تبلیغات
khademineasheghaneabasaleh - توضیح المسائل حضرت امام خمینى (قدس سره الشریف) احکام تقلید/طهارت/آب ها
 
khademineasheghaneabasaleh
به امید فرج مهدی منتظر همچنان منتظریم
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : morteza taghavi
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وب سایت؟







برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

احكام تقلید

١ عقیده مسلمان به اصول دین باید از روى دلیل باشد، ولى در احكام غیر ضرورى دین باید یا مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روى دلیل به دست آورد،یا از مجتهد تقلید كند، یعنى به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط طورى به وظیفه

خود عمل نماید كه یقین كند تكلیف خود را انجام داده است، مثلا اگر عده‏اى از مجتهدین عملى را حرام مى‏دانند و عده دیگر مى‏گویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد، و اگر عملى را بعضى واجب و بعضى مستحب مى‏دانند آن را بجا آورد. پس كسانى كه مجتهد نیستند و نمى‏توانند به احتیاط عمل كنند واجب است از مجتهد تقلید نمایند.

٢ تقلید در احكام عمل كردن به دستور مجتهد است. و از مجتهدى باید تقلید كرد كه مرد و بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامى و حلال زاده و زنده و عادل باشد. و نیز بنابر احتیاط واجب باید از مجتهدى تقلید كرد كه حریص به دنیا نباشد و از مجتهدین دیگر اعلم باشد، یعنى در فهمیدن حكم خدا از تمام مجتهدین زمان خود استادتر باشد.

٣ مجتهد و اعلم را از سه راه مى‏توان شناخت: اول: آنكه خود انسان یقین كند، مثل آنكه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد. دوم: آنكه دو نفر عالم عادل كه مى‏توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند مجتهد بودن یا اعلم بودن كسى را تصدیق كنند، به شرط آنكه دو نفر عالم عادل دیگر با گفته آنان مخالفت ننمایند. سوم: آنكه عده‏اى از اهل علم كه مى‏توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند و از گفته آنان اطمینان پیدا مى‏شود، مجتهد بودن و یا اعلم بودن كسى را تصدیق كنند.

٤ اگر شناختن اعلم مشكل باشد به احتیاط واجب باید از كسى تقلید كند كه گمان به اعلم بودن او دارد، بلكه اگر احتمال ضعیفى هم بدهد كه كسى اعلم است‏و بداند دیگرى از او اعلم نیست به احتیاط واجب باید از او تقلید نماید. و اگرچند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یكدیگر مساوى باشند باید از یكى ازآنان تقلید نماید.

٥ به دست آوردن فتوى یعنى دستور مجتهد چهار راه دارد: اول: شنیدن از خود مجتهد. دوم: شنیدن از دو نفر عادل كه فتواى مجتهد را نقل كنند. سوم: شنیدن از كسى كه مورد اطمینان و راستگوست. چهارم: دیدن در رساله مجتهد در صورتى كه انسان به درستى آن رساله اطمینان داشته باشد.

٦ تا انسان یقین نكند كه فتواى مجتهد عوض شده است، مى‏تواند به آنچه در رساله نوشته شده عمل نماید و اگر احتمال دهد كه فتواى او عوض شده، جستجو لازم نیست.

٧ اگر مجتهد اعلم در مساله‏اى فتوى دهد، مقلد آن مجتهد یعنى كسى كه از او تقلید مى‏كند نمى‏تواند در آن مساله به فتواى مجتهد دیگر عمل كند، ولى اگر فتوى ندهد و بفرماید احتیاط آن است كه فلان طور عمل شود مثلا بفرماید احتیاط آن است كه در ركعت‏سوم و چهارم نماز، سه مرتبه تسبیحات اربعه یعنى "سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر" بگویند، مقلد باید یا به این احتیاط كه احتیاط واجبش مى‏گویند عمل كند و سه مرتبه بگوید یا بنابر احتیاط واجب به فتواى مجتهدى كه علم او از مجتهد اعلم كمتر و از مجتهدهاى دیگر بیشتر است،عمل نماید، پس اگر او یك مرتبه گفتن را كافى بداند، مى‏تواند یك مرتبه بگوید. و همچنین است اگر مجتهد اعلم بفرماید مساله محل تامل یا محل اشكال است.

٨ اگر مجتهد اعلم بعد از آن كه در مساله فتوا داده احتیاط كند، مثلا بفرماید ظرف نجس را كه یك مرتبه در آب كر بشویند پاك مى‏شود، اگر چه احتیاط آن است كه سه مرتبه بشویند، مقلد او نمى‏تواند در آن مساله به فتواى مجتهد دیگر رفتار كند، بلكه باید یا به فتوا عمل كند، یا به احتیاط بعد از فتوا كه آن را احتیاط مستحب مى‏گویند عمل نماید، مگر آن كه فتواى آن مجتهد نزدیكتر به احتیاط باشد.

٩ تقلید میت ابتداءا جایز نیست، ولى بقاى بر تقلید میت اشكال ندارد. و باید بقاى بر تقلید میت به فتواى مجتهد زنده باشد و كسى كه در بعضى‏از مسایل به فتواى مجتهدى عمل كرده، بعد از مردن آن مجتهد مى‏تواند در همه مسایل از او تقلید كند.

١٠ اگر در مساله‏اى به فتواى مجتهدى عمل كند و بعد از مردن او در همان مساله به فتواى مجتهد زنده رفتار نماید، دوباره نمى‏تواند آن را مطابق فتواى مجتهدى كه از دنیا رفته است انجام دهد، ولى اگر مجتهد زنده در مساله‏اى فتوى ندهد و احتیاط نماید و مقلد مدتى به آن احتیاط عمل كند، دوباره مى‏تواند به فتواى مجتهدى كه از دنیا رفته عمل نماید، مثلا اگر مجتهدى گفتن یك مرتبه "سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر" را در ركعت‏سوم و چهارم نماز،كافى بداند و مقلد مدتى به این دستور عمل نماید و یك مرتبه بگوید، چنانچه آن مجتهد از دنیا برود و مجتهد زنده احتیاط واجب را در سه مرتبه گفتن بداند و مقلد مدتى به این احتیاط عمل كند و سه مرتبه بگوید، دوباره مى‏تواند به فتواى مجتهدى كه از دنیا رفته برگردد و یك مرتبه بگوید.

١١ مسائلى را كه انسان غالبا به آنها احتیاج دارد واجب است، یاد بگیرد.

١٢ اگر براى انسان مساله‏اى پیش آید كه حكم آن را نمى‏داند، مى‏تواند صبر كند تا فتواى مجتهد اعلم را به دست آورد یا اگر احتیاط ممكن است به احتیاط عمل نماید، بلكه اگر احتیاط ممكن نباشد چنانچه از انجام عمل، محذورى لازم نیاید، مى‏تواند عمل را به جا آورد. پس اگر معلوم شد كه مخالف واقع یا گفتار مجتهد بوده دوباره باید انجام دهد.

١٣ اگر كسى فتواى مجتهدى را به دیگرى بگوید، چنانچه فتواى آن مجتهد عوض شود،لازم نیست به او خبر دهد كه فتوى عوض شده، ولى اگر بعد از گفتن فتوى بفهمد اشتباه كرده، در صورتى كه ممكن باشد، باید اشتباه را برطرف كند.

١٤ اگر مكلف مدتى اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد در صورتى اعمال او صحیح است كه بفهمد به وظیفه واقعى خود رفتار كرده است‏یا عمل او با فتواى مجتهدى كه وظیفه‏اش تقلید از او بوده یا با فتواى مجتهدى كه فعلا بایداز او تقلید كند، مطابق باشد.

احكام طهارت

آب مطلق و مضاف

١٥ آب یا مطلق است‏یا مضاف: آب مضاف آبى است كه آن را از چیزى بگیرند،مثل آب هندوانه و گلاب، یا با چیزى مخلوط باشد، مثل آبى كه به قدرى با گل و مانند آن مخلوط شود كه دیگر به آن آب نگویند. و غیر اینها آب مطلق است و آن بر پنج قسم است: اول: آب كر. دوم: آب قلیل. سوم: آب جارى. چهارم: آب باران.پنجم: آب چاه.

١- آب كر

١٦ آب كر مقدار آبى است كه اگر در ظرفى كه درازا و پهنا و گودى آن هر یك سه وجب و نیم است بریزند آن ظرف را پر كند، و وزن آن از من تبریز مثقال كمتر است، و به حسب كیلوى متعارف بنابر اقرب ٤١٩/٣٧٧ كیلوگرم مى‏شود.

١٧ اگر عین نجس مانند بول و خون به آب كر برسد، چنانچه به واسطه آن بویا رنگ و یا مزه آب تغییر كند آب نجس مى‏شود، و اگر تغییر نكند، نجس نمى‏شود.

١٨ اگر بوى آب كر به واسطه غیر نجاست تغییر كند، نجس نمى‏شود.

١٩ اگر عین نجس مانند خون به آبى كه بیشتر از كر است برسد و بو یا رنگ یا مزه قسمتى از آن را تغییر دهد، چنانچه مقدارى كه تغییر نكرده كمتر از كر باشد،تمام آب نجس مى‏شود. و اگر به اندازه كر یا بیشتر باشد، فقط مقدارى كه بو یا مزه یا رنگ آن تغییر كرده نجس است.

٢٠ آب فواره اگر متصل به كر باشد آب نجس را پاك مى‏كند در صورتى كه مخلوط با آن شود. ولى اگر قطره قطره روى آن آب نجس بریزد آن را پاك نمى‏كند،مگر آنكه چیزى روى فواره بگیرند تا آب آن قبل از قطره قطره شدن، به آب نجس متصل شود و با آن مخلوط گردد.

٢١ اگر چیز نجس را زیر شیرى كه متصل به كر است بشویند آبى كه از آن چیز مى‏ریزد اگر متصل به كر باشد و بو یا رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد پاك است

٢٢ اگر مقدارى از آب كر یخ ببندد و باقى آن بقدر كر نباشد چنانچه نجاست به آن برسد نجس مى‏شود، و هر قدر از یخ هم آب شود نجس است .

٢٣ آبى كه به اندازه كر بوده، اگر انسان شك كند از كر كمتر شده یا نه مثل آب كر است ، یعنى نجاست را پاك مى‏كند و اگر نجاستى هم به آن برسد نجس نمى‏شود. و آبى كه كمتر از كر بوده و انسان شك دارد به مقدار كر شده یا نه حكم آب كر ندارد .

٢٤ كر بودن آب به دو راه ثابت مى‏شود: اول: آن كه خود انسان یقین كند. دوم: آن كه دو مرد عادل خبر دهند.

٢- آب قلیل

٢٥ آب قلیل آبى است كه از زمین نجوشد و از كر كمتر باشد.

٢٦ اگر آب قلیل روى چیز نجس بریزد یا چیز نجس به آن برسد نجس مى‏شود، ولى اگر از بالا با فشار روى چیز نجس بریزد مقدارى كه به آن چیز مى‏رسد نجس ، و هر چه بالاتر از آن است پاك مى‏باشد، و نیز اگر مثل فواره با فشار از پایین به بالا رود در صورتى كه نجاست به بالا برسد پایین نجس نمى‏شود و اگر نجاست به پایین برسد بالا نجس مى‏شود.

٢٧ آب قلیلى كه براى برطرف كردن عین نجاست روى چیز نجس ریخته شود و از آن جدا گردد، نجس است ، و همچنین بنابر اقوى باید از آب قلیلى هم كه بعد از برطرف شدن عین نجاست ، براى آب كشیدن چیز نجس روى آن مى‏ریزند و از آن جدا مى‏شود، اجتناب كنند. ولى آبى كه با آن مخرج بول و غائط را مى شویند با پنج‏شرط پاك است: اول : آن كه بو یا رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد. دوم : نجاستى از خارج به آن نرسیده باشد. سوم : نجاست دیگرى مثل خون، یا بول یا غائط بیرون نیامده باشد. چهارم : ذره‏هاى غائط در آب پیدا نباشد. پنجم : بیشتر از مقدار معمول ، نجاست به اطراف مخرج نرسیده باشد.

٣- آب جارى

٢٨ آب جارى آبى است كه از زمین بجوشدو جریان داشته باشد مانند آب چشمه و قنات .

٢٩ آب جارى اگر چه كمتر از كر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد تا وقتى بو یا رنگ یا مزه آن بواسطه نجاست تغییر نكرده پاك است .

٣٠ اگر نجاستى به آب جارى برسد مقدارى از آن كه بو یا رنگ یا مزه‏اش بواسطه نجاست تغییر كرده نجس است و طرفى ?html dir="rtl">

توضیح المسائل حضرت امام خمینى (قدس سره الشریف)

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین، و الصلاة و السلام على خیر خلقه محمد
و آله الطاهرین ، و لعنة الله على اعدائهم اجمعین الى یوم الدین

احكام تقلید

١ عقیده مسلمان به اصول دین باید از روى دلیل باشد، ولى در احكام غیر ضرورى دین باید یا مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روى دلیل به دست آورد،یا از مجتهد تقلید كند، یعنى به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط طورى به وظیفه خود عمل نماید كه یقین كند تكلیف خود را انجام داده است، مثلا اگر عده‏اى از مجتهدین عملى را حرام مى‏دانند و عده دیگر مى‏گویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد، و اگر عملى را بعضى واجب و بعضى مستحب مى‏دانند آن را بجا آورد. پس كسانى كه مجتهد نیستند و نمى‏توانند به احتیاط عمل كنند واجب است از مجتهد تقلید نمایند.

٢ تقلید در احكام عمل كردن به دستور مجتهد است. و از مجتهدى باید تقلید كرد كه مرد و بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامى و حلال زاده و زنده و عادل باشد. و نیز بنابر احتیاط واجب باید از مجتهدى تقلید كرد كه حریص به دنیا نباشد و از مجتهدین دیگر اعلم باشد، یعنى در فهمیدن حكم خدا از تمام مجتهدین زمان خود استادتر باشد.

٣ مجتهد و اعلم را از سه راه مى‏توان شناخت: اول: آنكه خود انسان یقین كند، مثل آنكه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد. دوم: آنكه دو نفر عالم عادل كه مى‏توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند مجتهد بودن یا اعلم بودن كسى را تصدیق كنند، به شرط آنكه دو نفر عالم عادل دیگر با گفته آنان مخالفت ننمایند. سوم: آنكه عده‏اى از اهل علم كه مى‏توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند و از گفته آنان اطمینان پیدا مى‏شود، مجتهد بودن و یا اعلم بودن كسى را تصدیق كنند.

٤ اگر شناختن اعلم مشكل باشد به احتیاط واجب باید از كسى تقلید كند كه گمان به اعلم بودن او دارد، بلكه اگر احتمال ضعیفى هم بدهد كه كسى اعلم است‏و بداند دیگرى از او اعلم نیست به احتیاط واجب باید از او تقلید نماید. و اگرچند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یكدیگر مساوى باشند باید از یكى ازآنان تقلید نماید.

٥ به دست آوردن فتوى یعنى دستور مجتهد چهار راه دارد: اول: شنیدن از خود مجتهد. دوم: شنیدن از دو نفر عادل كه فتواى مجتهد را نقل كنند. سوم: شنیدن از كسى كه مورد اطمینان و راستگوست. چهارم: دیدن در رساله مجتهد در صورتى كه انسان به درستى آن رساله اطمینان داشته باشد.

٦ تا انسان یقین نكند كه فتواى مجتهد عوض شده است، مى‏تواند به آنچه در رساله نوشته شده عمل نماید و اگر احتمال دهد كه فتواى او عوض شده، جستجو لازم نیست.

٧ اگر مجتهد اعلم در مساله‏اى فتوى دهد، مقلد آن مجتهد یعنى كسى كه از او تقلید مى‏كند نمى‏تواند در آن مساله به فتواى مجتهد دیگر عمل كند، ولى اگر فتوى ندهد و بفرماید احتیاط آن است كه فلان طور عمل شود مثلا بفرماید احتیاط آن است كه در ركعت‏سوم و چهارم نماز، سه مرتبه تسبیحات اربعه یعنى "سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر" بگویند، مقلد باید یا به این احتیاط كه احتیاط واجبش مى‏گویند عمل كند و سه مرتبه بگوید یا بنابر احتیاط واجب به فتواى مجتهدى كه علم او از مجتهد اعلم كمتر و از مجتهدهاى دیگر بیشتر است،عمل نماید، پس اگر او یك مرتبه گفتن را كافى بداند، مى‏تواند یك مرتبه بگوید. و همچنین است اگر مجتهد اعلم بفرماید مساله محل تامل یا محل اشكال است.

٨ اگر مجتهد اعلم بعد از آن كه در مساله فتوا داده احتیاط كند، مثلا بفرماید ظرف نجس را كه یك مرتبه در آب كر بشویند پاك مى‏شود، اگر چه احتیاط آن است كه سه مرتبه بشویند، مقلد او نمى‏تواند در آن مساله به فتواى مجتهد دیگر رفتار كند، بلكه باید یا به فتوا عمل كند، یا به احتیاط بعد از فتوا كه آن را احتیاط مستحب مى‏گویند عمل نماید، مگر آن كه فتواى آن مجتهد نزدیكتر به احتیاط باشد.

٩ تقلید میت ابتداءا جایز نیست، ولى بقاى بر تقلید میت اشكال ندارد. و باید بقاى بر تقلید میت به فتواى مجتهد زنده باشد و كسى كه در بعضى‏از مسایل به فتواى مجتهدى عمل كرده، بعد از مردن آن مجتهد مى‏تواند در همه مسایل از او تقلید كند.

١٠ اگر در مساله‏اى به فتواى مجتهدى عمل كند و بعد از مردن او در همان مساله به فتواى مجتهد زنده رفتار نماید، دوباره نمى‏تواند آن را مطابق فتواى مجتهدى كه از دنیا رفته است انجام دهد، ولى اگر مجتهد زنده در مساله‏اى فتوى ندهد و احتیاط نماید و مقلد مدتى به آن احتیاط عمل كند، دوباره مى‏تواند به فتواى مجتهدى كه از دنیا رفته عمل نماید، مثلا اگر مجتهدى گفتن یك مرتبه "سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر" را در ركعت‏سوم و چهارم نماز،كافى بداند و مقلد مدتى به این دستور عمل نماید و یك مرتبه بگوید، چنانچه آن مجتهد از دنیا برود و مجتهد زنده احتیاط واجب را در سه مرتبه گفتن بداند و مقلد مدتى به این احتیاط عمل كند و سه مرتبه بگوید، دوباره مى‏تواند به فتواى مجتهدى كه از دنیا رفته برگردد و یك مرتبه بگوید.

١١ مسائلى را كه انسان غالبا به آنها احتیاج دارد واجب است، یاد بگیرد.

١٢ اگر براى انسان مساله‏اى پیش آید كه حكم آن را نمى‏داند، مى‏تواند صبر كند تا فتواى مجتهد اعلم را به دست آورد یا اگر احتیاط ممكن است به احتیاط عمل نماید، بلكه اگر احتیاط ممكن نباشد چنانچه از انجام عمل، محذورى لازم نیاید، مى‏تواند عمل را به جا آورد. پس اگر معلوم شد كه مخالف واقع یا گفتار مجتهد بوده دوباره باید انجام دهد.

١٣ اگر كسى فتواى مجتهدى را به دیگرى بگوید، چنانچه فتواى آن مجتهد عوض شود،لازم نیست به او خبر دهد كه فتوى عوض شده، ولى اگر بعد از گفتن فتوى بفهمد اشتباه كرده، در صورتى كه ممكن باشد، باید اشتباه را برطرف كند.

١٤ اگر مكلف مدتى اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد در صورتى اعمال او صحیح است كه بفهمد به وظیفه واقعى خود رفتار كرده است‏یا عمل او با فتواى مجتهدى كه وظیفه‏اش تقلید از او بوده یا با فتواى مجتهدى كه فعلا بایداز او تقلید كند، مطابق باشد.

احكام طهارت

آب مطلق و مضاف

١٥ آب یا مطلق است‏یا مضاف: آب مضاف آبى است كه آن را از چیزى بگیرند،مثل آب هندوانه و گلاب، یا با چیزى مخلوط باشد، مثل آبى كه به قدرى با گل و مانند آن مخلوط شود كه دیگر به آن آب نگویند. و غیر اینها آب مطلق است و آن بر پنج قسم است: اول: آب كر. دوم: آب قلیل. سوم: آب جارى. چهارم: آب باران.پنجم: آب چاه.

١- آب كر

١٦ آب كر مقدار آبى است كه اگر در ظرفى كه درازا و پهنا و گودى آن هر یك سه وجب و نیم است بریزند آن ظرف را پر كند، و وزن آن از من تبریز مثقال كمتر است، و به حسب كیلوى متعارف بنابر اقرب ٤١٩/٣٧٧ كیلوگرم مى‏شود.

١٧ اگر عین نجس مانند بول و خون به آب كر برسد، چنانچه به واسطه آن بویا رنگ و یا مزه آب تغییر كند آب نجس مى‏شود، و اگر تغییر نكند، نجس نمى‏شود.

١٨ اگر بوى آب كر به واسطه غیر نجاست تغییر كند، نجس نمى‏شود.

١٩ اگر عین نجس مانند خون به آبى كه بیشتر از كر است برسد و بو یا رنگ یا مزه قسمتى از آن را تغییر دهد، چنانچه مقدارى كه تغییر نكرده كمتر از كر باشد،تمام آب نجس مى‏شود. و اگر به اندازه كر یا بیشتر باشد، فقط مقدارى كه بو یا مزه یا رنگ آن تغییر كرده نجس است.

٢٠ آب فواره اگر متصل به كر باشد آب نجس را پاك مى‏كند در صورتى كه مخلوط با آن شود. ولى اگر قطره قطره روى آن آب نجس بریزد آن را پاك نمى‏كند،مگر آنكه چیزى روى فواره بگیرند تا آب آن قبل از قطره قطره شدن، به آب نجس متصل شود و با آن مخلوط گردد.

٢١ اگر چیز نجس را زیر شیرى كه متصل به كر است بشویند آبى كه از آن چیز مى‏ریزد اگر متصل به كر باشد و بو یا رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد پاك است

٢٢ اگر مقدارى از آب كر یخ ببندد و باقى آن بقدر كر نباشد چنانچه نجاست به آن برسد نجس مى‏شود، و هر قدر از یخ هم آب شود نجس است .

٢٣ آبى كه به اندازه كر بوده، اگر انسان شك كند از كر كمتر شده یا نه مثل آب كر است ، یعنى نجاست را پاك مى‏كند و اگر نجاستى هم به آن برسد نجس نمى‏شود. و آبى كه كمتر از كر بوده و انسان شك دارد به مقدار كر شده یا نه حكم آب كر ندارد .

٢٤ كر بودن آب به دو راه ثابت مى‏شود: اول: آن كه خود انسان یقین كند. دوم: آن كه دو مرد عادل خبر دهند.

٢- آب قلیل

٢٥ آب قلیل آبى است كه از زمین نجوشد و از كر كمتر باشد.

٢٦ اگر آب قلیل روى چیز نجس بریزد یا چیز نجس به آن برسد نجس مى‏شود، ولى اگر از بالا با فشار روى چیز نجس بریزد مقدارى كه به آن چیز مى‏رسد نجس ، و هر چه بالاتر از آن است پاك مى‏باشد، و نیز اگر مثل فواره با فشار از پایین به بالا رود در صورتى كه نجاست به بالا برسد پایین نجس نمى‏شود و اگر نجاست به پایین برسد بالا نجس مى‏شود.

٢٧ آب قلیلى كه براى برطرف كردن عین نجاست روى چیز نجس ریخته شود و از آن جدا گردد، نجس است ، و همچنین بنابر اقوى باید از آب قلیلى هم كه بعد از برطرف شدن عین نجاست ، براى آب كشیدن چیز نجس روى آن مى‏ریزند و از آن جدا مى‏شود، اجتناب كنند. ولى آبى كه با آن مخرج بول و غائط را مى شویند با پنج‏شرط پاك است: اول : آن كه بو یا رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد. دوم : نجاستى از خارج به آن نرسیده باشد. سوم : نجاست دیگرى مثل خون، یا بول یا غائط بیرون نیامده باشد. چهارم : ذره‏هاى غائط در آب پیدا نباشد. پنجم : بیشتر از مقدار معمول ، نجاست به اطراف مخرج نرسیده باشد.

٣- آب جارى

٢٨ آب جارى آبى است كه از زمین بجوشدو جریان داشته باشد مانند آب چشمه و قنات .

٢٩ آب جارى اگر چه كمتر از كر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد تا وقتى بو یا رنگ یا مزه آن بواسطه نجاست تغییر نكرده پاك است .

٣٠ اگر نجاستى به آب جارى برسد مقدارى از آن كه بو یا رنگ یا مزه‏اش بواسطه نجاست تغییر كرده نجس است و طرفى كه متصل به چشمه است اگر چه كمتر از كر باشد پاك است . و آبهاى دیگر نهر اگر به اندازه كر باشد یا بواسطه آبى كه تغییر نكرده به آب طرف چشمه متصل باشد، پاك و گر نه نجس است .

٣١ آب چشمه‏اى كه جارى نیست ولى طورى است كه اگر از آن بردارند باز مى‏جوشد حكم آب جارى دارد. یعنى اگر نجاست به آن برسد، تا وقتى بو یا رنگ یا مزه آن بواسطه نجاست تغییر نكرده پاك است .

٣٢ آبى كه كنار نهر ایستاده و متصل به آب جارى است‏حكم آب جارى دارد.

٣٣ چشمه‏اى كه مثلا در زمستان مى‏جوشد و در تابستان از جوشش مى‏افتد فقط وقتى كه مى‏جوشد حكم آب جارى دارد.

٣٤ آب حوض حمام اگر چه كمتر از كر باشد چنانچه به خزینه‏اى كه آب آن به اندازه كر است متصل باشد مثل آب جارى است .

٣٥ آب لوله‏هاى حمام كه از شیرها و دوشها مى‏ریزد اگر متصل به كر باشد مثل آب جارى است و آب لوله‏هاى عمارات اگر متصل به كر باشد در حكم آب كر است .

٣٦ آبى كه روى زمین جریان دارد ولى از زمین نمى‏جوشد، چنانچه كمتر از كر باشد و نجاست به آن برسد نجس مى‏شود اما اگر از بالا با فشار به پایین بریزد، چنانچه نجاست به پایین آن برسد بالاى آن نجس نمى‏شود.

٤- آب باران

٣٧ اگر به چیز نجسى كه عین نجاست در آن نیست‏یك مرتبه باران ببارد جایى كه باران به آن برسد پاك مى‏شود . و در فرش و لباس و مانند اینها فشار لازم نیست ولى باریدن دو سه قطره فایده ندارد، بلكه باید طورى باشد كه بگویند باران مى‏آید.

٣٨ اگر باران به عین نجس ببارد و به جاى دیگر ترشح كند، چنانچه عین نجاست همراه آن نباشد و بو یا رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد پاك است . پس اگر باران بر خون ببارد و ترشح كند ، چنانچه ذره‏اى خون در آن باشد یا آن كه بو یا رنگ یا مزه خون گرفته باشد نجس است .

٣٩ اگر بر سقف عمارت یا روى بام آن عین نجاست باشد، تا وقتى باران به بام مى‏بارد آبى كه به چیز نجس رسیده و از سقف یا ناودان مى‏ریزد پاك است . و بعد از قطع شدن باران اگر معلوم باشد آبى كه مى‏ریزد به چیز نجس رسیده است ، نجس مى‏باشد.

٤٠ زمین نجسى كه باران بر آن ببارد پاك مى‏شود. و اگر باران بر زمین جارى شود و به جاى نجسى كه زیر سقف است برسد ، آن را نیز پاك مى‏كند .

٤١ خاك نجسى كه به واسطه باران گل شود و آب آن را فرا گیرد پاك است. اما اگر فقط رطوبت به آن برسد پاك نمى‏شود.

٤٢ هرگاه آب باران در جایى جمع شود اگر چه كمتر از كر باشد، چنانجه موقعى كه باران مى‏آید چیز نجسى را در آن بشویند و آب بو یا رنگ یا مزه نجاست نگیرد، آن چیز نجس پاك مى‏شود.

٤٣ اگر بر فرش پاكى كه روى زمین نجس است باران ببارد، و بر زمین نجس جارى شود، فرش نجس نمى‏شود و زمین هم پاك مى‏گردد.

٥- آب چاه

٤٤ آب چاهى كه از زمین مى‏جوشد اگر چه كمتر از كر باشد چنانچه نجاست به آن برسد، تا وقتى بو یا رنگ یا مزه آن به واسطه نجاست تغییر نكرده پاك است، ولى مستحب است پس از رسیدن بعضى از نجاستها مقدارى كه در كتابهاى مفصل گفته شده از آب آن بكشند.

٤٥ اگر نجاستى در چاه بریزد و بو یا رنگ یا مزه آب آن را تغییر دهد، چنانچه تغییر آب چاه از بین برود، موقعى پاك مى‏شود كه با آبى كه از چاه مى‏جوشد، مخلوط گردد.

٤٦ اگر آب باران یا آب دیگر، در گودالى جمع شود و كمتر از كر باشد، چنانچه بعد از قطع شدن باران نجاست به آن برسد، نجس مى‏شود.

احكام آبها

٤٧ آب مضاف كه معنى آن گفته شد، چیز نجس را پاك نمى‏كند، وضو و غسل هم باآن باطل است.

٤٨ اگر ذره‏اى نجاست به آب مضاف برسد نجس مى‏شود. ولى چنانچه از بالابا فشار روى چیز نجس بریزد، مقدارى كه به چیز نجس رسیده نجس، و مقدارى كه بالاتر از آن است پاك مى‏باشد. مثلا اگر گلاب را از گلابدان روى دست نجس بریزند،آنچه به دست رسیده نجس و آنچه به دست نرسیده پاك است. و نیز اگر مثل فواره با فشار از پایین به بالا برود اگر نجاست به بالا برسد، پایین نجس نمى‏شود.

٤٩ اگر آب مضاف نجس طورى با آب كر یا جارى مخلوط شود كه دیگر آب مضاف به آن نگویند، پاك مى‏شود.

٥٠ آبى كه مطلق بوده و معلوم نیست مضاف شده یا نه، مثل آب مطلق است،یعنى چیز نجس را پاك مى‏كند، وضو و غسل هم با آن صحیح است. و آبى كه مضاف بوده‏و معلوم نیست مطلق شده یا نه مثل آب مضاف است، یعنى چیز نجس را پاك نمى‏كند،وضو و غسل هم با آن باطل است.

٥١ آبى كه معلوم نیست مطلق است‏یا مضاف، و معلوم نیست كه قبلا مطلق یا مضاف بوده، نجاست را پاك نمى‏كند، وضو و غسل هم با آن باطل است. ولى اگر به‏اندازه كر یا بیشتر باشد و نجاست به آن برسد حكم به نجس بودن آن نمى‏شود.

٥٢ آبى كه عین نجاست مثل خون و بول به آن برسد و بو یا رنگ یا مزه آن را تغییر دهد، اگر چه كر یا جارى باشد، نجس مى‏شود. ولى اگر بو یا رنگ یا مزه آن به واسطه نجاستى كه بیرون آن است عوض شود، مثلا مردارى كه پهلوى آب است بوى آن را تغییر دهد، نجس نمى‏شود.

٥٣ آبى كه عین نجاست مثل خون و بول در آن ریخته و بو یا رنگ یا مزه آن را تغییر داده، چنانكه به كر یا جارى متصل شود، یا باران بر آن ببارد، یا باد باران را در آن بریزد، یا آب باران در موقع باریدن از ناودان در آن جارى شود و تغییر آن از بین برود، پاك مى‏شود، ولى باید آب باران یا كر یا جارى با آن مخلوط گردد.

٥٤ اگر چیز نجس را در آب كر یا جارى فرو برند، و در چیزهایى كه قابل فشار دادن است مانند فرش و لباس، طورى فشار، یا در داخل آب حركت دهند كه آب داخل آن خارج شود، چنانچه از چیزهایى باشد كه در دفعه اول پاك مى‏شود، آبى كه بعداز بیرون آوردن، از آن مى‏ریزد، پاك است و اگر از چیزهایى باشد كه باید دو مرتبه آن را در آب فرو برند تا پاك شود، آبى كه بعد از دفعه دوم از آن مى‏ریزد،پاك مى‏باشد.

٥٥ آبى كه پاك بوده و معلوم نیست نجس شده یا نه پاك است. و آبى كه نجس بوده و معلوم نیست پاك شده یا نه، نجس است.

٥٦ نیم خورده سگ و خوك و كافر ، نجس و خوردن آن حرام است. و نیم خورده حیوانات حرام گوشت پاك و خوردن آن مكروه مى‏باشد.

احكام تخلى (بول و غائط كردن)

٥٧ واجب است انسان وقت تخلى و مواقع دیگر عورت خود را از كسانى كه مكلفند، اگر چه مثل خواهر و مادر با او محرم باشند، و همچنین از دیوانه ممیز و بچه‏هاى ممیز كه خوب و بد را مى‏فهمند بپوشاند، ولى زن و شوهر لازم نیست عورت خود را از یكدیگر بپوشانند.

٥٨ لازم نیست با چیز مخصوصى عورت خود را بپوشاند و اگر مثلا با دست هم آن را بپوشاند كافى است.

٥٩ موقع تخلى باید طرف جلوى بدن یعنى شكم و سینه رو به قبله و پشت به قبله نباشد.

٦٠ اگر موقع تخلى طرف جلوى بدن كسى رو به قبله یا پشت به قبله باشد و عورت را از قبله بگرداند، كفایت نمى‏كند. و اگر جلوى بدن او رو به قبله یا پشت به قبله نباشد، احتیاط واجب آن است كه عورت را رو به قبله یا پشت به قبله ننماید.

٦١ در موقع تطهیر مخرج بول و غائط رو به قبله و پشت به قبله بودن اشكالى ندارد، ولى اگر در موقع استبراء، بول از مخرج بیرون آید در این حال رو به قبله و پشت به قبله بودن حرام است.

٦٢ اگر براى آنكه نامحرم او را نبیند مجبور شود رو به قبله یا پشت به قبله بنشیند، باید رو به قبله یا پشت به قبله بنشیند. و نیز اگر از راه دیگر ناچار باشد كه رو به قبله یا پشت به قبله بنشیند، مانعى ندارد.

٦٣ احتیاط واجب آن است كه بچه را در وقت تخلى رو به قبله یا پشت به قبله ننشانند، ولى اگر خود بچه بنشیند جلوگیرى از او واجب نیست.

٦٤ در چهار جا تخلى حرام است: اول: در كوچه‏هاى بن بست در صورتى كه صاحبانش اجازه نداده باشند. دوم: در ملك كسى كه اجازه تخلى نداده است. سوم: در جایى كه براى عده مخصوصى وقف شده است، مثل بعضى از مدرسه‏ها. چهارم: روى قبر مؤمنین در صورتى كه بى‏احترامى به آنان باشد.

٦٥ در سه صورت مخرج غائط فقط با آب پاك مى‏شود: اول: آنكه با غائط، نجاست دیگرى مثل خون بیرون آمده باشد. دوم: آنكه نجاستى از خارج به مخرج غائط رسیده باشد. سوم: آنكه اطراف مخرج بیشتر از مقدار معمول آلوده شده باشد. و در غیر این سه صورت مى‏شود مخرج را با آب شست و یا به دستورى كه بعدا گفته مى‏شود با پارچه‏و سنگ و مانند اینها پاك كرد، اگر چه شستن با آب بهتر است.

٦٦ مخرج بول با غیر آب پاك نمى‏شود، و مردها اگر بعد از برطرف شدن بول یك مرتبه بشویند كافى است، ولى زنها و همچنین كسانى كه بولشان از غیر مجراى طبیعى مى‏آید، احتیاط واجب آن است كه دو مرتبه بشویند.

٦٧ اگر مخرج غائط را با آب بشویند، باید چیزى از غائط در آن نماند، ولى باقى ماندن رنگ و بوى آن مانعى ندارد. و اگر در دفعه اول طورى شسته شود كه ذره‏اى از غائط در آن نماند، دوباره شستن لازم نیست.

٦٨ هرگاه با سنگ و كلوخ و مانند اینها غائط را از مخرج برطرف كنند، اگر چه پاك شدنش محل تامل است، ولى نماز خواندن مانعى ندارد، و چنانچه چیزى هم به آن برسد نجس نمى‏شود، و ذره‏هاى كوچك و لزوجت محل اشكال ندارد.

٦٩ لازم نیست با سه سنگ یا سه پارچه مخرج را پاك كنند بلكه با اطراف یك سنگ یا یك پارچه هم كافى است، بلكه اگر با یك مرتبه هم غائط برطرف شد، كفایت مى‏كند. ولى با استخوان و سرگین و یا چیزهایى كه احترام آنها لازم است، مانند كاغذى كه اسم خدا بر آن نوشته، اگر پاك كند محل را، نماز نمى‏تواند بخواند.

٧٠ اگر شك كند كه مخرج را تطهیر كرده یا نه، اگر چه همیشه بعد از بول یا غائط فورا تطهیر مى‏كرده، باید خود را تطهیر نماید.

٧١ اگر بعد از نماز شك كند كه قبل از نماز مخرج را تطهیر كرده یا نه، نمازى كه خوانده صحیح است، ولى براى نمازهاى بعد باید تطهیر كند.





نوع مطلب : احکام و استفتائات، 
برچسب ها :