردن آب دهان در این صورت اشكال ندارد.

١٠١ خونى كه به واسطه كوبیده شدن زیر ناخن یا زیر پوست مى‏میرد، اگر طورى شود كه دیگر به آن خون نگویند، پاك است. و اگر به آن خون بگویند، در صورتى كه ناخن یا وست‏سوراخ شود، اگر مشقت ندارد، باید براى وضو و غسل خون را بیرون آورند. و اگر مشقت دارد، باید اطراف آن را به طورى كه نجاست زیاد نشود بشویند، و پارچه یا چیزى مثل پارچه، بر آن بگذارند و روى پارچه دست تر بكشند.

١٠٢ اگر انسان نداند كه خون زیر پوست مرده یا گوشت به واسطه كوبیده شدن به‏آن حالت در آمده، پاك است.

١٠٣ اگر موقع جوشیدن غذا ذره‏اى خون در آن بیفتد، تمام غذا و ظرف آن نجس مى‏شود، و جوشیدن و حرارت و آتش پاك كننده نیست.

١٠٤ زرد آبه‏اى كه در حال بهبودى زخم در اطراف آن پیدا مى‏شود، اگر معلوم نباشد كه با خون مخلوط است، پاك مى‏باشد.

٦،٧- سگ و خوك

١٠٥ سگ و خوكى كه در خشكى زندگى مى‏كنند، حتى مو و استخوان و پنجه و ناخن و رطوبت‏هاى آنها نجس است، ولى سگ و خوك دریایى پاك است.

٨- كافر

١٠٦ كافر یعنى كسى كه منكر خدا است، یا براى خدا شریك قرار مى‏دهد، یا پیغمبرى حضرت خاتم الانبیا محمد ابن عبدالله صلى الله علیه و آله و سلم را قبول ندارد، نجس است، و همچنین است اگر در یكى از اینها شك داشته باشد. و نیز كسى كه ضرورى دین یعنى چیزى را كه مثل نماز و روزه، مسلمانان جزو دین اسلام مى‏دانند منكر شود، چنانچه بداند آن چیز ضرورى دین است و انكار آن چیز برگردد به انكار خدا یا توحید یا نبوت، نجس مى‏باشد. و اگر نداند، احتیاطا بایداز او اجتناب كرد، گرچه لازم نیست.

١٠٧ تمام بدن كافر، حتى مو و ناخن و رطوبت هاى او نجس است.

١٠٨ اگر پدر و مادر و جد بچه نابالغ كافر باشند آن بچه هم نجس است،و اگر یكى از اینها مسلمان باشد، بچه پاك است.

١٠٩ كسى كه معلوم نیست مسلمان است‏یا نه پاك مى‏باشد، ولى احكام دیگر مسلمانان را ندارد، مثلا نمى‏تواند زن مسلمان بگیرد و نباید در قبرستان مسلمانان دفن شود.

١١٠ اگر مسلمانى به یكى از دوازده امام دشنام دهد یا با آنان دشمنى داشته باشد، نجس است.

٩- شراب

١١١ شراب و هر چیزى كه انسان را مست مى‏كند، چنانچه به خودى خود روان باشد، نجس است. و اگر مثل بنگ و حشیش روان نباشد، اگر چه چیزى در آن بریزند كه روان شود، پاك است.

١١٢ الكل صنعتى كه براى رنگ كردن درب و میز و صندلى و مانند اینها بكارمى‏برند، اگر انسان نداند از چیزى كه مست كننده و روان است درست كرده‏اند، پاك مى‏باشد.

١١٣ اگر انگور و آب انگور به خودى خود جوش بیاید حرام، ولى نجس نیست، مگر آنكه معلوم شود كه مست كننده است. و اگر به واسطه پختن جوش بیاید،خوردنش حرام است، ولى نجس نیست.

١١٤ خرما و مویز و كشمش و آب آنها اگر جوش بیاید، پاك و خوردن آنها حلال است.

١٠- فقاع

١١٥ فقاع كه از جو گرفته مى‏شود و به آن آبجو مى‏گویند، نجس است. ولى آبى كه به دستور طبیب از جو مى‏گیرند و به آن ماءالشعیر مى‏گویند، پاك مى‏باشد.

عرق جنب از حرام

١١٦ عرق جنب از حرام نجس نسیت، ولى احتیاط واجب آن است كه با بدن یا لباسى كه به آن آلوده شده، نماز نخوانند.

١١٧ اگر انسان در موقعى كه نزدیكى با زن حرام است - مثلا در روزه ماه رمضان- با زن خود نزدیكى كند، بنابر احتیاط واجب باید از عرق خود در نماز اجتناب نماید.

١١٨ اگر جنب از حرام به واسطه تنگى وقت، عوض غسل تیمم نماید و بعد از تیمم و خواندن نماز عرق كند، بنابر احتیاط واجب باید از عرق خود در نماز اجتناب نماید. ولى اگر به واسطه عذر دیگر تیمم كند، اجتناب لازم نیست.

١١٩ اگر كسى از حرام جنب شود و بعد با حلال خود نزدیكى كند، بنابر احتیاط واجب باید از عرق خود در نماز اجتناب كند. ولى اگر اول با حلال خود نزدیكى كند و بعد، از حرام جنب شود، عرق او وجوب اجتناب ندارد.

١١- عرق شتر نجاستخوار

١٢٠ عرق شتر نجاستخوار نجس است. ولى اگر حیوانات دیگر نجاستخوار شوند، از عرق آنها اجتناب لازم نیست.

راه ثابت‏شدن نجاست

١٢١ نجاست هر چیز از سه راه ثابت مى‏شود: اول: آنكه خود انسان یقین كند چیزى نجس است و اگر گمان داشته باشد چیزى نجس است، لازم نیست از آن اجتناب نماید، بنابراین غذا خوردن در قهوه‏خانه و مهمان‏خانه‏هایى كه مردمان لا ابالى و كسانى كه پاكى و نجسى را مراعات نمى‏كنند در آنها غذا مى‏خورند اگر انسان یقین نداشته باشد غذایى را كه براى او آورده‏اند نجس است، اشكال ندارد. دوم: آنكه كسى كه چیزى در اختیار او است بگوید آن چیز نجس است، مثلا همسر انسان یا نوكر یا كلفت بگوید ظرف یا چیز دیگرى كه در اختیار او است نجس مى‏باشد. سوم: آنكه دو مرد عادل بگویند چیزى نجس است، و نیز اگر یك نفر عادل هم بگوید چیزى نجس است، بنابر احتیاط واجب، باید از آن چیز اجتناب كرد.

١٢٢ اگر به واسطه ندانستن مساله، نجس بودن و پاك بودن چیزى را نداند، مثلا نداند عرق جنب از حرام پاك است‏یا نه، باید مساله را بپرسد، ولى اگر بااین كه مساله را مى‏داند چیزى را شك كند پاك است‏یا، نه مثلا شك كند آن چیز خون است‏یا نه یا نداند كه خون پشه است‏یا خون انسان، پاك مى‏باشد.

١٢٣ چیز نجسى كه انسان شك دارد پاك شده یا نه نجس است، و چیز پاك را اگر شك كند نجس شده یا نه پاك است، و اگر هم بتواند نجس بودن یا پاك بودن آن را بفهمد لازم نیست وارسى كند.

١٢٤ اگر بداند یكى از دو ظرف یا دو لباسى كه از هر دوى آنها استفاده مى‏كند نجس شده و نداند كدام است، باید از هر دو اجتناب كند، بلكه اگرمثلا نمى‏داند لباس خودش نجس شده یا لباسى كه هیچ از آن استفاده نمى‏كند و مال دیگرى است باز هم احتیاط آن است كه از لباس خودش اجتناب كند اگر چه لازم نیست.

راه نجس شدن چیزهاى پاك

١٢٥ اگر چیز پاك به چیز نجس برسد و هر دو یا یكى از آنها به طورى تر باشد كه ترى یكى به دیگرى برسد چیز پاك نجس مى‏شود، و اگر ترى به قدرى كم باشد كه به دیگرى نرسد چیزى كه پاك بوده نجس نمى‏شود.

١٢٦ اگر چیز پاكى به چیز نجس برسد و انسان شك كند كه هر دو یا یكى از آنها تر بوده یا نه آن چیز پاك نجس نمى‏شود.

١٢٧ دو چیزى كه انسان نمى‏داند كدام پاك است و كدام نجس است، اگر چیز پاكى با رطوبت به یكى از آنها برسد نجس نمى‏شود، ولى اگر یكى از آنها قبلا نجس بوده و انسان نداند پاك شده یا نه، چنانچه چیز پاكى به آن برسد نجس مى‏شود.

١٢٨ زمین و پارچه و مانند اینها اگر رطوبت داشته باشد، هر قسمتى كه نجاست به آن برسد نجس مى‏شود و جاهاى دیگر آن پاك است، و همچنین است‏خیار و خربزه و مانند اینها.

١٢٩ هرگاه شیره و روغن روان باشد، همین كه یك نقطه از آن نجس شد تمام آن نجس مى‏شود ولى اگر روان نباشد، نجس نمى‏شود.

١٣٠ اگر مگس یا حیوانى مانند آن روى چیز نجسى كه تر است بنشیند و بعد روى چیز پاكى كه آن هم تر است بنشیند، چنانچه انسان بداند نجاست همراه آن حیوان بوده چیز پاك نجس مى‏شود و اگر نداند پاك است.

١٣١ اگر جایى از بدن كه عرق دارد نجس شود و عرق از آنجا به جاى دیگر برود هر جا كه عرق به آن برسد نجس مى‏شود، و اگر عرق به جاى دیگر نرود جاهاى دیگر بدن پاك است.

١٣٢ اخلاطى كه از بینى یا گلو مى‏آید اگر خون داشته باشد جایى كه خون دارد نجس و بقیه آن پاك است، پس اگر به بیرون دهان یا بینى برسد مقدارى را كه انسان یقین دارد جاى نجس اخلاط به آن رسیده نجس است، و محلى را كه شك دارد جاى نجس به آن رسیده یا نه پاك مى‏باشد.

١٣٣ اگر آفتابه‏اى را كه ته آن سوراخ است روى زمین نجس بگذارند چنانچه آب طورى زیر آن جمع گردد كه با آب آفتابه یكى حساب شود آب آفتابه نجس مى‏شود ولى اگر آبى كه از زیر آفتابه خارج مى‏شود در زمین فرو رود یا جارى شود به نحوى كه با آب داخل آن یكى حساب نشود، آب آفتابه نجس نمى‏شود.

١٣٤ اگر چیزى داخل بدن شود و به نجاست برسد در صورتى كه بعد از بیرون آمدن آلوده به نجاست نباشد پاك است، پس اگر اسباب اماله یا آب آن در مخرج غائط وارد شود یا سوزن و چاقو و مانند اینها در بدن فرو رود و بعد از بیرون آمدن به نجاست آلوده نباشد نجس نیست و همچنین است آب دهان و بینى اگر در داخل به خون برسد و بعد از بیرون آمدن به خون آلوده نباشد.

احكام نجاسات

١٣٥ نجس كردن خط و ورق قرآن حرام است، و اگر نجس شود باید فورا آن را آب بكشند.

١٣٦ اگر جلد قرآن نجس شود، در صورتى كه بى‏احترامى به قرآن باشد باید آن را آب بكشند.

١٣٧ گذاشتن قرآن روى عین نجس مانند خون و مردار، اگر چه آن عین نجس خشك باشد، حرام است و برداشتن قرآن از روى آن واجب مى‏باشد.

١٣٨ نوشتن قرآن با مركب نجس اگر چه یك حرف آن باشد حرام است، و اگر نوشته شود باید آن را آب بكشند یا به واسطه تراشیدن و مانند آن كارى كنند كه از بین برود.

١٣٩ احتیاط واجب آن است كه از دادن قرآن به كافر خوددارى كنند و اگر قرآن دست اوست در صورت امكان از او بگیرند.

١٤٠ اگر ورق قرآن یا چیزى كه احترام آن لازم است -مثل كاغذى كه اسم خدا یا پیغمبر(ص) یا امام(ع) بر آن نوشته شده- در مستراح بیفتد، بیرون آوردن و آب كشیدن آن اگر چه خرج داشته باشد واجب است، و اگر بیرون آوردن آن ممكن نباشد، باید به آن مستراح نروند تا یقین كنند آن ورق پوسیده است. و نیز اگر تربت در مستراح بیفتد و بیرون آوردن آن ممكن نباشد، باید تا وقتى كه یقین نكرده‏اند به كلى از بین رفته به آن مستراح نروند.

١٤١ خوردن و آشامیدن چیز نجس حرام است، و نیز خورانیدن عین نجس به اطفال در صورتى كه ضرر داشته باشد، حرام مى‏باشد. بلكه اگر ضرر هم نداشته باشد بنابر احتیاط واجب باید از آن خوددارى كنند، ولى خوراندن غذاهایى كه نجس شده است به طفل حرام نیست.

١٤٢ فروختن و عاریه دادن چیز نجسى كه مى‏شود آن را آب كشید، اگر نجس بودن آن را به طرف نگویند، اشكال ندارد. ولى چنانچه انسان بداند كه عاریه گیرنده و خریدار آن را در خوردن و آشامیدن استعمال مى‏كنند، باید نجاستش را به او بگویند.

١٤٣ اگر انسان ببیند كسى چیز نجسى را مى‏خورد یا با لباس نجس نماز مى‏خواند،لازم نیست به او بگوید.

١٤٤ اگر جایى از خانه یا فرش كسى نجس باشد و ببیند بدن یا لباس یا چیز دیگر كسانى كه وارد خانه او مى‏شوند با رطوبت به جاى نجس رسیده است، لازم نیست به آنان بگوید.

١٤٥ اگر صاحب خانه در بین غذا خوردن بفهمد غذا نجس است، باید به مهمانها بگوید. اما اگر یكى از مهمانها بفهمد، لازم نیست به دیگران خبر دهد. ولى چنانچه طورى با آنان معاشرت دارد كه مى‏داند به واسطه نگفتن خود او هم نجس مى‏شود، باید بعد از غذا به آنان بگوید.

١٤٦ اگر چیزى را كه عاریه كرده نجس شود اگر بداند كه صاحبش آن چیز را در خوردن و آشامیدن استعمال مى‏كند، واجب است به او بگوید.

١٤٧ بچه ممیزى كه خوب و بد را مى‏فهمد، اگر تكلیفش هم نزدیك است اگربگوید چیزى را آب كشیدم، دوباره باید آن را آب كشید. ولى اگر بگوید چیزى كه در دست اوست نجس است، احتیاط آن است كه از آن اجتناب كنند. اگر چه بعید نیست اعتبار قول صبى مراهق.





نوع مطلب : احکام و استفتائات، 
برچسب ها :